شهرام ..

(6ahram )

شهرام ..

4 ماه پیش و 2 هفته قبل

6ahram:

شده آیا بزنی پیش خودت داد خودت را
ببری از سر خود خاطره و یاد خودت را

کشور حادثه ها باشی ، وَ از تلخی تقدیر
لعن و نفرین بکنی ساحت اجداد خودت را

کاسه ی صبر خدا باشی و لبریز ، ولی باز
در دل آینه ها بشکنی ابعاد خودت را

مثل یک شهر که در جنگ به آتش بکشندش
به دلت هدیه کنی پیکرِ اجساد خودت را

حجله ی شوم زمان باشی و در شام عروسی
از بد حادثه در خون کشی ، داماد خودت را

شده آیا که زنی معجزه در قلب تو باشد
و به حاشا بزنی عشق به همزاد خودت را

شده آیا، شده آیا، شده آیا که نفهمی
علت مرگ صدا در تن فریاد خودت را

شهرام ..

4 ماه پیش و 2 هفته قبل

6ahram:
من از این عابران کوچه و بازار می ترسم..

از این ابلیسهای در نقاب یار می ترسم..

در این شهر آنقدر از پشت خنجر خورده ام خاتون

که حتی از تو.از من،از در و دیوار میترسم

به هرکس دل سپردم جای یاری زخم کینم زد

چه داری زندگی دست از سرم بردار میترسم

به جرم از تو گفتن سایه ام در خاک وخون غلطید

وتنها مانده ام اینجا بین این اغیار،میترسم

ندارم ترسی از مردن،برایم مرگ آزادیست

من از این.زنده بودن های خفت بار میترسم

تو میدانی کسی حرف مرااینجا نمی فهمد

همه خوابند در این شهر و من بیدار میترسم

نه جای ماندنی مانده،نه پای رفتنی زین شهر

اسیرم مثل مرغی خسته در رگبار میترسم

شبی بی شبهه میرقصد،اسیر دست بادی سرخ

تن بی جان من بر ریسمان دار،میترسم...

شهرام ..

2 سال پیش و 2 ماه قبل

از حــــــــــال رفته اند چشم های هرزه ای که... که خودشیفته تر از همیشه ..آزادی را زاغ می زنند... و عقده های نارس را در شلوارشان! خالــــــــــــی می کنند!

اینان تلویحاً به جنون ِ خود ارضایی ِ تحجر دچار شده اند... و از بس نمرده اند... رگ ِ غریتشــــان روی دستهایشان باد کرده است... همچون دختران ِ به ظاهر ترشیده مسجد ِ بالادستـــی که... قرار است با برف ِ سال آینده..... عاقـبت به خیر شوند!

سنگ کوب می کند.... تاریــخ ِ کـُـــهن سالِمان را.

کمی خودت را برای جغرافیای فرهنگ ِ نــــَـــــم کشیده مان سانسور کن.. تا شاید سوءتفاهم برهنگی... با چادر ِ سیاه بختی هایمان بر طرف شود!

از این به بعد... سوژه خاطراتمان می شوی و نمادی که هیچ مبارز ِانتحاری؛ شجاعتش را ندارد !(هرچند به جرم ِ حماقت)

تو دیواری را از میان برداشتی که... ارتفاعش بیش از هزاروچهار صد سال است.. برکشتزار ِهویتمان قد عـَلم کرده است.

شهرام ..

