Ahmad REZA

(a.h.m.a.d.r.e.z.a )
  • همه میخوان دوست داشته بشن ...
اما نمیخوان کسی و دوس داشته باشن ...
همه میخوان غر بزنن داد بزنن سر
  • همه میخوان دوست داشته بشن ...
    اما نمیخوان کسی و دوس داشته باشن ...
    همه میخوان غر بزنن داد بزنن سر طرفشوون عصبانی بشن ..
    اما کسی حق نداره به اونا کاری داشته باش ...
    همه دوس دارن آزاد باشن خودشوون ...
    اما طرف فقط ماله اونا باش ...
    همه دوس دارن درووغ بگن خیانت کنن ...
    اما طرفشوون رو راست و راستگو باش ...
    بعضی وقتا فکر میکنم واقعا دنیا ارزش هیچی و نداره ...
    حتی اووردن یه اخم کوچیک روو صورتت ...
    اگه بقیه بذارن ...
    دل نوشت :
    اینقدر نگوو چرا ایران اینجووریه چوون این مملکتو مردمش ساختن ...
    یه نگاه ب خودمون بکنیم میبیینیم خیلی جاها دروغ گفتیم ، نامردی کردیم ، خیانت کردیم و ...
    اما با یه کلاه سر خوورمون گذاشتن ، خودمون و تبرئه کردیم ...
    حرف دلم بود همین ...

    • Dr Gholizadeh : سلام:) (gol)

      1 روز و 16 ساعت قبل

    Ahmad REZA

    2 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • قرار گذاشتن برن همو ببینن ...
پسره تا حالا نگاه چپ به هیچ دختری نکرده بود چه برسه به دست زدن ...
س
  • قرار گذاشتن برن همو ببینن ...
    پسره تا حالا نگاه چپ به هیچ دختری نکرده بود چه برسه به دست زدن ...
    ساده ی ساده بود به قول خودمون یه چیزیش خل بود ...
    اومدن نشستن کنار هم ...
    پسره از خجالت سرش و بلند نمیکرد ...
    دختره آروم اومد بوسش کرد و گفت دوست دارم عشقم ...
    پسره هم گفت دوست دارم...
    یه سال دوسال چار سال با هم بودن ...
    تا یه روز دختره اومد گفت برام خواستگار اومده ...
    نمیتونم که تا آخرش اینجوری بمونم باس ازدواج کنم ...
    اما این و بدون بهترین روزای زندگیم روزایی بود که کنار تو بودم ...
    پسره گفت میدونی خوشبخت میشی ؟
    گفت آره بابا خیلی پولداره ...
    گفت باش عشقم مواظب خودت باش ...
    دختره ب رسم عادت اومد بوسش کنه ...
    پسره نذاشت گفت : شوهرت شوهرت شوهرت ...
    دختره رفت و پسره تودلش گفت هیچکس جز من نمیتونه خوشبختت کنه ...
    عروس شد اما به ماه نکشیده بود که دختره زنگش زد و گفت من بی تو نمیتوونم زندگی کنم ...
    ببخش غلط کردم ...
    پسره با وجود اینکه خیلی دوسش داشت عصبانی شد فحش داد و گفت : شوهرت شوهرت شوهرت ...
    دختره رفت الان سر زندگیشه بچه هم داره و خوشبخته ...
    تو آخرین پانشینی پسره رو دیدم شیشه عرق کنارش بود...
    گفت امشب بذار سلامتی و من بدم بزن به سلامتی ...
    بزن به سلامتی پسری که عشقشو بیشتر از جونش دوست داشت ، اما حالا که کنار یکی دیگه خوشبخته خوشحاله ...
    بزن به سلامتی پسری که نمیدونس سیگار چیه الان سیگاری میکشه ...
    بزن به سلامتی پسری که با وجود اینکه ده سال میگذره اما هنوز یکی وتوقلبش داره ...
    بزن به سلامتی .... گفتم نگو دیگه نگو نگو ...
    رفت نشست گوشه اتاق س
    [ادامه...]

    • یاغمور ..... : (gol) (gol) (gol)

      18 ساعت پیش و 44 دقیقه قبل

    • Marjan ... : پصتاتون عالیه عزیز (ghalb) (gol)

      4 روز پیش و 20 ساعت قبل

    • Ahmad REZA : سلام خووبی توام سال خووبی داشته باشی ...مرررسی عزیزم ...همین ک تبریک گفتی برام کافیه خوودت ارزش داری...

