Soltan HamMihan

(Soltan )
  • کوچ پرنده ها را دوست ندارم
میدانم
پرنده ای که کوچ کند
دل کندن را بلد است
من یاکریم های پنج دری خ
  • کوچ پرنده ها را دوست ندارم
    میدانم
    پرنده ای که کوچ کند
    دل کندن را بلد است
    من یاکریم های پنج دری خانه ی مادربزرگ را
    به تمام پرستوهای مهاجر ترجیح میدهم !
    یا این گنجشک های کوچک را
    که تمام زمستان را میلرزند
    اما میمانند عاشـقانه

    • یآسِشَمْ ~ : پُستَم (ghalb)

      2 ماه پیش

    • ..... ... : عه پس فرررار لو ندی منو:/

      2 ماه پیش, 1 هفته

    • Soltan HamMihan : من خیلی چشام قویه... همه چیو زود میبینم

      2 ماه پیش, 1 هفته

  • یك روز از پسِ يك اتفاق؛ بزرگ می شوی ! 
روز اول حالت سنگين می شود
گيج می شوی
هرلحظه گمان میكنی دني
  • یك روز از پسِ يك اتفاق؛ بزرگ می شوی !
    روز اول حالت سنگين می شود
    گيج می شوی
    هرلحظه گمان میكنی دنيا خراب می شود
    وسط سرت
    و تمام
    روز دوم چشمهايت تب می كند؛ می سوزد
    ولی حالت ديگر به سنگينی ديروز نيست
    روز سوم
    امان از روز سوم كه وقتی به نيمه می رسد
    خودت را برمی داری
    میروی گوشه ای
    و می باری و می باری و می باری
    به حال تمام خوش باوری هايت
    به حال تمام روياهايت
    به حال خواستن هايی كه خواسته نشد
    حرف هايی كه گفته نشد
    و دلی كه ديده نشد
    می باری و می باری و می باری
    و بعد تمام
    از پسِ تمام اشك هايت
    بزرگ می شوی
    گفته بودم
    گاهی اتفاق ها درست می افتد
    وسط خوش باوری هايت .
    گاهی خدا آنقدر دلش به حالِ
    باورهای ساده ی ما می سوزد
    كه زمين میزند ما را با همان باورها
    و بعد كنارمان می ايستد
    دستش را دراز می كند
    و ما را از دوباره شروع می كند
    با يك زخم

    كه يادمان باشد
    گاهی سادگی
    درماندگی می آورد

    • ..... . : (gol) (gol) (gol)

      6 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • پریسا - : ❤❤❤

      7 ماه پیش

    • •|3etare •| : سلام حالت خوبع ؟افتخارمیدی بع گروه 4 پروفم ....منتظرم (gol)

      8 ماه پیش, 1 هفته

    Soltan HamMihan

    2 سال پیش و 3 ماه قبل
  • من نگرانم
دلم میسوزد
از اینکه چند سال بعد ، عکسِ دو نفره ام را برایت ارسال کنم
و تو با روشنفکریِ
  • من نگرانم
    دلم میسوزد
    از اینکه چند سال بعد ، عکسِ دو نفره ام را برایت ارسال کنم
    و تو با روشنفکریِ مسخره ای از صمیم قلب برایم آرزوی خوشبختی کنی

    من میترسم از اینکه دلم بخواهد
    سر به تنِ آن شخصِ کناری ات نباشد
    و مجبور باشم لبخندِ احمقانه ای بزنم و
    بگویم چقدر به هم میایید !

    آن موقع حتما هم من خوشبختم هم تو
    و یکی را هم داریم
    که کاملا با هم تفاهم داریم
    و دیگر حتی بحث هایِ نصفِ و نیمه هم نداریم
    اما همیشه یک جایِ کارمان میلنگدکه پنجشنبه ها
    به بهانه یِ دلتنگی برای نبودن مادر بزرگ
    در گوشه یِ خانه مان اشک میریزیم
    و جمعه ها را به بهانه یِ دلگیریِ روز جمعه
    کلِ روز را با بی حوصلگی میگذرانیم.



