........ ...

(.s.m.h )

........ ...

8 ماه پیش و 3 هفته قبل [پست ثابت]
  • گاهی آدم دلش میخواهد در سکوت فرو رود
    دهانش را ازهرچه حرف و کلام ببندد وهیچ نگوید
    گویا ناگهان از دنیای ِآدمها پرت میشود بیرون
    و می افتد در برهوتی خالی از سکنه ودیگر هیچ کس جزخودش موجود ِآن حوالی نیست
    آدمی ست دیگر، گاهی انگارخسته میشود که مدام خودش را به هرکسی توضیح دهد،مدام به هرآشنایی میرسد مراقب باشد آزرده اش نکند. مدام نگران قضاوت ها باشد و درگیر ِنقص کلام
    گاهی آدم دلش میخواهد برود ته ِغار تنهایی خودش بنشیند و سکوت را تماشا کند
    وهیچ کسی خراشی بر خلوت ِدلش نیندازد
    آدمی ست دیگر گاهی عجیب خسته میشود
    ******
    در سکوت می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید.
    در او می توان نشست و هیچ نگفت
    و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.
    و چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد

    • ava3
  • مونا جان
اینجا ایران است،جایی که تو برای درس خواندن به مدرسه هایش اعتمادکردی
به مسئولین مدرسه ات،
  • مونا جان
    اینجا ایران است،جایی که تو برای درس خواندن به مدرسه هایش اعتمادکردی
    به مسئولین مدرسه ات، به معلمت و به بخاری اش،که تو را از سرما محفوظ کند.
    تا انگشت های سرما زده ات توان نگه داشتن قلم را داشته باشد،تا بتوانی فردا برای خودت در این سرزمین بی ثبات و پرهرج و مرج برای شهر محرومت کسی بشوی و کاری بکنی اما پاسخ اعتمادت،سوختن بود.
    اینجا همان ایرانی ست که از بخت بدت برای بدنیا آمدن انتخاب کردی، نه حتی تهران یا شهرهای دیگر در زاهدانی که آن بالایی ها فراموشش کرده اند، مثل بسیاری از شهرهای دیگر ایران که حداقل امکانات را هم دریغشان می کنند
    آنوقت در کشورهای آنور آبها،حتی در دورافتاده ترین شهرهایشان بهترین امکانات اول برای مدارس شان تعبیه میشود.بهترین کتابخانه،سالن ورزش،سالن غذاخوری ...
    وجود نازنینت با 90 درصد سوختگی،داغ بر پیشانی آنانی ست که اموال و امکاناتی که باید تو را می پروراند و به یک فرد متخصص تبدیل میکرد،در جیب هایشان ریختند،که یا گریختند یا درحال چپاولند.همانها که فرزندانشان در بهترین امکان کشورهای غربی وآمریکا درحال تحصیلند اما فرزندان بی پناه ایران باید یک به یک با دلایل مختلف در بدترین شرایط از دست بروند
    حالا استعفاها و توبیخ ها تو را بر میگرداند؟ جای خالی تو را چه کسی برای مادرت پرمی کند؟
    حیف از دنیایی که صدای خنده های تو را دیگر نمی شنود و یلدایی که بی تو صبح نمی شود.
    مونا خسرو پرست و سه همکلاسی دیگرش (صبا عربی، یکتا میرشکار، مریم نوکندی ) دیروز در حادثه ی آتش سوزی مدرسه ی ابتدایی در زاهدان براثر سوختگی زیاد از دست رفتند
    ******
    صدای ما خفه در حنجره است و سینه هایمان لبریز آه

