Ahmad Reza

(a.h.m.a.d.r.e.z.a )
  • تنها که میشوم یاد تو می افتم ...
دفتر خیال بافی هایم را باز میکنم
وبا تو درد دل میکنم ...
سلام نا
  • تنها که میشوم یاد تو می افتم ...
    دفتر خیال بافی هایم را باز میکنم
    وبا تو درد دل میکنم ...
    سلام نازنینم ...
    روزگاری گذشته و تو هیچ به یاد من نیستی ...
    ولیکن من هنوز تو را دوست دارم ...
    چهره ات جلوی چشمای من است ...
    خنده ات ...
    چشمانت ...
    آه لعنتی چشمانت ...
    یادش که می افتم باز عاشقت میشوم ...
    یادت هست بچه بودیم ...
    پرعشق ، پر حرارت ...هر لحظه زندگیمان با هم میگذشت ...
    فکر نبود یکیمان دیگری را میکشت ...
    دلم شور میخواهد ...
    گرما ...
    مثل آن روز ها ...
    کاش کسی بود که آتش زیر خاکسترم را میتوانست شعله ور کند...
    کاش کسی بود که دوباره مرا به زندگی امیدوار کند ...
    کاش کاش کاش ...
    راستی تو خوبی ؟!
    زندگیت میگذرد کنارش ؟!
    بچیتان بزرگ شده و من همانقدر پیر ...
    بگذریم ...
    میخندم خوشحالم
    که در این میان تو خوشبختی تو خوشحالی ...
    و کاش همیشه خوشبخت بمانی و خوشحال ...
    آرزویی جز این نداشتم خوب من ...
    دیر وقت شده ، تو خوابی و من در میان افکارم از تو بیدارم ...
    خوشحالم که تو خواب آرامی داری ...
    بخدا آرزویی جز این نداشتم ...
    همه میگویند چقدر شکسته شدم ...
    زندگی سخت شده ...
    میدانم تو راحتی و آرام ...
    و من آرزویی جز این نداشتم ...
    بعضی وقت ها دلم گلایه میکند ...
    شکوه میکند از تو ، اما نمیگذارم به لبانم بیاید تا خدا بفهمد ...
    خوب من امیدوارم آنقدر خوشبخت بمانی که هیچوقت یاد من نیوفتی ...
    آرزوی قلبی من این است ...
    دل نوشت :
    شاید روزها تکراری شوند ...
    شاید آدم ها دوست داش
    [ادامه...]

  • میدانم آقا میدانم ...
شب جمعه شب شهادت مادرتان ...
میدانم میخواهید بگویید می آیم مادر ...
می آیم
  • میدانم آقا میدانم ...
    شب جمعه شب شهادت مادرتان ...
    میدانم میخواهید بگویید می آیم مادر ...
    می آیم و قبرت را برای همه آشکار میکنم ...
    میدانم آقا ...
    میدانم ...
    از ته دل هیچکداممان دعای فرج نکردیم ...
    همه درگیر زندگی و روزمرگی شده ایم ...
    میدانم آقا ...
    میدانم ...
    هعی دعا ، هعی طلب استغفار برای این مردم ...
    تا شاید خدا ببخشد این باقی مانده ی آمدنت را ...
    میدانم آقا ...
    میدانم ...
    خوب نیستم که برای آمدنت دعا کنم ...
    اما مادرتان را پیش میکنم و ضامن ...
    شاید خدا ببخشد باقی مانده ی غیبتتان را ...
    اللهم عجل لولیک الفرج بحق فاطمه الزهرا (س)
    دل نوشت :
    بعداز 31 سال بعداز 31 سال ...
    هیچوقت باور نکرد که پیکر شهیدش بر نمیگرده ...
    هیچوقت ...
    منظورم مادر شهید صبوریه ...
    31 سال دنبال هر پیکر شهید گمنامی دوید ...
    تا خدا حاجتشو داد ...
    ما چقدر با این امید و وجود برای فرج دعا کرده ایم ؟!!!
    که خدا حاجتمونو بده !!!