    تو نمیترسی؟

    • رویا خیالباف : عاخیییی چه احساسی

      6 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • ❣ sahel ❣ : سلام خوشحال میشیم افتخار بدید به گروه #امید بپیوندید لینک گروه : www.HamMihan.com/group/Hope (gol) (gol)

      7 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • دنیـــآ .. : بسم الله-___-هوووف

      8 ماه پیش, 1 هفته

  • _گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟
دستامو دور لیوان چای 
سفت حلقه کرده ب
  • _گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی
    باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟
    دستامو دور لیوان چای
    سفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،
    _گفتم : هیچکدوم

    _گفت : د بگو دیگه؟ یکیشونه انتخاب کن!
    گفتم : اگه ماشین زمان داشتم،
    نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.

    گفت : پس چیکار میکردی دیوونه؟
    گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم وُ
    تا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چای
    همینجا پیش تو میموندم

    • دخـــیـــ خـــاصـــ : خواهش میکنم ... منم یادم بود ی بار توقیفش کردن گروهو ولی اطلاعی نداشتم دوباره ازاد شده فک کردم گروهو دوباره تاسیس کردین :) عع که اینطور اتفاقا کسی از هم میهن نمیتونه بره ها حالا اقا محمد سرگرم کارشون شدن :) خوبه موفق باش

      4 ماه پیش, 1 هفته

    • Soltan HamMihan : ممنون. والا راستش دوباره تاسیس نکردم... همون قبلیه س که از توقیف شده بود... آزاد شد. خوبم خداروشکر.آقا محمدم بیزینس جدیدی رو شروع کرده و هم میهن رو بوسید گذاشت کنار

      4 ماه پیش, 1 هفته

    • دخـــیـــ خـــاصـــ : ههههه خوشحالم که هستین گروهم که دوباره تاسیس کردین بقول معروف :))) حالتون چطوره ؟؟؟ از اقا محمد چخبر ؟؟؟

      4 ماه پیش, 1 هفته

  • اینقدر به خودتان مطمئن نباشید ...
یک روز دقیقا وقتی با عجله به سمت مترو میروید یا سرتان را به شیشه
  • اینقدر به خودتان مطمئن نباشید ...
    یک روز دقیقا وقتی با عجله به سمت مترو میروید یا سرتان را به شیشه ی اتوبوس تکیه داده اید
    یا حتی وسط کلاس هایِ درسی درست موقعی که استاد قانون چندم نیوتون را بیان میکند یکی میاید و دلتان را میبرد بدون اینکه اصلا خودتان فهمیده باشید ...
    نه اینکه بیاید بگوید "ببین فلانی من عاشقت شده ام و میدانم تو هم دوستم داری"
    اتفاقا از بدِ حادثه اصلا روحش هم خبر ندارد که شما تمامِ شبانه روز را با یاد لبخندش میگذرانید ...
    افتضاح تر از این موقعیت زمانیست که بفهمد دوستش دارید و به روی خودش نیاورد
    آنوقت است که حالِ همه ی کسانی که روزگارشان را با یک هندزفری میگذرانند درک میکنید ...
    دیگریک "سلام، ممنون" گفتنش را صدبار به نفعِ خودتان تجزیه و تحلیل میکنید
    که شاید احساسی از لا به لای همین یک جمله پیدا کنید و
    هر بار با تمام شور و هیجان برای هرکسی که میشناسید تعریف میکنید که عزیزِ جان من گفت "سلام، ممنون" و همین عاشقانه ترین جمله ی عمرتان میشود...

    پس اینقدر به خودتان مطمئن نباشید یک روز عشق با همه ی شور و هیجانش طوری به سمتتان میاید که حتی فکرش را هم نمیکردید...

    • Soltan HamMihan : سلام. مشکلی نیست دوست عزیز.موفق باشید

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • ماکان . : با اجازه باز نشر کردم

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • لـــیلان بانـو * ســنندجی :  https://hammihan.com/group/butifullمنتظر حضورو اشتراک گذاشتن پستهای خوبتون در جمع بهترین هاهستیم محبوبیت گروه فراموش نشه

      1 سال, 1 ماه

  • عمو جغد شاخدار : بنر برو ، اینحا نمون
بنر : نمیتونم ، تو گرسنته ، حالت خوب نیست
عمو جغد شاخدار : ب
  • عمو جغد شاخدار : بنر برو ، اینحا نمون
    بنر : نمیتونم ، تو گرسنته ، حالت خوب نیست
    عمو جغد شاخدار : بنر لطفا برو ، فقط برو
    بنر : حداقل بیا یه گاز از دم من بزن ، عمو جغد من تورو دوست دارم
    عمو جغد شاخدار : نمیتونم بنر، زودتر برو
    بنر : من نگاه نمیکنم ، بیا یه گاز از دم من بزن