  • ما آدمهای ِ
  • ما آدمهای ِ " منتظریم " اصلا انگار با یک چشم براهی ابدی و ازلی بدنیا میاییم
    زمستان منتظر بهاریم،بهارمیشود دلمان لک میزند که پاییز برسد
    عاشق ِعشقیم اما تا به عشق میرسیم از رنجهایش میخواهیم به بی عشقی برسیم
    درتب وتابیم از تنهایی رد بشویم عمری در انتظار آن نیمه ی گمشده آن یار پسندیده میمانیم
    اما تا به یار میرسیم،آرزوی تنهایی هایمان را داریم
    منتظریم درسمان تمام شود به کاربرسیم، سرکار میرویم لحظه شماری میکنیم تمام شود برسیم خانه یا بازنشسته شویم و از دغدغه اش راحت شویم
    منتظریم به موفقیت های زیاد برسیم اما هرموفقیت،وا میداردمان که آرزوکنیم بازهم همان حال ساده ی گذشته مان برگردد
    منتظریم دوستمان اول زنگ بزند
    منتظریم پولی دستمان بیایید ،تصمیم هایمان را عملی کنیم
    منتظریم جواب امتحاناتمان ،مصاحبه و آزمایشات پزشکی مان وخیلی چیزهای دیگر برسد
    منتظریم وضع اجتماعی یا اقتصادی تغییرکند
    منتظریم بچه هایمان دندان دربیاورند، بزرگ شوند ،فارغ التحصیل شوند، سروسامان بگیرند
    آدمهای قانع شدنی که نیستیم هیچ ،آدمهای دائم الانتظاری هستیم که تمام عمرمان در داشتن یا رسیدن چیزهایی میگذرد که هنوز نیامده
    گاهی این انتظارها از هرجای زندگی مان میزند بیرون ،آنقدر که دیگر ازهرچه منتظر ماندن بیزار میشویم
    ******
    درانتظارگم شدیم

  • چشم میگشاییم به روزی دیگر و امید دیدن ِخورشید را داریم
اگرچه نور در پیرامون ما بسیار اما از هجوم تا
  • چشم میگشاییم به روزی دیگر و امید دیدن ِخورشید را داریم
    اگرچه نور در پیرامون ما بسیار اما از هجوم تاریکی ها در عذابیم
    رخنه میکند عادت و تکرار بر لحظه های ِهرروزمان
    ونمیدانیم چگونه درخویش میپوسیم ... در خویش ویرانیم
    کدام دستی برمیچیند به دلخوشیمان ،یاسی از شاخه ای ؟
    کدام راهی در برمیگیرد آمدن آرزوها را ؟
    کدام آغوشی پناه بارش تنهایی مان ؟
    و کدام روزی گره میخورد به خوش ترین اتفاق ؟
    ازخواب آئینه عبور نکردیم، هنوز درما غباربیـــداد
    در مرز خودخواهی اسیریم ،درما فاصله تا عشق بســیار
    ******
    امــان از لحـــظه های خاکســتری .

  • آدم گاهی از یک جا دوباره شروع می شود، در یک جا تمام
جایی که خودش می فهمد برایش آغازی دوباره ست و یا
  • آدم گاهی از یک جا دوباره شروع می شود، در یک جا تمام
    جایی که خودش می فهمد برایش آغازی دوباره ست و یا دارد یک بار دیگر تمام می شود
    انگار چیزی در درونش کنده می شود یا رشد می کند حتی اگر یک "انگیزه " باشد
    حتی اگر دوری یا نزدیکی از عزیزی باشد یا رنگ و رویی که از عشق می پرد یا کاری که پس از مدتها انتظار، به نتیجه نمی رسد یا آشنایی ِ جدیدی که هر کلمه و حرفش میتواند شروعِ اتفاق خوشی باشد
    یا احساسی که انگار چیزی در دلمان می میرد که دوباره زنده شدنش محال ست
    آدم جایی شروع می شود و جریان زندگی دوباره برقرار ، جایی تمام می شود و نبض زیستن می ایستد
    چقدر مرز بین این دو زیاد است ، گاهی از وسط یکی می افتیم درست در محدوده ی آن یکی و برعکس
    واین همان فراز و نشیب زندگی ست که هیچ وقت بر روال آرامی پیش نمی رود
    ******
    چون برگ از درخت زندگی می ریزیم
    و چه بی تفاوت از رویمان رد میشود
    روزگار
    با چکمه های سنگین زمان ...!!!

