« ZEYNAB »

(.zeynab )
  • اگر پدرانمان در مقابل چشمان ما مادرانمان را مى بوسيدند
اگر قديمى ترها به همسرشان نمى گفتند
  • اگر پدرانمان در مقابل چشمان ما مادرانمان را مى بوسيدند
    اگر قديمى ترها به همسرشان نمى گفتند "منزل"
    و با اسم فرزندِ پسر خطابشان نمى کردند
    اگر گهگاهى به جاى پوشک و ملافه و آبکش، کتاب و قلم دست مادرانمان مى ديديم
    اگر ياد مى گرفتيم زنى که عطر ميزند فاحشه نيست
    اگر ياد مى گرفتيم زنى که مى خندد و گيسوانش را به باد مى سپارد قصد خود فروشى ندارد
    اگر با صداى پاشنه هاى کفش يک زن، هزار و يک سر نمى چرخيد به سمت صدا
    اگر هر مردى را که با همسرش مهربان بود و به او شاخه گلى تقديم مى کرد زن ذليل ناميده نمى شد
    و هزار و يک اگر و اماى ديگر..
    امروز زن ها را معيار عقده هاى جنسى جامعه قرار نميدادند..
    معيارهايمان را اشتباه نوشتند
    اشتباه...!

    پ.ن: زن ها رو نشکنین.. فقط به این فکر کنین که نسل بعدی میتونه مادرهای خوشحال تری داشته باشه..
    با دغدغه های فکری کمتر برای مطالعه ی بیشتر..
    " به من مادران خوب بده و من به شما یک ملت خوب خواهم داد" ناپلئون بناپارت

    • « ZEYNAB » : قربانت عزیزم (ghalb)

      5 روز پیش و 13 ساعت قبل

    • ielnaz .. : کپشن زیبایی داشت ممنون از پست زیبات

      5 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • « ZEYNAB » : باشه پس :) چشم من که حتما دعا میکنم موفق باشه و نتیجه ی زحمتاشو ببینه

      6 روز پیش

  • دلم باران میخواهد
و چتری خراب 
و خیابانی که هیچوقت به مقصد نرسد ..
  • دلم باران میخواهد
    و چتری خراب
    و خیابانی که هیچوقت به مقصد نرسد ..

    • « ZEYNAB » : سپاس آقای مهرانی (khoob) (gol) (gol)

      1 هفته و 2 روز قبل

    • مهرتن مهراني : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (ghalb)

      1 هفته و 2 روز قبل

    • Banoo :): : باشه باشه قلب قلب

      1 هفته و 3 روز قبل

    « ZEYNAB »

    3 هفته پیش و 3 روز قبل
  • یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم.
اوایل بهش میرسیدم. قشنگ بود و جون دار.
کم کم فهمیدم با همه بوت
  • یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم.
    اوایل بهش میرسیدم. قشنگ بود و جون دار.
    کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره!
    خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد.
    منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه.
    هر گلی که خراب میشد میگفتم، کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم..
    تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده!
    ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهرشو حفظ کرده بود.
    حالا من قوی ترین گلم رو از دست دادم، فقط چون فکر میکردم قویه و مقاوم..

    پ.ن: مواظب قویترین های زندگیمون باشیم.
    ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند،همیشه حامی اند،پشتت بهشون گرمه..
    اما بهشون رسیدگی نمیکنیم، تا اینکه یه روز میفهمیم قوی ها هم از بین میرن..
    #تلنگر

    • « ZEYNAB » : (khoob) (gol)

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • محمد ... : اره همین کارو میکنم. ممنون شما هم همینطور :)

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • « ZEYNAB » : روزا که انرژی دارین هم میهنو آف کنین، شب قبل خواب سر بزنین. به امید موفقیت :)

