اشرف . ش . ی

(1a2b3d )

اشرف . ش . ی

5 ماه پیش, 1 هفته
  • امیدوارم نقاش هستی 
از پالت تقدیر
زیباترین رنگ را 
روی بوم زندگیتان نقاشی کند
تا زیباترین رنگین
  • امیدوارم نقاش هستی
    از پالت تقدیر
    زیباترین رنگ را
    روی بوم زندگیتان نقاشی کند
    تا زیباترین رنگین کمان احساس
    در زندگیتان شکل بگیرد

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید مهربونم . بزرگوارید نظر لطف و مهربانی شماست دوست بسیار قدیمی و گرامی

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • دختر کارون : عزيز مهربونم مرسي از مطالب خوبت (gol) (ghalb)

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • اشرف . ش . ی : بسیار سپاسگزارم

      5 ماه پیش, 1 هفته

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • گاهی اوقات نگاهت را نگاه کن ...
  • گاهی اوقات نگاهت را نگاه کن ...

    • حمید دیره : لطف دارید ...شماهم پاینده باشید

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید .

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • حمید دیره : تشکرازشما ...شماهم سربلند وبرقرار باشید

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • آدمهایی هستند که
  • آدمهایی هستند که "خوبـــــند"

    خوب بودن به خوردشان رفته ،
    آمده اند که مهر بیاورند ،
    نه جنسیتشان مهم است
    نه عقایدشان نه سنشان ،
    نه تحصیلاتشان
    آدم های " خوب " همیشه ماندگارند ...

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید ...

      5 ماه پیش

    • S Azadmanesh : درسته ولی این روزهااین ادمهاکمیاب شدن بانو(gol)

      5 ماه پیش

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید مهربونم /

      5 ماه پیش, 1 هفته

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • معلم برای شاگردانش داستان کشتی مسافرتی که در دریا غرق شده بود را نقل کرد. کشتی در دریا واژگون شد و ف
  • معلم برای شاگردانش داستان کشتی مسافرتی که در دریا غرق شده بود را نقل کرد. کشتی در دریا واژگون شد و فقط و فقط یک زوج از مسافران این کشتی بودند که موفق شدند خود را به نزدیک قایق نجات برسانند. در قایق نجات فقط برای یکی از آن دو جا بود.. یا مرد باید می ماند و یا زن...
    اینجا بود که مرد همسرش را کنار زد و خودش به داخل قایق نجات پرید. زن در حالی که همسرش درون قایق نجات بود و خودش داخل کشتی در حال غرق شدن ایستاده بود، فریاد زد و چیزی به همسرش گفت.
    معلم از دانش آموزان پرسید:

    "فکر می کنید آن زن چه چیزی را به شوهرش گفت؟"
    دانش آموزان فریاد زدند: "ازت متنفرم؟! ای کاش بهتر شناخته بودمت؟"
    معلم متوجه پسری شد که آرام در جای خود نشسته. از پسر خواست تا به سؤال پاسخ دهد. (فکر می کنی آن زن در لحظات آخر به شوهرش چه گفت؟). پسر جواب داد: "به نظرم زن گفته: مواظب بچه مون باش!"
    معلم با تعجب پرسید: "تو این داستانو قبلا شنیده بودی؟"
    پسر سرش را تکان تکانی داد و گفت: "نه، ولی مامان من هم قبل از این که در اثر مریضیش از دنیا بره ،همینو به بابام گفت (مواظب بچه مون باش!)"
    معلم غمگین شد و گفت پاسخ تو درست است.
    کشتی غرق شد، مرد به خانه رفت و دخترش را به تنهایی بزرگ کرد. چندین سال بعد از این که مرد هم از دنیا رفت، یک روز دختر در حال مرتب کردن وسایل بازمانده از پدرش، کتاب خاطرات او را پیدا کرد. مشخص شد که در زمانی که حادثه غرق شدن کشتی اتفاق افتاد ،مادرش مبتلا به یک بیماری لاعلاج بود و واپسین روزهای زندگیش را می گذراند. به همین خاطر هم پدرش برای سوار شدن به قایق نجات مادرش را کنار زده بود. پدرش در دفترچه خاطراتش این طور نوشته بود:
    " چقدر آرزو می کردم اکنون در اعماق دریا و در ک
    [ادامه...]

    • اشرف . ش . ی : درود بر شما . دوست گرامی تفسیر جالبی کردید بسیار سپاسگزارم .به نظر من واقعی یا غیر واقعی اون مطلب مهم نیست بلکه مهم درسیست که باید گرفته شود . صمیمانه برایتان آرزوی سربلندی و سرفرازی می کنم .