    • فاطمه ایرانی : سلام....محبوبید....با افتخار دعوت هستید به گروه❤خدا و عشق❤......خوشحال میشم از حضورتون.....

      1 ماه, 1 هفته

  • روزها در پی هم میگذرند ...
و منم سرگردان ...
سرگردان آن که کدامین روز به نام من است ...
آخرش یک ر
  • روزها در پی هم میگذرند ...
    و منم سرگردان ...
    سرگردان آن که کدامین روز به نام من است ...
    آخرش یک روز قصه ی من هم تمام میشود ...
    با تمام خوشی ها و خنده هایم ...
    با تمام اندوه و گریه هایم ...
    آخرش یک روز به نام من ثبت خواهد شد ...
    بر روی سنگی کوچک ...
    اسمم بزرگ ، روزش کوچک ...
    دیگر همه جا برایم تنگ است ...
    نفسم تنگ میگیرد ...
    بعضی ها هوا که کم می آورند نفسشان میگیرد ...
    و بعضی ها مثل من از پر هوایی ...
    نمیدانم مرا چه شده است ...
    امشب فقط هوای مردن دارم ...
    کاش خورشید امشب بیرون میآمد ...
    کاش قلبم دوباره به تپش می افتاد ...
    کاش زبانم از لالی در میآمد ...
    کاش کاش کاش ...
    نمیدانم مرا چه شده است ...
    فقط نفسم تنگ میگیرد ...
    دل نوشت :
    خدایا یا خیلی برگردون عقب ...
    یا بزن بره جلو ...
    اینجای زندگی خیلی دلم گرفته ...
    خیلیی ....

  • روزها درگیر این فکر بودم که اگر بمیرم چه خواهد شد ...؟!
که با تو آشنا شدم ...
که مرا گذاشتی و رفتی
  • روزها درگیر این فکر بودم که اگر بمیرم چه خواهد شد ...؟!
    که با تو آشنا شدم ...
    که مرا گذاشتی و رفتی ...
    که به من فهماندی هر لحظه مردن یعنی چی ...
    نمیدانم که شکر گذار این باشم که آخر به جوابم رسیدم ...
    یاغمگین از رفتنت ...
    بعضی وقت ها میمانم در کارهای این مردم ...
    میمانم در کارهای خدا ...
    آخرش خودم را با یک حکمتی در آن بوده راضی میکنم ...
    اما خود خدا هم میداند نتوانسته ام هیچ چیز را قبول کنم ...
    هیچ چیز را ...
    دل نوشت :
    من به اندازه ی تمام کسانی که عاشق هم شده اند و به هم نرسیده اند ...
    درد کشیده ام ...
    با من دیگر حرف از عشق نزن ...

    • Ahmad Reza : من هیچوقت حالم بد نی همیشه خووبه

      1 هفته و 3 روز قبل

    • Dr Gholizadeh : حال خراب؟!