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

  • ای که می پرسی نشان عشق چيست؟
عشق چيزی جز ظهور مهر نيست
عشق يعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده ای
  • ای که می پرسی نشان عشق چيست؟
    عشق چيزی جز ظهور مهر نيست
    عشق يعنی مشکلی آسان کنی
    دردی از درمانده ای درمان کنی
    در ميان اين همه غوغا و شر
    عشق يعنی کاهش رنج بشر
    عشق يعنی گل به جای خار باش
    پل به جای اين همه ديوار باش
    عشق يعنی تشنه ای خود نيز اگر
    واگذاری آب را، بر تشنه تر..
    عشق يعنی دشت گل کاری شده
    در کويری چشمه ای جاری شده
    عشق يعنی ترش را شيرين کنی
    عشق يعنی نيش را نوشين کنی
    هر کجا عشق آید و ساکن شود
    هر چه ناممکن بود، ممکن شود..

    مرحوم مجتبی کاشانی

    • Armin Hemati : خیلی ممنون پمنون

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • « ZEYNAB » : سلام قابلتونو نداره

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • Armin Hemati : سلام سلام، من ازین خوشم اومد

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

  • آدمک آخر دنیاست بخند ..
آدمک مرگ همین جاست بخند ..
دستخطی که تو را عاشق کرد؛ 
شوخی کاغذی ماست بخن
  • آدمک آخر دنیاست بخند ..
    آدمک مرگ همین جاست بخند ..
    دستخطی که تو را عاشق کرد؛
    شوخی کاغذی ماست بخند ..
    آدمک خر نشوی گریه کنی
    کل دنیا سراب است بخند ..
    آن خدایی که بزرگش خواندی؛
    بخدا مثل تو تنهاست بخند ..
    راستی آنچه به یادت دادیم
    پرزدن نیست که درجاست، بخند ..

    آدمک فصل خزان است بخند ..
    ریزش برگ عیان است بخند ..
    آنکه میگفت: دوستت دارم ،
    شمع بزم دگران است بخند........

    • « ZEYNAB » : ممنون شمام همینطور (khoob) (gol)

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • Armin Hemati : دمت گرم، معلومه دل بزرگی داری، امیدوارم همیشه شاد و موفق و سربلند باشی بانو.

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • « ZEYNAB » : نه بابا راحت باشین کاملا :))

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    « ZEYNAB »

    9 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • نشسته ام به تماشای دنیایی که دیگر هیچ رنگی ندارد !
آدم هایی را دیده ام که حرف و عملشان بسیار با هم
  • نشسته ام به تماشای دنیایی که دیگر هیچ رنگی ندارد !
    آدم هایی را دیده ام که حرف و عملشان بسیار با هم متفاوت بود
    با این همه چنان آرامم که گویا هیچ گاه روزگار بهتر از این نبوده ..
    نه حرفهای خصمانه دلگیرم می کند ..
    نه دروغ هایی با طعم و عطر عاشقی هوش از سرم می برد ..
    دنیایی که برای فرار از کودکی در انتظارش بوده ام بد نیست، فقط کمی بی رنگ است ..