      5 ماه پیش, 1 هفته

    • محمدعلی رحیمی : والا بنظرم داستان علی رغم اینکه احساسات رو تحریک میکنه و تاثیر گذاره واقعی نیست. نویسنده سعی داشته چندتا کاراکتر رو با شرایط نسبتا غیرممکن و دور از باور کنار هم بچینه و یک فیلمنامه تودرتو ازش دربیاره. کشتی پرمسافری غرق

      5 ماه پیش, 1 هفته

    • اشرف . ش . ی : بسیار سپاسگزارم . نظر لطف شماست . دوست گرامی نتیجه گیری رو هم نویسنده ی داستان نوشته بود بنده نقشی در اون نداشتم . ولی خب اشکالی نداره هر کسی دوست داشت نتیجه گیری خودشو بنویسه خوشحال میشم من هم استفاده ببرم

      5 ماه پیش, 1 هفته

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • اگر جرات خداحافظی با گذشته را داشته باشی
زندگی سلامی جدید به تو پاداش خواهد داد  .
  • اگر جرات خداحافظی با گذشته را داشته باشی
    زندگی سلامی جدید به تو پاداش خواهد داد .

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید . نظر لطف و مهربانی شماست بسیار بسیار سپاسگزارم .

      5 ماه پیش

    • رزباد ... : واقعیتی هست انکار نشدنی... پروفایلتون فوق العاده بود سرکار خانم . در پناه لبخندی از خدا باشید

      5 ماه پیش

    • عباس پوشه دار : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ می‌گذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ‌آمد، ﺷﯿﺮ را می‌خورد ﻭ سکه‌اﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ می‌ان
  • ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺧﯽ می‌گذاشت. ﻣﺎﺭﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ‌آمد، ﺷﯿﺮ را می‌خورد ﻭ سکه‌اﯼ ﺩﺭ ﺁﻥ می‌انداخت.
    ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ. ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﺎﻥ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﮑﻨﺪ. ﭘﺴﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﺪ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺎﺭ ﺭﺍ بکشد ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﮑﻪﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ.
    ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ را ﮐﺮﺩ.
    ﻭﻟﯽ ﻣﺎﺭ ﺯﺧﻤﯽ ﺷﺪ و ﭘﺴﺮ را نیش زد و ﭘﺴﺮ ﻣﺮﺩ. ﭼﻮﭘﺎﻥ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﺑﯽﭘﻮﻝ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﻗﺪﯾﻢ، ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺳﻪ ﺷﯿﺮﯼ ﺟﻠﻮی ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮔﺬﺍﺷﺖ.
    ﻣﺎﺭ ﺷﯿﺮ را ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺳﮑﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: «ﺩیگر ﺑﺮﺍیم ﺷﯿﺮ ﻧﯿﺎور، ﭼﻮﻥ ﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﮒ ﭘﺴﺮﺕ را فراموش می‌کنی و ﻧﻪ ﻣﻦ ﺩﻡ ﺑﺮﯾﺪﻩام را.»

    ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﻝ ﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﺯﺧﻢ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﺷﻮﺩ.

    • اشرف . ش . ی : درود فراوان به شما دوست مهربان و گرامی . زنده باشید باعث افتخار دوست ارجمند

      5 ماه پیش

    • فریبا حسینی : سلام بر شما دوست بسیار گرامی خود خودم خوبید تشکر از شما و طی صحبت های شما در تلگرام دوباره امتحان کردم ودرست شد و موفق به دیدار شما دوستان گلم شدم درود برشما وهمه دوستانم

      5 ماه پیش

    • عارف . : خواهش میکنم .

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • رجبعلی ربا خوار؟!؟
رجبعلی هوایی معروف به رجب علی صراف از تجار بنام شیراز بود، مغازه اش در نبش ورودی
  • رجبعلی ربا خوار؟!؟
    رجبعلی هوایی معروف به رجب علی صراف از تجار بنام شیراز بود، مغازه اش در نبش ورودی بازار وکیل و کارش حواله دادن پول و صرافی بود و البته پول با دو درصد سود به افراد نیازمند هم وام میداد.
    عوام او را نزول‌خوار میگفتند. بالاخره رجبعلی عزم زیارت خانه خدا کرد و برای حساب اموال به علما مراجعه کرد .به او میگویند: پول شما از راه صحیح بدست نیآمده ، حرام و قابل محاسبه، کسر خمس و زکات نیست!
    در حقیقت جوابش کردند و گفتند: حق نداری مکه بروی!
    رجبعلی که از مکه رفتن منع شده بود بجای سفر حج با هزینه شخصی درمانگاهی در فلکه مصدق شیراز بنا کرد‌ که تمام موارد پزشکی، درمانی و دارویی در آن رایگان بود . وی این بیمارستان خیریه را بنا کرد تا هم ثوابی ببرد و هم کفاره گناهان آن ۲ درصد سودش بشود.
    در سال ۱۳۵۸ برخی از انقلابیون گفتند: این درمانگاه نجس است و حرام، چون از پول ربا ساخته شده و درمانگاه فوق با آن همه تجهیزات و وسایل تخریب و به توالت عمومی تبدیل گردید.
    هم اینک توالت مذکور به پارکینگی متروکه تبدیل شده!
    ای کاش رجب علی خان، سر از خاک بر می داشت و ۲۷ تا ۳۸درصد سودی را که نامش نزول هم نمیباشد می دید!!!