      1 هفته و 3 روز قبل

    • Ahmad Reza : خانم دکتر شما چرا با این حال خرابت خودت گل بودی

      1 هفته و 5 روز قبل

  • گفت چقدر دخترا بدبختن تو این مملکت ...
خوبه دختر نشدیما ...
رفتم تو فکر ...
دیدم سر ماه قسط دارم
  • گفت چقدر دخترا بدبختن تو این مملکت ...
    خوبه دختر نشدیما ...
    رفتم تو فکر ...
    دیدم سر ماه قسط دارم پول ندارم کسی کمک نمیکنه میگن مرده ...
    دیدم همه جا رفتم دنبال کار ،اما یه خانمی گذاشتن سر کار
    با نصف حقوق درخواستی من ...
    دیدم سی سالم شده هیچ پس اندازی ندارم ، کسیم به فکرم نیست
    میگن مرده دیگه ...
    هیچ کار ثابتی و هیچ و هیچ ...
    دیدم هر جا رفتم خواستگاری گفتن نه خونه داری ، نه ماشین نه حقوق ثابت ...
    نه دختر نمیدیم ...
    صب تا شب کار میکردم یه زنجیر کوچیک خریدم برا عشقم ...
    منو ول کرد و رفت ، الان یارو براش سرویس طلا میخره ...
    بابام که عمرش تموم شد همه مسئولیت و خرج افتاد رو دوشم ...
    همه گفتن دیگه مرد خونه تویی ...
    احمد اینجایی ؟! چی شد جوابمو ندادی ؟!!
    خندیدم گفتم آره بابا خیلی خووب شد ...
    فندکتو میدی ؟!...
    دل نوشت :
    بخند دنیا اینجوری نمیمونه ...
    دل نوشت :
    اما پسر شدم که تو را آرزو کنم
    هِی جان به سر شدم که تو را آرزو کنم
    پیوسته آرزو کنمت ، بلکه آرزو
    از شرم ناتوانیِ خود جان به سَر شود...
    (دل نوشته از حسین صفا)

    • چنگیز : سر بی کسی سلامت...عاقبت به خیر بشی (ghalb) (gol)

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • Ahmad Reza : خوشحال باش ک خوشبخته ...قسمت هر کسی براش نوشته شده ...امیدوارم قسمتمون خووب باش...مطمعنم روزای خوبیم میاد ..‌.

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • چنگیز : زندگی روزای خوبی داشت که هیچ وقت برای من نیومد رفیق ...منم با فقر بزرگ شدم ، با درد زندگی کردم تو عمرم به صورت هیچ خانمی بیشتر 2 یا 3 ثانیه نگاه نکردم ، ترم 3 دانشگاه برای اولین بار عاشق شدم ، به کسی نگفتم پنهونی عاشقش م

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

  • زیاد بگویید ...
اسلام علیک یا امیرالمومنین(ع)
این روزها کسی در مدینه سلامش نمی کند ...
دل نوشت :
  • زیاد بگویید ...
    اسلام علیک یا امیرالمومنین(ع)
    این روزها کسی در مدینه سلامش نمی کند ...
    دل نوشت :
    آجرک الله آقا جان یا صاحب الزمان ...

    • Ahmad Reza : خواهش میکنم ...

      2 ماه پیش

    • مرجان سازگار : خیلی مرسی ^_^

      2 ماه پیش

    • Ahmad Reza : لایک شد ...

      2 ماه پیش

  • یادت هست ؟!
دیروز را میگویم ...
دیروزی که تو عشق من بودی و من همه چیزت ...
یادش بخیر دنیای تو آغو
  • یادت هست ؟!
    دیروز را میگویم ...
    دیروزی که تو عشق من بودی و من همه چیزت ...
    یادش بخیر دنیای تو آغوش من بود ...
    جایی میان دستهایم ...
    وقتی تو را میبوییدم انگار به تمام آرزوهایم رسیده بودم ...
    ولی امروز فهمیدم همه اش بازی ای بیش نبوده ...
    دنیای تو عشق تو عوض شد و من ماندم با اینهمه شک و تردید ...
    شک هایی که خره شده اند و افتاده اند به جانم ...
    که آیا همه مث منند برایت ؟ ...
    سیگاری روشن میکنم و فکر ...
    خنده ای می آید روی لبانم ...
    وای که چقدر دوستت داشتم ...
    وای که چقدر احمق بودم ...
    خنده ای از سر حماقت ...
    و سیگاری روشن میکنم از سر عادت ...
    زندگی ای تکراری و تاسف بار ...
    تف به این زندگی ...
    تف ...
    دل نوشت :
    من هنوز گاهی یواشکی خواب تو را میبینم ...
    یواشکی به تو فکر میکنم ...
    یواشکی دلم برایت تنگ میشود ...
    صدایت میکنم ...
    نگاهت میکنم ...
    بین خودمان باشد اما من هنوز تو را
    یواشکی دوستت دارم ...
    (دل نوشته از ناظم حکمت )