  • صغرا خانوم خوب می دانست بهترین تهدید برای ما بچه‌های تنها رها شده از ده صبح تا ده شب، این است که چاد
  • صغرا خانوم خوب می دانست بهترین تهدید برای ما بچه‌های تنها رها شده از ده صبح تا ده شب، این است که چادر مشکیش را از توی کمد بردارد، بیندازد سرش و بگوید من رفتم و همین کافی بود که ما به گریه بیفتیم، گوشه چادرش را بگیریم که تورو خدا نرو ..بعد فرق نمی‌کرد کدام یکیمان چادرش را گرفته بود، آن یکی می‌دوید می‌رفت سراغ کفش‌هایش ..کفش‌هایش همیشه قايم می‌شد: زیر مبل، پشت یخچال یا توی کیف سامسونت بابا که قفلش خراب بود!
    حالا محال بود ما را بگذارد برود ولی همین که برای چند لحظه باورمان می‌شد رفتنی است و همین که نمی‌رفت و کفش‌ها را از زیر بالشت می‌کشید بیرون و قربان صدقه‌مان می‌رفت، داستان گریه‌دار خوش‌پایان ما بود .. فکر می‌کردیم ما نگهش داشته‌ایم، فکر می‌کردیم کفش‌ها ما را نجات داده‌اند .. 
    بعدها پیش می آمد که کفش‌های مهمان محبوبمان را قايم می کردیم، کفش آدم‌هایی که دوست داشتیم بمانند!آدم‌هایی که مهربان می پرسیدند کفش‌ها کجاست، می گفتند زود برمی گردند، به بابا اصرار می‌کردند که نه،نه، خودش الان کفش‌ها را می‌آورد. بعد وقتی کفش‌ها را آرام از پشت در می‌کشیدیم بیرون، کسی مهربان نبود، کسی قربان ما نمی‌رفت، کسی از رفتن پشیمان نمی‌شد ..
    یک جايی ما این واقعیت را فهمیدیم که صغرا خانوم رفتنی نیست، خودش رفتنی نیست و کفش‌ها هیچ کاره‌اند ..
    از یک روزی به بعد، ما دست به کفش هیچ کس نزدیم!
    هرکس رفت خداحافظی کردیم. حتی پیش دستی کردیم، وسط جمله‌اش گفتیم خداحافظ و کفش‌ها را جلوی پایش جفت کردیم و در را بستیم، بعد اگر گریه‌مان گرفته بود گریه کردیم .. یاد گرفتیم برای چند دقیقه یا چند روز بیشتر خودمان را خراب نکنیم، خودمان را کبود کنیم از گریه بعد رفتنش، اما بگذاریم برود ...

    • « ZEYNAB » : (gol) (gol)

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • * sonat * : عالی بود .

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • حمید دیره : خواهش (gol) (ghalb) (gol) (khoob)

      11 ماه پیش و 4 هفته قبل

  • تجملات هیچ‌وقت جاذبه‌ای برایم نداشتند!
من چیزهای ساده را دوست دارم،
کتاب‌ها را ،
تنهایی را ،
یا
  • تجملات هیچ‌وقت جاذبه‌ای برایم نداشتند!
    من چیزهای ساده را دوست دارم،
    کتاب‌ها را ،
    تنهایی را ،
    یا بودن با کسی که تو را می‌فهمد ..

    • « ZEYNAB » : سلام مرسی از دعوتتون (gol) من کلا زیاد پست نمیذارم.. گروهتون محبوب میشه :)

      6 روز پیش و 9 ساعت قبل

    • آرامش ... : دلم میخواد شما توی گروه منم پست بذارید (gol)

      6 روز پیش و 10 ساعت قبل

    • « ZEYNAB » : سلام باشه ممنون برای محبوبیت و لایک (gol)

      9 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • تمامِ عمرمان سرگرمِ جمع و ضرب و تفریقیم  

کسی امّا نمی‌داند که با حاصل چه باید کرد...
  • تمامِ عمرمان سرگرمِ جمع و ضرب و تفریقیم

    کسی امّا نمی‌داند که با حاصل چه باید کرد...

    • « ZEYNAB » : قربانت ^_^ ❤

      4 هفته پیش

    • شیلا شایسته : خیلی خوش اومدی خواهر جووونی...مرسی که هستی فدات✌❤

      4 هفته پیش

    • « ZEYNAB » : انقدر بامحبت دعوت میکنین شما مدیر گروها آدم روش نمیشه رد کنه (khejalati) آمدیم :)

      4 هفته پیش

    ادامه... دوستان
    • R O  Z 27
    • نهال :)
    • •_• zahra
    • mahsa tlati
    • _❤ _
    • .Banoo .
    • zahra ...
    • ☆ Faeze ❥
    • آرامیسـ ❥
    • Banoo :):
    • نسرین نانکلی
    • tคrคຖ໐๓ ⑧⓪
    1959 هواداران
    بازدیدکنندگان