    • neda ahrari : بسیار زیبا و سرشار از احساس پاک (gol)

      7 ماه پیش, 1 هفته

    • ایرانی ایراندوست : درود..زیبا و پراحساس..تنها دل ساده و بی غش وجودش رافدای دوستی میکند..مزوران رنگارنگ از عهده این چنین بخشیدنی بر نمی آیند... (gol) (gol) (gol) (gol)

      8 ماه پیش, 1 هفته

    • ... . ... : ..‌. (gol)

      9 ماه پیش

  • بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛
 کنار خودت داریشون، توو دستات داریشون،
اما هر لحظه حجمِ نبودنشو
  • بودنِ بعضی از آدما شبیه ساعت شنیه؛
    کنار خودت داریشون، توو دستات داریشون،
    اما هر لحظه حجمِ نبودنشون زیاد و زیاد تر میشه،
    و تو هیچ کاری از دستت برنمیاد؛ جز اینکه فقط تماشا کنی و ببینی کی آخرین دونه ی شن پایین میفته، آخرین بهونه ی بودن.

    بعد اگه هم بخوای ساعت شنی رو زیر و رو کنی
    تا واسه چند لحظه هم که شده دوباره بودنشونو به دست بیاری؛ تازه میفهمی که فقط انبوهی از "نبودن" ها رو زیر و رو کردی

    • REZA ... : محبوبی (gol) (gol)

      7 ماه پیش, 1 هفته

    • ... . ... : ... » (gol) « ...

      9 ماه پیش

    • Soltan HamMihan : سپاسگذارم

      1 سال

  • سوم ابتدایی هفته های شیفت عصر، مریم دختر معلمم که هم سن من بود!
گاهی می آمد سرکلاس نیمکت اول می نشس
  • سوم ابتدایی هفته های شیفت عصر، مریم دختر معلمم که هم سن من بود!
    گاهی می آمد سرکلاس نیمکت اول می نشست و نقاشی می کشید. نقاشی یک ماشین مشکی با یک خانه ی بزرگ.
    نیمکت جلو را هیچکس دوست نداشت، معلمم اعتقاد داشت سرنوشت هر آدم از چیزهای کوچکی مثل دستخط پیداست!
    اگر کسی تکلیفش را بد خط مینوشت به نیمکتِ جلو کنارِ سعید تپل تبعید میشد تا از روی دستِ تپل مشق بنویسد.
    سعید از آن بچه درسخوان ها بود که فقط دستخطش خوب بود و آرزو داشت دکتر شود .یکبار تبعید شدم کنارش، مریم هم بود ! تازه آن روز عسلیِ چشم های مریم که انگار توی چشم هایش خورشید میرقصید را دیدم و از آن روز به بعد، من بد خط شدم و برای همیشه به هوای مریم کنار سعید تپل می نشستم.
    خانه ی مریم دو کوچه بالاتر از خانه ی پدری ما بود از آن سال من شدم کاپیتان تیم بچه های دو کوچه بالاتر و همیشه با بچه های محل خودمان دعوا داشتم ولی هرزگاهی وسط بازی کردن چشم های روشن مریم را دیدن می ارزید به همه ی زد و خوردها.
    گذشت تا سوم دبیرستان فکر کردم که باید به مریم بگویم معتاد چشم هایش هستم.
    تمام حرف های آن چند سال را نوشتم،نوشته بودم که چشم هایت را چقدر دوست دارم و از آینده گفته بودم که تصمیم دارم بساز و بفروش شوم، ماشین شاسی بلند مشکی بخرم، خانه ای توی همین محل بسازم و تو را بغل دستم بنشانم که برایم تا آخر عمر خانومی کنی.
    همه ی این ها را نوشتم و دادم سعید تپل که حالا دوست صمیمی ام بود انصافا سعید با همه ی خصوصیات مزخرفش، خوش خط بود.
    کدپستی خانه سعید را هم ته نامه نوشتیم و در نامه خواستم که جواب نامه را برایم بفرستد.با بدبختی زیاد روز آخرِ امتحانات نهایی آن سال، نامه را با صد واسطه با کمک سعید بدست مریم رساندیم.
    آن تابستان تمام مدت پیش
    [ادامه...]

