ʍҽɭɩkա ❤

(-kos.khol- )

خدا مرا از بهشت راند
از زمین ترساند
شما مرا از زمین راندید
از خدا ترساندید
من اینک
در کنار شیطان آرام گرفته‌ام
که نه مرا از خویش می‌راند
و نه از هیچ می‌ترساند...

  • : ملی من در حقت بدی کردم...ببخشم (khoob) (ghalb)

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • MSA ღ:❣ : نرفتی بیا چت

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل

راستی شب ها آرام میخوابی؟
خواب من را که نه،
خواب چه کسی را میبینی؟
راستی ‌صبح ها به امید من که نه،
به امید چه کسی چشم باز میکنی؟
اصلا من را چه به این حرف ها
شب بخیر آنِ او
شب بخیر مال او...


فاطمه جوادی

جای تو را
مرد دیگری پر کرده
مردی که من هم جای زنش را پر کردم.
گله ای نیست
من عادت دارم
تو هم زیاد به دلت بد راه نده.
زن تو هم روزی،مردی غیر از تو را دوست می داشت
مثل تو که قبل از او دلبسته در باز کردن من بودی..
حال این شهر زیاد خوب نیست
شهری که هیچ کدام از آدم ها
عشق اول هم نیستند...

روزها
کتاب میخوانم
چای میخورم
به تو فکر میکنم ...

فیلم میبینم
سینما میروم
تلفن های کاری ام را جواب میدهم
به تو فکر میکنم ...

قدم میزنم
خرید میکنم
برای دختر کوچک همسایه دست تکان میدهم
به تو فکر میکنم ...

پشت ترافیک می مانم
به تو فکر میکنم ...

شب ها اما
فقط
به تو فکر میکنم ...

#حنانه_اکرامی

+ خانوم دکتر من واسه اینکه بتونم ببینمتون سه روز توی نوبت بودم، سعی میکنم خلاصه بگم حرفامو که زیاد وقت نگیرم

- گوش میکنم

+ راستش همه چیزبرمیگرده به سیزده سال پیش، وقتی عاشق بوی دخترونه ی مقنعه ی مدرسش بودم!
من نقشه کشی میخوندم ودیوونه ی بازیگری، اونم ریاضی میخوند اما جای معادله وعدد دوست داشت بدونه تو سر آدما چی میگذره!
سال اخر دبیرستان بهترین روزای زندگیمون بود، نیم ساعت قبل از زنگ آخر از دیوار مدرسه میپریدم بیرون و هنوز زنگشون نخورده جلو در مدرسه منتظرش بودم.
اون هیچ وقت نفهمید که من واسه هزینه ی فلافل و سمبوسه ی مسیرِ مدرسه تا خونه تمام طول هفته تکالیف نقشه کشی بچه هارو انجام میدادم و پول میگرفتم ازشون.
حالمون خوب بود که خوردیم به کنکور.
من از کنکور متنفرم خانوم دکتر، از تغییر مسیرای یهویی متنفرم.
به هم قول دادیم هر جفتمون توی یه شهر قبول شیم، انتخابمونم شیراز بود.
من قبول نشدم اما اون قبول شد و رشته ی مورد علاقشو به دوری مون ترجیح داد ورفت.
منم باید میرفتم سربازی، این دوری منو عاشق تر میکرد و اونو دلسردتر! حق داشت خب، اختلاف مدرک تحصیلی رو میگم، آخه من وقتی از سربازی برگشتم مجبور بودم برم سرکاروجایگزین پدر کارافتادم باشم.
لا به لای سختیای زندگی داشتم دست و پامیزدم که برگشت بهم گفت من وتو راهمون خیلی وقته سواشده، بهتره دچار سوتفاهم نباشیم!
به همین راحتی گفت سوتفاهم ورفت پی تفاهمی که توی همه چی دنبالش میگشت الا دلِ من که براش لرز میگرفت
بعد از سیزده سال هفته ی پیش جلوی محل کارم یه نفر زده بود به ماشینمو کارت ویزیتشو گذاشته بودو رفته بود.
اسمشو که روی کارت دیدم اول باورم نشد اما بعد از کلی پیگیری فهمیدم خودشه. [ادامه...]

تو یه جایی که زندگی میکنی
همیشه یکی و بیشتر از تو دوست دارن,
میری یه جا کار میکنی,
همه توانتو به کار میگیری بشی اون کارمند خوبه,حتی شده کارای دیگران و انجام میدی که توچشم اطرافیان خوب باشی,ولی بلاخره یکی از بالادستیا پیدا میشه که بهت نشون بده که اونیکه کار نمیکنه و تنبل تره بهتر ازتوء,
توی دوستیام همینطور,
به یکی انقدر محبت میکنی همیشه پیششی تنهاش نمیزاری,
دست اخر بهت برمیگرده میگه رفاقت فلانی یه چیز دیگست,
تو فک و فامیل و آشنام همینجور,
همیشه اون آدم مظلومه که بی زبونه که مهربونه میشه ادم بده, چون مهربونی براش مبشه وظیفه,و هرکی هرکاری کنه میندازن گردنش و اونم نمیتونه از خودش دفاع کنه,
حتی گاهاً توخونواده هام اتفاق میوفته,
همیشه اون بچه خوبه ای,بچه کم خرجِ,بچه بی دردسرِ,
بچه ای که همش سعی میکنه توهمه موقعیتا هم پایِ خونواده باشه,
باز یهو کنار کسی میشینن میگن اونیکی بچم یه چیز دیگست,
تو عشقم همینجوره,
براش همه کار میکنی کم نمیزاری ولی کم برمیداری,هی کوتاه میای,
دست اخر میگه نه فلانی یه پیز دیگه بود,
زل میزنه بهت از بعدی وقبلیا میگه,
بعضی وقتا جدا از خوب بودن هایِ مفرد,
ادم از اینهمه تبعیض خسته میشه,
از اینکه هی میره میخوره به درِ بسته,
میشینه نمیرسه,میدوء نمیرسه,وامیسته نمیرسه,
بعضی وقتا ادم زندگیش پر میشه از هِی نرسیدنا,
هی کوتاه اومدنا,هی آدم خوبه یِ زندگیِ دیگران,
ولی یهو که به خودش نگاه میکنه میبینه چند درِ کوبیدِ شده تو صورتشه و پر از ناشکری هایِ اطرافیان,
این یعنی ساده بودن,
یعنی مالامالِ این زندگی بودن,
این یعنی انگار خدا یه گزینه به اسم
[ادامه...]

ادامه... دوستان
  • ✌ M!14D ✌
668 هواداران
بازدیدکنندگان