2 سال پیش و 2 ماه قبل

دیشب روباهی خودکشی کرد؛
حیله گری انسانها
کلافه اش کرده بود...!
علم بهتر است یا ثروت؟
باور کنید هیچکدام
فقط ذره ای معرفت !
بچّه که هستی دلیل گریه هات با تو بازی نکردنه
اما بزرگ که میشی دلیل گریه هات بازی هاییه که باهات میکنن...
دنیا اینه:
مرد بودن درد دارد
نامرد بودن کیف
خوبی تاوان دارد
بدی احترام
پاک باشی تنهایی
خیانت کنی با کلاسی
مشکل از خود ماست!
واسه کسی که برامون یه قدم بر میداره...
دو کیلومتر پیاده میریم..
اگه از بچگی به جای مرد که گریه نمی کنه می گفتن مرد که نامردی نمی کنه، خیلی دنیای بهتری داشتیم!
وقتی آدما میگن بارون رو دوست داریم ولی تا بارون میاد چتر باز میکنن... وقتی میگن پرنده رو دوست داریم ولی تو قفس نگهش میدارن...
باید از دوست داشتن آدما ترسید !!!
به بعضیا باید گفت :
یه دفه امتحانی آدم باش !!!
شاید خودتم خوشت اومد ...!!!

  • مستانه پیرایش : خیلی فشنگ بود میشد چند بار لایکش میکردم (gol)

    2 سال پیش و 2 ماه قبل

شهرام ..

2 سال پیش و 2 ماه قبل

چه بی محدود میروم
مقصد کجاست؟!
میبافم خیال را به حقیقت
نخ کجاست؟!
درد دارد این عشق
درمان کجاست؟!
من از جهان بریده ام
قیچی کجاست؟!
جویای حقیقت شیرینم
شکر کجاست؟!
من همان حوایم که گول خورد نه سیب
ادم کجاست؟!

شهرام ..

2 سال پیش و 7 ماه قبل
  • دلم تنگ است

        دلم تنگ است.به تنگی سوراخ سوزنی که نخ هیچ عشقی از ان رد نمی شود

       دل
  • دلم تنگ است

    دلم تنگ است.به تنگی سوراخ سوزنی که نخ هیچ عشقی از ان رد نمی شود

    دل تو اما!!!!!

    دل تو اما بزرگ!!

    به بزرگی زمین و اسمان!!

    به بزرگی اسمانی که تمام باد بادکها و پرستوها در ان پرواز می کنند و به اوج می رسند

    راستی؟؟

    کسی که دل این چنین بزرگ دارد دلتنگ هم می شود

    • شهرام .. : سلام.کم سعادتیم خانوم.میام ولی بیشتر به دوستان سر میزنم.ممنونم ازت

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

    • ...منظومه ی احساس... : نیستی؟ (ghamgin)

      2 سال پیش و 6 ماه قبل

    • نرگس محمدنیا : سلام عزییییییییییزم پروفایل زیبایی داری محبوب شدی عکسای خوشگلی گذاشتم اگه خواستی بهم سربزن ومحبوبم کن (ehsasi) (bye) (abroo) (khoob) (gol) (ghalb) (ehsasi) (ehsasi) (ehsasi)

      2 سال پیش و 6 ماه قبل

    شهرام ..

    2 سال پیش و 7 ماه قبل

    چقدر شیرین شروع کردن و چقدر تلخه به انتها رسیدن

    چقدر ادمهایی رو دیدم که تو نیمه راه زندگیشون و بعضی ها اول زندگیشون به انتهای عشق رسیدن.

    اونهایی که با شیرینی لبخند شروع کردن و با تلخی اشک تموم شدن.

    و حالا,و حالا با کوله باری از نگرانی,تردید,ترس,در انتظار سفر,

    سفری تا انتهای زندگی,به امید با هم بودن,با هم رفتن تا انتهای بی نهایت

    اونجایی که جز شوق ,اشکی از چشمهایمان نمی چکد.

    اونجایی که چشمهایمان جز به ارزوی نگاه همسفر پلک باز نمی کند.

    اونجایی که عشق معنای همسفر می شود

    ادامه... دوستان
    • amin unesy unesy
    • ali hlf
    • shiva zarrin
    • sana vajdi
    • ماندانا ستاری
    • یگانه (معتاد هم میهن)
    • امیر ...
    • خورشید اسمان
    • پریسا همتی
    • شهرام یزدی
    • pegah khodabakhshi
    • ✘♕Negin315♕✓ Ranjbar
    • سعدیه سعدیان پور
    • پارسا ایرانمهر
    • بانوی سفید
    • امیرحسین مظفر
    95 هواداران
    بازدیدکنندگان