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

  • شیشه پنجره را باران شست 
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
پدرم رفته ای و خاطره ها جا مانده
  • شیشه پنجره را باران شست
    از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
    پدرم رفته ای و خاطره ها جا مانده
    همه کمرنگ شدن از نظرم یاد تو اینجا مانده
    من نگویم ک مرا از قفس خاطره آزاد کنید
    همه ختم و صلواتی بفرستید و دلم شاد کنید
    دل من پنجره ایست شسته به دست باران
    دلگیرشدم ، بوی وفا نیامد از این, یاران
    پدرم رفت ، درست ، سخت دلگیر شدم
    در غم هجر پدر ، درست ، که من پیر شدم
    تو پیامی بفرستی به دلم تسکین است
    من کسی را ندارم ، چه دلم غمگین است
    شعر من قافیه اش یک کس بود ، پدرم
    پدرم کاش می شد که زبان باز کنی و ،تو بگویی پسرم
    چند سالیست به خود گفته دل آرامم, پشتم محکم
    تو که رفتی جهان را, با دیده تر من شستم
    اه و صد وای از این غم که دلم میشکند
    باز یاد توام و به عکس تو مینگرم...
    دل نوشت:
    شعرهایم هم بوی تو گرفته اند ...
    کاش حداقل ب خوابم میامدی ...
    دلتنگم دلتنگ ...

    • ●●یا زهرا (س)●● : سلام خوبین؟ افتخار میدین به گروه اول و دوم پروفم (gol)

      2 ماه پیش

    • Ahmad REZA : کاش کاش ...

      2 ماه پیش و 4 هفته قبل

    • ★Ԋɨvム★ ✔️ : کاش حداقل به خوابم میومدی (ghamgin)

      2 ماه پیش و 4 هفته قبل

  • سلام بابا...
دلم برات تنگ شده ...
چی بگم چطوری تحمل کنم ...
مث همیشه مینویسم فقط ...
کمرم شکسته
  • سلام بابا...
    دلم برات تنگ شده ...
    چی بگم چطوری تحمل کنم ...
    مث همیشه مینویسم فقط ...
    کمرم شکسته پشتم خالیه چجووری تحمل کنم این درد و دیگه ...
    یادته همیشه مینشستی رو تختت و از اونجا من و مامان و اذییت میکردی ...
    حالا میشینم ساعت ها ب اوون تخت زل میزنم و بغض میکنم اما نمیتوونم گریه کنم ...
    همه میگن دیگه تو مرد خونه ای ، تو باید مادرتو تسکین بدی ...
    آخه چجووری ...
    بابایی دلم خیلی برات تنگ شده خیلی ...
    دل نوشت :
    پدرم رفت تا دیروز نمیفهمیدم کوه یعنی چه ...
    همین ک خراب شد...
    ماندم زیر آوار اندوه و دلتنگیش ...
    دل نوشت :
    پدرم به تنهایی برای من یک ارتش بود...
    رفت و من تک سرباز بازمانده از یک لشکرم ...
    دل نوشت:
    پدر تا دیروز فکر میکردم هیچ مریضی ای نداری ...
    امروز ک رفته ای فهمیدم...
    چه شبهایی بیدار بودی از مریضی و من خواب بودم ...
    دل نوشت : بی تو تنهاترین تنهای دنیایم پدر ....

    • Ahmad REZA : خیلی ممنوون شما زنده باشی ...

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • Mona Gh : سلام خدا رحمتش کنه روحش شاد خدا به شما هم صبر بده (ghamgin) (gol)

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • MehrsA M-M : خاهش....جمیع رفتگان...

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • زهی خیال باطل از آنچه در گذر عمر فکر کردیم ...
هر چه گشتیم ب دنبال عشق ، هوس گیرمان آمد و هر وقت
  • زهی خیال باطل از آنچه در گذر عمر فکر کردیم ...
    هر چه گشتیم ب دنبال عشق ، هوس گیرمان آمد و هر وقت
    فکر کردیم عاشقیم زیر منت هوس خویش افسار گریخته بودیم ...
    ای بسی از این عمر ملالت آور که همه اش در راه عشق و هوس سوخت...
    براستی آیا عشقی هست ؟
    یا همه بازیچه ی افکار خود شده ایم ؟
    براستی میشود دو نفر به نحوی عاشق هم شوند
    که بیستون ها بکنند و قصه ی عشقشان گوش مردم را کر کند ؟
    براستی زندگی یعنی چه ؟
    زندگی در پی پول و بی عشق ، یا در پی عشق و بی پول ...
    هیچوقت هیچ چیز جور نیست ...
    دل نوشت :
    شاید جهنم نمونه ی بارزیست از زندگیه ما...
    شاید در جهنمیم...
    شاید در گذشته ای ن چندان دور مرده ایم
    و داریم در این دنیا میسوزیم
    وگرنه مگر میشود زندگی اینقدر به مثال مردگی ...
    احمدرضا محمدی پناه
    چهاردهم مهر یکهزار و سیصد و نود و شش ...