  • جاده
راهی است از آشنایی به غربت٬ از غربت به آشنایی٬ از غربت به غربت
دیار آشنا را پشت سر می گذاری٬
  • جاده
    راهی است از آشنایی به غربت٬ از غربت به آشنایی٬ از غربت به غربت
    دیار آشنا را پشت سر می گذاری٬ که آشنایی ها تبدیل به غریبی ها شده اند.
    می روی تا شاید در گذر از راه ها و جاده ها٬
    به مدد اعجاز سفر٬ به امید واقعیت پیدا کردن قصه های پریان٬ آشنایی های تازه ای بیابی.
    جاده٬ تو را به دنیای دیگری می برد. جاده را دوست داری که سراسر عبور است و گذر
    اگر توقفی هم اتفاق می افتد٬ رسم ندارد که آن قدر بماند تا دلبستگی ای بر جای گذارد.
    توقف در جاده٬ مثل توقف در ناکجا آباد است. توقف در: هیچ جا!
    ******
    ایستاده ایم
    در ابتدای جاده ای بی انتها
    نگاه خیره مانده به دور دست ها
    به همان نقطه ی بی انتهایی که نمی بینمش
    جاده مه گرفته و هوا بارانیست
    هم قدم آرزوها و هم آغوش رویاها شده ام
    و منتظر نسیمی هستم که بیاید و به من بگوید:
    «بیا درست آمدی جاده ی خوشبختی همین جاست.»

  • زائرت نیستم از دور سلام

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس الن
  • زائرت نیستم از دور سلام

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
    السلام علیک یا شمس الشموس و یا انیس النفوس

    به ضریحت پیوند خورده دل هزاران عاشق
    کرامتت، کرامت همایونیست
    گواهی می دهد ازعرشیان تا فرشیان
    که تویی یگانه سلطان ملک عاشقی
    ******
    خوش به حال کسی که در صحنت ، زیر باران اسیر خواهد شد

  • آدمها را می شود از زخم هایشان شناخت، درک کرد، فهمید
 زخم هایی که درون شان را خراشیده است از دردهایی
  • آدمها را می شود از زخم هایشان شناخت، درک کرد، فهمید
    زخم هایی که درون شان را خراشیده است از دردهایی که کشیده اند
    از رنج هایی که برده اند و آدم دیگری شده اند
    بعضی زخم ها ،سالها هم بگذرد ،بازهم دهان باز می کنند، ملتهب می شوند، خون می ریزند
    بعضی زخم ها التیام پیدا کرده اند ،اما دست کاری اش می کنیم، رهایش نمی کنیم و همین می شود که همیشه تازه می مانند و هم خودمان را رنج می دهند وهم اطرافیان مان را
    بعضی زخم ها، را نباید توجه کرد و الا بزرگ و بزرگتر می شود و حفره ای در وجودمان می سازد که دیگر روزی بی زخم خوردگی ،طی نمی شود. آنوقت کم کم هرچه هستیم شبیه زخم می شود، حرف هایمان، نگاه مان، خودمان
    بعضی زخم ها را باید دید ، درمان کرد، مرهم گذاشت یا کنارگذاشت، تا بشود زندگی روی روال خودش بیفتد. تا ذهن و روحمان، در عمق زخمی که دیگر گذشته و زمانش طی شده، خراشیده نشود.
    آدم اگر زخم نخورد و زخمی نشود که آدم نیست، دل نیست، مترسکی ست که هزار نوک پرنده هم برآن بخورد، چیزی نمی فهمد
    آدم با زخم هایش "بزرگ" می شود، قوی می شود، و یاد می گیرد که زخم ها می توانند آنقدر سختش کنند واین وجهِ خوب ِزخم هاست
    ******
    خاطره های قدیمی، آدمهای گذشته و تمام تاریخ هایی که با آنها سهیم شده ایم یادآوری قشنگی ست که گاه ا شـ ک و گاه ل ب خ ن د به همراه دارد و مملو از زندگی ست