    • اشرف . ش . ی : سپاسگزارم .

      5 ماه پیش

    • dani ;) : محبوبی وفول لایک :) جب شه پلیز !

      5 ماه پیش

    • اشرف . ش . ی : خواهش می کنم /.

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • عبرت گرفتن از تاریخ 

ماندلا و قذافی هر دو آفریقایی بودند ، هر دو آزادی خواه بودند ، هر دو مبارز ب
  • عبرت گرفتن از تاریخ

    ماندلا و قذافی هر دو آفریقایی بودند ، هر دو آزادی خواه بودند ، هر دو مبارز بودند ، هر دو در مبارزه پیروز شدند ، هر دو به محبوبیتِ فراوان رسیدند و هر دو موفق شدند که رهبری کشورهایشان را به دست بگیرند ، ماندلا امّا بدون خون ریزی به پیروزی رسید و بدون خون ریزی ادامه داد و قدافی با خون بر مسند نشست و با خون ادامه داد ، ماندلا گوشش را برای شنیدن صدای مردم باز کرد و قذافی دهانش را به نعره گشود تا گوش مردم از صدایش پر باشد ، ماندلا کتابِ مردم را خواند و قذافی کتابی نوشت و مردم را وادار به خواندن ان کرد.

    ماندلا خودش را کشت تا مردمش زنده باشند و قذافی مردم را کشت تا خودش زنده باشد ، ماندلا گفت : « ما » و قذافی گفت : « من » ، ماندلا مردم را فرزندان خود خواند و قذافی مردم را سوسک و موش خطاب کرد ، ماندلا پیش از این که از زندگی کناره بگیرد از قدرت کناره گرفت و قذافی تا آخرین لحظات به تخت و خیمه اش می اندیشید.

    و حالا نلسون ماندلا و معمّر قذافی - هر دو نفر - در پیشگاهِ ابدیّت تاریخ ایستاده اند و ما تنها به احترام ماندلا می ایستیم.

    • اشرف . ش . ی : خواهش می کنم . زنده باشید

      5 ماه پیش

    • mahmood بـــا مــرامــم : آهااااان مطلب افتاد .... یکم بیشتر باید حواسم باشه خخخخخخ

      5 ماه پیش

    • اشرف . ش . ی : جسارت نکردم دوست گرامی در پاسخ شما اینگونه گفتم . موفق و سرفراز باشید .

      5 ماه پیش

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • بايزيد بسطامي را پرسيدند :

اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده اي؛
چه خواهي گفت؟
بايزيد فر
  • بايزيد بسطامي را پرسيدند :

    اگر در روز رستاخيز خداوند بگويد چه آورده اي؛
    چه خواهي گفت؟
    بايزيد فرمود :
    وقتي فقيري بر کريمي وارد ميشود ,
    به او نميگويند چه آورده اي.
    بلکه ميگويند چه ميخواهي
    زندگى يک پاداش است ,نه يک مکافات.
    فرصتى است کوتاه تا ببالى ,بيابى , بدانى , بينديشى , بفهمى , وزيبا بنگرى ,و در نهايت در خاطره ها بمانى...

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید دوست ارجمند و سپاسگزارم .

      5 ماه پیش, 1 هفته

    • HAMID M : درودبرشما دوست عزیزوگرامی (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      5 ماه پیش, 1 هفته

    • اشرف . ش . ی : بسیار سپاسگزارم نظر لطف شماست . زنده باشید

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    اشرف . ش . ی

    5 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • روزگاركودكي يادش بخير
چابكي و زيركي يادش بخير
يادبازي كردن در کوچه ها
دفتركاهي،مدادپرچمي
آن تراش
  • روزگاركودكي يادش بخير
    چابكي و زيركي يادش بخير
    يادبازي كردن در کوچه ها
    دفتركاهي،مدادپرچمي
    آن تراش اهني يادش بخير
    خوش ترين ايام،ايام تو بود,
    كودكي بر روز و شب هايت درود

    • عباس پوشه دار : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید ...

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • سینا پیروتی : خیلی خاطره انگیز و جالب بود. ..یادش بخیر (ghalb) (ghalb) (gol) (gol)

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • Amir amiri
    • ميرشجاع سيدين
    • کیوان مقدم
    • ... . ...
    • Javad khodaei
    • ساناز پارسا
    • امید رمضانی
    • محمد م
    • پرسه در خاک غریب
    • tanhaye tanha
    • مهدی رمضانی
    • m kiani
    • AMIR ALI MAHDAVI
    • eraj .....
    • Hamed Amini
    • رویا فاخر
    4284 هواداران
    بازدیدکنندگان