    • ☻BaRaN☻ ✖Devil✖ : سلاآآآم مَمنون میشَم گُروهِ سوم پُروفَم عُضو بِشی و مَحبوب کُنی *ـ* ...................................https://hammihan.com/group/kolbedosti

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • Ahmad REZA : دنیا همش پوچه و الکی ..... چجوری میشه کنار اومد تو دنیایی ک حتی یه دلخووشی برات نذاشته ... ؟

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • خانوم دکتر ترنم : اقا پسر بزا یکم پستات شاد باشن چرا اینقدر غمگینن دنیا همینه تو کسی رو دوست داری تنهات میزاره میره واما کسی تو رو دوست داره به دلش اعتنای نمیزاری

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • راضـيم ...
به هرچی اتفاق افتاد!
که اگه خوب بود زندگیمو قشنگ کرد!
و اگه بد بود من و ساخت !
مــديو
  • راضـيم ...
    به هرچی اتفاق افتاد!
    که اگه خوب بود زندگیمو قشنگ کرد!
    و اگه بد بود من و ساخت !
    مــديونم ...
    به همه ی آدم های زندگیم!
    که خوباشون بهترین حسا رو بهم دادن!
    و بداش بهترین درسا رو !
    مــمنونم ...
    از زندگیم!
    که بهم یاد داد
    همه شبیه حرفاشون نیستن!
    و همیشه اونطوری که میخوایم پیش نمیره !
    دل نوشت :
    مهربونا واقعيتا رو بهتون نميگن
    حقيقت و هميشه از بدجنسا بشنويد...

    • Ahmad REZA : کجا هسی ؟ نیسی کم پیدایی ؟

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ارامش ... : هرچی دل تنگت موخاد بوگوم..بله بیمیرم بعدش عزیز مشم...دوباره خو میگی خنگوک..حواست هه؟؟

      6 ماه پیش

    • Ahmad REZA : چیشی بگمت ... تو چت شده یهو ؟ نمیری یهو ماهیووک ...شاید بعدش بفهمی چرا مگمت خنگوک ....

      6 ماه پیش

  • خووب نیستم....
نپرس چرا  ...
مگه پرسیدن داره  اگه میدونستم ک یکاریش میکردم ...
نمیدوونم چمه نمیدو
  • خووب نیستم....
    نپرس چرا ...
    مگه پرسیدن داره اگه میدونستم ک یکاریش میکردم ...
    نمیدوونم چمه نمیدوونم چرا ...
    از همه ناراحتم ...
    از همه دلگیرم ...
    بیشتر از همه غمگینم ...
    نپرس چرا ...
    همه رو بخشیدم با وجود هر کاری باهام کردن ...
    اما ناراحتم از همشوون ...
    همیشه زوری خندیدم تا کسی نفهمه چقدر غم دارم ...
    دلم خنده میخواد بازم اما واقعی ...
    دلم میخواد از تههه تههههههه دلم بخندم ...
    چقدر صبر کنم تا واقعا یکی بیاد ک عاشق باش ن .....
    نمیدوونم چمه فقط خووب نیستم ...
    دل نوشت :
    هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت
    یا فراموش شدن ...
    ب هر حال دارم فراموش میکنم
    ک فراموش شدم ...

    • Ahmad REZA : (gol) (gol) (gol)

      4 ماه پیش و 4 هفته قبل

    • مریم صالحی : (ghamgin)

      4 ماه پیش و 4 هفته قبل

    • Marziyeh tajik : فردا که میایی به سراغم...دیگر خبری نیست

      5 ماه پیش, 1 هفته

  • سلام  خووبی خدا ...
من ؟ ...
خوووبم دیگه ....
نپرس چمه ...
داری میبینی ک چیوو میپرسی آ خدا ...
  • سلام خووبی خدا ...
    من ؟ ...
    خوووبم دیگه ....
    نپرس چمه ...
    داری میبینی ک چیوو میپرسی آ خدا ...
    میدونم بدم میدونم همه چیووو میدوونم تووو ب رووم نیار همینجوور شرمندم...
    آخدا نمیشه یکم هوامو داشته باشی ....
    خسته شدم ...
    دارم ب همه چی شک میکنم ...
    یه کوچووولوو من و هم بببین نوکرتم ...
    زندگی ها سخت شده هر چی میدوویی آخرش همونی ک بودی هستی ...
    مگه نمیگی از تو حرکت ...
    آخه هر چی میدووام هیچی ندارم ک...
    خدا گوشت با منه ...
    میبینی اصلا منو ...
    خط رو خط شده خطات آ خدا ...
    یکی نداره داره میمیره از گشنگی ...
    یکی اینفدر داره ک داره میمیره از پر خوری ...
    آ خدا خستم خوووب ...
    ی کوچوولوو تنهام توو رووو دارما اما خووب یکم تنهام ....
    دل نوشت :
    عشق و دوست داشتن الکی ...
    هر کی گفت دوست دارم دروغ میگه ...
    مجرد بمون و تنها اما با دروغ گفتن ی عمر یکیو بدبخت نکن ...