    • Ahmad Reza : جبرانه جبران شد:)

      1 هفته و 2 روز قبل

    • helen ;) : محبوبیــ محبوبــ کن منو :)

      1 هفته و 2 روز قبل

    • Ahmad Reza : نظر لطفته ممنوون :)

      2 ماه پیش

  • خدا به حضرت موسی گفت :
 میخوام قومت و جوری بزنم نابودشون کنم
 که هیچی ازشون باقی نمونه ...
موسی ه
  • خدا به حضرت موسی گفت :
    میخوام قومت و جوری بزنم نابودشون کنم
    که هیچی ازشون باقی نمونه ...
    موسی هم رفت و خبرو به قومش داد ...
    مردم به تکاپو افتادن ترس گرفتشون ...
    شروع کردن به دالان زیر زمینی کندن که برای عذاب برن داخلش ...
    هر کسی هر چی میخواست بقیه بهش میدادن ...
    همه به هم کمک میکردند تا موعد عذاب رسید ...
    اما عذابی نیومد ...!!
    همه رفتند پیش موسی و گفتند یا موسی ما رو مسخره کردی ؟!
    اینهمه گفتی عذاب عذاب چی شد چرا نیومد ...
    وحی آمد ما به مردمی که به خود رحم کنند رحم میکنیم ...
    یارو برداشته پوشک بچه احتکار کرده اسم خودشم گذاشته
    حاجی ، اسم خودشم گذاشته مسلمون ... مسلموونه ؟!!
    نه بابا ، با اسم و ریشش نون میخوره ...
    یارو رفته هفت هزار تا ماشین و انبار کرده به اسم مشکل فنی ...
    ته و توش که در اومد یکیش آیینه نداشته یکیش ضبط ...
    اسم خودشم گذاشته مسلمون ! آیا این مسلمونه ؟!!
    یارو نشسته پشت میز ، مسئولیه که به خاطر این مردم اومده سر کار ...
    اما به هر طریقی کار مردم و گره میکنه تا ناراضی بشن ...
    خودش که داره بخوره ، بگرده بپوشه ، مردم ندارن برن بمیرن ...
    آیا این مسلمونه ؟نه بابا وهابی و بهاییشم به فکر خودشون هستن ...
    یارو با رای مردم اومده سر کار زلزله که اومد یعنی رفت برا همدردی ...
    اما کفششم خاکی نکرد ، از ماشینش پیاده هم نشد ...
    آیا این انسانه ؟! مسلمونیش و ول کن ....
    درد زیاده حرف زیاده اما اونی که میاد میگه دین از سیاست جداس...
    بدوون یه جا کارش میلنگه ...
    چوون اونی که مسلمون باش حواسش هست چیکار میکنه ...
    قدیما حوزه ها علمیه تو باز
    [ادامه...]

    • Ahmad Reza : خواهش...

      1 ماه و 4 هفته قبل

    • °ماه سانـ ° : مرسے♡

      1 ماه و 4 هفته قبل

    • Ahmad Reza : سلام ...باش

      1 ماه و 4 هفته قبل

  • شاید عجیب باشه اما دیگه آرزویی ندارم ...
شاید عجیب باشه اما دیگه کسی رو دوست ندارم ...
شاید عجیب ب
  • شاید عجیب باشه اما دیگه آرزویی ندارم ...
    شاید عجیب باشه اما دیگه کسی رو دوست ندارم ...
    شاید عجیب باشه اما دیگه هیچی برام مهم نیست ...
    شاید عجیب باشه اما دیگه حوصله هیچی و هیچکی و ندارم ...
    شاید عجیب باش اما شاید دیگه ننویسم ...
    نه شعر نه مطلب نه هیچی ...
    نوشتن عشق میخواد ...
    قلب میخواد ...
    باید عشقی باش عشقی که قلبت براش بتپه ...
    عشقی که به دلت بشینه و بهت قوت قلب بده ...
    نمیدوونم میفهمی چی میگم یا نه، اما دوست داشتن یادم رفته ...
    دوست داشته شدنم یادم نمیاد ...
    دلم میخواد برگردم به خیلی قبل خیلی قبل ...
    روزایی که فقط دلم به یه بستنی خوش بود ...
    یه یه آبنبات چوبی به یه دوستیه ساده ...
    روزایی که قهر میکردیم تا قیامت و چند لحظه بعد قیامت میشد ...
    وای که چقدردلم لک زده برا بچگیام ...
    کاش هیچوقت بزرگ نمیشدم ...
    دل نوشت :
    حسین پناهی :
    کودکیم را دوست داشتم روزهایی که
    به جای دلم سر زانوهام زخمی بود ...