  • خاطره تنها ثبت ِ رویدادها در ذهن نیست
جا گذاشتن بخشی از وجود است درگذشته
خاطره ها تکه های پراکنده
  • خاطره تنها ثبت ِ رویدادها در ذهن نیست
    جا گذاشتن بخشی از وجود است درگذشته
    خاطره ها تکه های پراکنده ای ست که هربار،دراتفاقی جا میگذاریم
    وهربار که یادمان می آید آن خاطره صدایمان میکند
    مثل نخ میکشدمان به آن موقع، به آن اتفاق
    گاهی با گذار سالها بازهم صدای پای آن خاطره را میشنویم
    برمیگردیم و به تکه ای که جا گذاشته ایم نگاه میکنیم
    لمسش میکنیم، حسش میکنیم گاه برایش میگرییم و گاه لبخندی از سر شوق میزنیم
    اما فراموشش نمیکنیم
    من در خاطره های تو ، تکه ای ازخودم را جا گذاشته ام
    تکه ای عزیز که هربار صدایم میکند ، هرجا باشم چه درخواب و چه در بیداری
    چه در هیاهوو شلوغی و چه در کنج تنهایی ،بسویش میروم،بسویش میدوم
    و درآغوشش میگیرم ومست از عطر وجودش میشوم
    وجودی که با آنکه در آن لحظه مانده و در اسارت زمانست بازهم زیبا ، و بخشی از من است
    منی که لبریز توست و تویی که که مرا جاودان آن لحظه کرده ای
    هرچه بگذرد بازهم برایم یک خاطره ، یک حادثه و یک احساس تازه هستی
    ******
    خاطرات رفته یک آه شد
    آنچه بگذشت ، نمی آید باز

    • ..... ... : محبوبی منم بمحبوب جبران پلیز (khoob)

      2 ماه پیش, 1 هفته

    • ........ ... : سلام و درود. ممنون بانو،انشالله که لحظه لحظه ی زندگیتون سلامتی، آرامش، دلخوشی و شادی باشه (gol) (gol) (gol)

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • مهشید ... : خواهش .....

      4 ماه پیش

    ........ ...

    4 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • بدرود تابستان 
از عبور گرمت میگذریم و به سمت مهر می رویم
وپنجره های لبخند به باران و همدلی می گشای
  • بدرود تابستان
    از عبور گرمت میگذریم و به سمت مهر می رویم
    وپنجره های لبخند به باران و همدلی می گشاییم
    تو میروی و دستمان را در دست پاییز میگذاری
    و نوبت عاشقی را به او میسپاری
    هجرت از داغی بوسه های تو
    به خنکای نسیم پاییزی
    به سوز ِحزن انگیز ِسکوتش
    و مرثیه ی جدایی برگ های مانده بر زمینش شورش شعرست در ساحت لحظه ها
    و شاید اینبار از جاده ای که از دل پاییز میگذرد مسافر ِرفته بازگردد
    و تاهمیشه "عشق " طعم حضور پاییز باشد
    بدرود تابستان آرام و درود پاییز ِانتظار
    ******
    پائيز
    فصل آرامش دل
    فصل غوغای نگاه
    فصل باران

    • منصور حبیبی : سلام لایک محبوبیت.لطفا منوهم لایکککککککککککککک و محبوبم کنید.سپاس دوست مهربان

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • پاییزان ... : هم متن هم عکس زیباست (gol)

      4 ماه پیش, 1 هفته

    • لـــیلان بانـو * ســنندجی : ســـــــــــــلام ،دعوتید ب گروه اول پروفایلم گروه بهترین های هم میهن ،بیا و پستهای زیبات رو ب اشتراک بگذار ،محبوبیت گروه یادت نره https://hammihan.com/group/butifull

      4 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَعَلى ا
  • اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ
    وَعَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ
    وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
    وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
    دلم یک جای دنج می خواهد
    جایی شبیه حَرمَت
    من باشم و بغض های نشکسته
    ******
    عالم فدای توست

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    1272 هواداران
    بازدیدکنندگان