    • Sibsabz My : (geryeh) قشنگ بود

      6 ماه پیش

    • ... . ... : چه صبرِپر ثمری!... خط خوشش لنگ انشای ناب بوده ؛! نامرد زیاد داریم زیر پوست دوست ؛ بید خاطراتش رو بزنه که دیگه عهد ها همه رنگِ نیرنگی داره .. (ghamgin)

      9 ماه پیش

    • Soltan HamMihan : بقیه چی؟

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم...!
مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی
  • وقتی بچه بودم کنار مادرم می‌خوابیدم و هرشب یک آرزو می‌کردم...!
    مثلاً آرزو می‌کردم برایم اسباب بازی بخرد؛
    می‌گفت: می‌خرم به شرط اینکه بخوابی...
    یا آرزو می‌کردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛
    می‌گفت: می‌برمت به شرط اینکه بخوابی...!
    یک شب پرسیدم: اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم می‌رسم؟
    گفت: می‌رسی به شرط اینکه بخوابی...
    هر شب با خوشحالی می‌خوابیدم. اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند!!!...

    دیشب مادرمو خواب دیدم؛
    پرسید: هنوز هم شب‌ها قبل از خواب به آرزوهایت فکر می‌کنی؟
    گفتم: شب‌ها نمی‌خوابم...!!
    گفت: مگر چه آرزویی داری؟؟
    گفتم: تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم...
    گفت: سعی خودم را می‌کنم به خوابت بیایم به شرط آنکه بخوابی.

    • منصور حبیبی : سلام لایکککککککک و محبوبیت برای شما........سری بزنید لایکم کنید.ممنوم

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • Soltan HamMihan : چشمت بی بلا انیس خانمِ گُل

      1 سال

    • ⛅ : چش چش^.^

      1 سال

  • وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه ، بدترین و اشتباه ترین حرف های ممکن اینه که مثلا
  • وقتی یکی باهاتون درد دل میکنه و از شکست عشقیاش میگه ، بدترین و اشتباه ترین حرف های ممکن اینه که مثلا بگی ...
    بی خیال بابا مگه آدم قحطه؟ اصلا حیف تو نبود ؟ ...
    یا بگی؛ اینا همش یه تجربه است!
    یا بگی؛ دختر های امروزی فلانن و پسرهای امروزی فلانن
    عشق هم عشق های قدیم ..

    بابا اینا رو خودش هم میدونه ، این حرفها رو خودش هم به خودش زده پدر و مادر و نزدیکانش هم هزار بار توی سرش زدن
    به جای این حرفا ، بغلش کن بگو :
    شاید نفهمم چقدر ولی میبینم داری عذاب میکشی
    حق داری ناراحت باشی ، از دست دادن یک نفر که دوستش داری، چه خوب، چه بد، سخته شکست در یک رابطه چه درست، چه اشتباه، دردناکه
    من نمیتونم چیزی رو تغییر بدم ولی کنارت هستم. بیا حرفهات رو به من بزن.
    بیا گریه هات رو روی شانه های من بکن. بیا به من تکیه کن. کنارت میمونم تا باز حالت خوب بشه .من رفیقت هستم... رفیقت
    دستاشو بگیر . بگذار خوب گریه کنه . اینجور مواقع دوستت فقط احتیاج به یک دوست داره که باهاش درد دل کنه ...
    همین !


    [ادامه...]

    • ... . ... : ... » (gol) « ...

      9 ماه پیش

    • ♥نسلی ساختۀ هم میهن♥ : سلام اگه دوست داشتید در 5 گروه پروفایلم عضو بشید خوشحال میشم

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • Soltan HamMihan : ممنونم... با افتخار محبوب ما هم شدید.

      11 ماه پیش و 2 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • × мOBiид × (◕‿-)
    • tamana mahsaa
    • مژگان امینی
    • mary asadi
    • Saber bahari
    • Amirali tkd
    • مرضیه آزاد علی فلاح
    • مهرنوش موسوی
    • دختر تنها. ...... .....
    • Angel ♥♥♥
    • پروانه منصوری
    • nafas
    • بانوی غزل
    • Sibsabz My
    • ИĪҠ♡Ʊ ❤
    • ✨qALB ✨SHEKANANDEH
    2012 هواداران
    بازدیدکنندگان