اشرف . ش . ی

(1a2b3d )
  • روزت مبارک . 
تقدیم به تمام بانوان گرامی و محترم ایران زمین .
از صمیم قلب برایتان آرزوی سلامتی ، س
  • روزت مبارک .
    تقدیم به تمام بانوان گرامی و محترم ایران زمین .
    از صمیم قلب برایتان آرزوی سلامتی ، سعادتمندی ، سربلندی ، سرافرازی و .... دارم .

    • اشرف . ش . ی : پاینده باشید .

      3 سال پیش و 3 ماه قبل

    • FAHIMEH gh : سلام ،ممنونم روزتون بخیر و شادی

      3 سال پیش و 3 ماه قبل

    • اشرف . ش . ی : درود بر شما دوست باوفا و مهربون

      3 سال پیش و 3 ماه قبل

  • تقدیم به تمام دوستان گرامی
  • تقدیم به تمام دوستان گرامی

    • اشرف . ش . ی : پاینده باشید .

      3 سال پیش و 3 ماه قبل

    • حمیده. ت. : خانومی گلم ...عزیزم...مهربان ...درپناه خداباشی وسلامت..

      3 سال پیش و 3 ماه قبل

    • سید قاسم : سلامت باشین ........

      3 سال پیش و 3 ماه قبل

  • دوست گرامی : هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست ، عشقی باشد در دل نه در سر و دلیلی باشد برای
  • دوست گرامی : هر روز برایت رویایی باشد در دست نه دوردست ، عشقی باشد در دل نه در سر و دلیلی باشد برای زندگی نه روزمره گی . تولدت مبارک .

    • اشرف . ش . ی : خواهش می کنم دوست گرامی از لطف شما سپاسگزارم شاد و سربلند باشید .

      3 سال پیش و 4 ماه قبل

    • ع نظری : سلام جیگر طلا محبوبت کردم. . شما هم به رسم دوستی بیا و محبوبم کن . منتظرتم.ضمنا ما یه گروه تشکیل دادیم به اسم (گلچینی از سخنان بزرگان) . لطف میکنی عضوش بشی مرسی عزیز منتظرتم

      3 سال پیش و 4 ماه قبل

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید

      3 سال پیش و 5 ماه قبل

  • سلام صبح تون قشنگ و شاد . تقدیم به شما دوست گرامی و محترم.
  • سلام صبح تون قشنگ و شاد . تقدیم به شما دوست گرامی و محترم.

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید دوست گرامی .

      2 سال پیش و 10 ماه قبل

    • ... . مشکات : (gol) (gol) (gol) اینها با سلام تقدیم به (gol) که فرصت نداد ما غمگین باشیم .

      2 سال پیش و 10 ماه قبل

    • reza fallah : سلام دوست گرامی و عزیز.اگه مایلید و دوست دارید خوشحال میشیم شما هم عضو گروه کتابخانه 5 تن ال عبا بشین و گروه رو محبوب کنین و همینطور ما را در معرفی کتابهای خوب مذهبی و معنوی و دینی و اخلاقی مورد علاقتون در این گروه ی

      2 سال پیش و 10 ماه قبل

    اشرف . ش . ی

    1 ماه و 2 هفته قبل
  • هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند
  • هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند ، مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت می کنند ، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند ، ناخودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند .

    • اشرف . ش . ی : پاینده باشید .

      1 ماه, 1 هفته

    • tezarovich romanove : فکر نکنم این عکس واقعی باشه طهران چنین جایی نداره این فتو شاپه

      1 ماه, 1 هفته

    • اشرف . ش . ی : درود بر شما دوست مهربان و قدیمی . ممنونم نظر لطف شماست دوست خوبم .

      1 ماه, 1 هفته

    اشرف . ش . ی

    3 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • دوستان خوب و مهربونم برای مدتی در کنار شما عزیزان نخواهم بود برایتان از صمیم قلب آرزوی سلامتی ، شادی
  • دوستان خوب و مهربونم برای مدتی در کنار شما عزیزان نخواهم بود برایتان از صمیم قلب آرزوی سلامتی ، شادی و سعادتمندی دارم . تا درودی دیگر شما را بخدای مهربون می سپارم .

    • اشرف . ش . ی : درود بر شما و سپاسگزارم .

      3 ماه پیش

    • HAMID M : سلام شب خوش (gol) (ghalb)

      3 ماه پیش

    • اشرف . ش . ی : زنده باشید دوست مهربان سال نو شما هم مبارک و با آرزوی بهترینها برای شما در کنار خانواده ی محترم تان .از لطف و محبت تان بسیار بسیار سپاسگزارم

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • داستان آموزنده  “تجربه دروغ“

به اصفهان رفته بود . کنار سی و سه پل نشسته بود . نگاهش به دختر بچه س
  • داستان آموزنده “تجربه دروغ“

    به اصفهان رفته بود . کنار سی و سه پل نشسته بود . نگاهش به دختر بچه سه یا چهار ساله افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت او را نگاه میکرد . بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دست اشاره کرد به طرفش بیاید اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد . دو سه بار دیگر هم تکرار کرد اما نیامد .
    به عادت همیشگی ، دستش را که خالی بود مشت کرد و به سمتش گرفت تا احساس کند چیزی برایش دارد . بلافاصله به سویش حـرکت کرد . در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت او آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشت او قرار داد . بچه آمد و شکلات را گرفت .
    به پدرش گفت قصد اذیت او را نداشته .
    گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است.

    کار تو باعث میگردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر تا آخر عمرش به کسی اعتماد نکند.

    • اشرف . ش . ی : بسیار سپاس ..

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • ahmad 231 : (ghalb) (gol) (ghalb)

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • اشرف . ش . ی : درود دوست قدیمی و گرامی . بسیار سپاسگزارم .

      1 ماه و 4 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • شهید زنده
    • محمد محمدی
    • mahshid shahedi
    • مهسا
    • Ahmad namalom
    • محمد رضا
    • امير حسنپور
    • کندوکاوماشین -بالابر نفر-
    • وحید حسینی
    • متحد پرچ
    • rahi ...
    • omid_dj iran
    • El Che
    • محسن بهرامی/ تهران
    • مسلم رحیمی 59
    • آرش معتمد
    3773 هواداران
    بازدیدکنندگان