❀MelikA ❀

(Melika )

دختره داشت به دوست پسرش آدرس خونشون رو میداد:

میای از در ورودی آپارتمان , داخل میشی، میری سمت آسانسور ...

دکمه طبقه نهم آسانسور رو با آرنج میزنی ...

وقتی اومدی بالا از آسانسور که بیای بیرون سمت چپ خونه منه ...

با آرنج در میزنی و منم در رو باز میکنم ...


پسره میگه : به نظر آسون میاد ولی چرا باید با آرنج در بزنم ؟؟؟


دختره میگه : چی ؟؟؟؟ یعنی دست خالی اومدی دیدنم ؟؟؟!

عادل:آقای کفاشیان فدراسیون الان طوری شده که روابط جای ضوابط رو گرفته!!!

کفاشیان:بله همینطوره

عادل: من دیگه چی بگم ؟؟!!! :| :| :|


عادل:آقای کفاشیان قبول دارید آقای بهروان رو قربانی کردید تا فشارها کم بشه و خودتون بمونید؟

کفاشیان: بله

عادل: :| :| :|


عادل:آقای کفاشیان شما بارها گفتید فوتبال لیگ 1 پاکه؟؟!!

کفاشیان: خب مسابقات خیلی تمیز برگزار میشد..

عادل: :| :| :|


عادل:شما واقعان اینکه بعضی کاراتون رو اعصابه آدمه هیچ شکی نیست...!!!

کفاشیان: بله میدونم مخصوصن میخندم لج شما دربیاد..

دخدره میگه دیروز رفتم کوه داد زدم :
ـــ با من ازدواج میکنی ؟
بعــد شنیدم :

.
.
.
.
......... بـــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــن ازدواج مــــــــــــــــــــیکنـــــــــــــــــــــــی؟
بــــــا مــــــــــن ازدواج مـــــــــیکنـــــــــــــــی؟
بـــا مــــــن ازدواج مــــیکنـــــــی؟
بـا مــــن ازدواج مـــیکنــی؟
با من ازدواج میکنی؟ـــ بَعدش چون آمادگی ِ این همه خواستگارو با هم نداشتم اومدم پایین که ادامه تحصیل بدم ... :|

ی آفریدگار خودکار بیک ؛ سوگند به کتاب های شیمی و فیزیک ؛ و فرمول اسید اتانوئیک ؛ که مشتاقم به یک دست لباس شیک ؛ و از خوراکی ها آرزومندم به خوردن قیمه با ته دیگ ؛ ولی اگر نبود راضی ام به یکی دو سیخ شیشلیک !

ای خالق آموزگار و ای سازنده مداد و خط کش و پرگار ، آن چنان هدایتم کن تا این معنی را بدانم که اگر معلم خودش درس را میداند پس چرا از من میپرسد و اگر نمیداند چرا از دیگران و آن هایی که میدانند نمیپرسد ؟

ای خالق شهرستان های کرمان و یزد و رشت ؛ نمره انضباط مرا داده اند هشت ؛ دیگر به چه امیدی می توان سر کلاس درس نشست ؟ ؛ آنجا که معلم هم نمیکند گذشت ؛ چه کنم اگر سر نگذارم به کوه و به دشت ؟ ؛ الهی می دانی که من کیستم ؛ هرچند که دانش آموزی فعال و درس خوان نیستم ؛ ولی چقدر عاشق نمره بیستم ؟!؟!

❀MelikA ❀

5 سال پیش و 7 ماه قبل [سیب]

ای خالق مدرسه و ای به وجود آورنده فرمول های حساب و هندسه ؛ ای خدای عزیزم ، بیزارم از این نیمکت و میزم ؛ دانش آموزی سحر خیزم که هر روز صبح زود ساعت ۱۰ از خواب بر می خیزم ؛ و روز های شنبه تا پنجشنبه اغلب از مدرسه می گریزم ؛ که من انسانی نحیفم و در کلاس درس بسیار ضعیفم ؛ اگر چه نزد معلم و دانش آموزان خیلی خوار و خفیفم ؛ ولی خارج از مدرسه به هرکاری حریفم !

پروردگارا سال گذشته هنگام امتحان خواستم تقلب کنم ، معلم از راه رسید ؛ رنگ از رخسارم پرید ؛ برگه امتحانی ام را گرفت و کشید و آن را از هم درید و چنان کشیده ای به صورتم کشید که برق سه فاز از چشمم پرید و صدایش را مادرم در خانه شنید !

  • علی پاکدل اصفهانی : بله با این کارها نمره میگیری دیکه // اگه عین من پدر داداشت شهید شده باشند شدید باید در س بخونی

    5 سال پیش و 7 ماه قبل

ادامه... دوستان
  • Ali Saha
  • مریم بهار
  • فندق بابا ؟
  • naznin Arad
  • لیلا علی خانی
  • sheri zzz
  • شیخ میلاد
  • darush 418
  • vahid lovee2
  • mohammad tanha
  • محمد امین طهرانی
  • من و عشقم
  • ترانه جون
  • ❀ماندانا صدیقی❀
  • رضا 1374
  • امير فرحاني
1715 هواداران
بازدیدکنندگان