    • δαஹiга ! : ای دل غافل:(

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • Ahmad Reza : نمیدوونم خودممم

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • δαஹiга ! : این حجم از غم برا چیه؟

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • خوب است ک میتوانم بنویسم ...
بعضی وقت ها فکر میکردم اگر کسی نباشد 
 که با آن حرف بزنم روزهایم چگون
  • خوب است ک میتوانم بنویسم ...
    بعضی وقت ها فکر میکردم اگر کسی نباشد
    که با آن حرف بزنم روزهایم چگونه خواهند گذشت ...
    مینوسیم گاهی از خودم گاهی دوستان و گاهی از خیال با فی هایم ...
    یک روز خود رامیگذارم جای پسرکی روستایی ...
    چوب دستی ام را بر میدارم و به چرا میروم ...
    حیف شد چوپانی بلد نبودم و گوسفندان را گرگ برد ...
    یک روز خود را گذاشتم جای ناظم مدرسه ...
    آنقدر بچه ها را زدم ک پلیس مرا گرفت و زندانی کرد ...
    یک روز عمامه ای سرم گذاشتم و رفتم بر روی منبر ...
    سوادی نداشتم همه اووو اووو کشیدن برایم
    و گفتن کلیدشو گم کرده کلیدشو گم کرده...
    منظورشان را نفهمیدم ...
    یک روز سخن گوی ایران شدم ...
    رفتم روبروی تمامی کشورها ایستادم ...
    هیچ نداشتم بگویم کشورم را فروختم...
    هر چه توانستم بد ایران را گفتم ...
    یکی گفت تو واقعا سخن گویی از طرف ایرانی ؟
    گفتم نه ، دماغم دراز شد ...
    یک روز رییس جمهور شدم و دیدم هیچ کاری نکردم ...
    دیدم شش سال میگذرد فقط خوردم و خوابیدم و دزدی کردم ...
    گفتم ببینم کی تو ایران کاری کرده اونا رو خراب کنم ...
    بگم اینا نذاشتن کاری بکنم ...
    کردم و بعضی ها متوجه نشدن و هنوز طرفدارم بودن ...
    رسانه ها رو در دست گرفتم ، شبکه های مجازی ...
    دیدم ماشین ساخته ، موشک ساخته جاده درست کرده ، اینهمه جوون و به کار گرفته ...
    من ک یه بودجه هم ندادم جوونا کار کنن اگرم کسی اومد کاری بکنه ...
    گفتم با این شماره تماس بگیر همه جوره هوات و دارن و مغزتو بفروش...
    بعد دیدم ک حالا ک همه چی دستمه میرم جلو مردم وامیستم و راست راست دروغ میگم ...
    من سال
    [ادامه...]

    • Ahmad Reza : Merc nazar lotfete ....

      1 هفته و 4 روز قبل

    • غروب جدایی * : پروفایلت زیباست موفق باشید (gol)

      1 هفته و 5 روز قبل

    • __ Strong ___ : سلام دوست عزیزم ...عید نزدیکه ..پیشا پیش عیدتون مبارک...اگه لطف کنید و عضو گروه اول پروفم بشید عیدیه خیلی خوبیه واسه ما.. (gol) (dd) (khejalati)

      1 هفته و 5 روز قبل

    ادامه... دوستان
    3963 هواداران
    بازدیدکنندگان