    • سونیا sonya : خواهش میکنم

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • Ahmad REZA : ممنوونم از راهنماییت ...

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • سونیا sonya : سلام چیزی رو ک میخای با تمام‌وجودت براش تلاش کن ک بدستش بیاری خدا همیشه بهترینو میخاد برای بنده اش.ب مشکلات جامعه فک نکن آدمو دیونه میکنه چون نمیشه و نمیتونی هیچ گاری کنی فقط فکرت درگیر میشه زندگی تلخ میشه

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    Ahmad REZA

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • امروز دفتر شعرمو باز کردم ...
یادته هر چی میشد ی شعر برات میگفتم ...
نمیدوونم چرا دارم مینویسم ...
  • امروز دفتر شعرمو باز کردم ...
    یادته هر چی میشد ی شعر برات میگفتم ...
    نمیدوونم چرا دارم مینویسم ...
    شاید جایی نیست ک فریاد بزنم ...
    شاید کسی نمیتوونه جای تو رو پر کنه تا باهاش حرف بزنم ...
    سلام خوبی عشقم ...
    چند سال گذشته یادت و منم نیست ...
    اما من هنوزم بهت فکر میکنم ...
    هنووزم کسیو جز تو نمیخوام ...
    هنوزم هنوزم هنوزم ...
    میخندم سر خوشم ب قول همه دیوونم ...
    میخوام بشم مث تو ک با کسی ک کنارته کنار اوومدی اما نمیتونم...
    چی بگم عشقم فقط میخوام خوشبخت باشی همین...
    دل نوشت:
    میگُفت از مویِ بُلَند متنفره!
    کوتاهشون کردم...
    گفت موهای لَختت حالمو بهم میزنه برو فِرِشون کن!
    فِرشون کردم،کُلی به خودم رسیدم،اون رژی که دوست داشتو زدم:)
    وقتی نگاش بهم اُفتاد اومد سمتم..
    نَفَساش به صورَتَم میخورد،داشتم اَز گرمیشون گُر میگرفتم
    که لباشو چسبوند به گودی گَردَنم...
    تا خواستم حِسِش کُنم با یه اعصاب داغون
    موهاشو چنگ زدو گفت لَعنتی تو هیچوَقت اون نمیشی...:)

    • عاشق خدا z : عشقی که انتهای آن غبار غم بر چهره معشوق نشیند عشق نیست دلگرم باش که او هیچ گاه عشق تو نبوده چرا که عشق سرانجامی نیک دارد و بدان عشق تو پاک هست اما آن را در جایی کشاندی و عشق خود را در دلی شناور کردی که عشق تو نبوده پس خر

      9 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • Ahmad REZA : حالا بخند بعد نگی نگفتیا خخخخخ

      9 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • Ahmad REZA : داداش خودت لایک داری

      9 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • آقا جان چرا گریه میکنید ؟ 
چرا ناراحتید ؟ 
شوما که جایتان خوب است نگران چه هستید ؟
چی دوست دارانت
  • آقا جان چرا گریه میکنید ؟
    چرا ناراحتید ؟
    شوما که جایتان خوب است نگران چه هستید ؟
    چی دوست دارانتان چند دسته شده اند ؟
    چی ؟ کاری ک آمریکا نتوانست با جنگ بین شیعه و سنی بکند با حزب بازی کردند ؟
    شیعه ب جان شیعه افتاده ؟ طرف داران هر حزب چشم دیدن آن حزب را ندارند ؟
    ن آقا جان مولای من ناراحت نباش دارند بچگی میکنند...
    آقا شوما ک رفتی همه مث فرزند پدر مرده نمیتوانند تصمیم درست بگیرند چون بزرگتر بالا سرشان نیست ...
    قول میدهم بیایی و همه چیز خوب شود ...
    میترسی بیایی آقا ؟ برای چه ؟
    میترسی کافران با تو کاری نداشته باشند و بعضی که خود را شیعه ات میخوانند شهیدت کنند ؟
    نترس آقا همین جوانان جانشان در کف دست تقدیم به توست نه کار حزب دارند و نه جناح...
    آقا بیا ک شیعه بیشتر از هر روز ب تو احتیاج دارد ....
    دل نوشت :
    دلم میخواست مملکتم حزب حزب نبود ، همه دست در دست هم برای آبادی اش تلاش میکردند ...
    اون وقت بود که راه ظهور هموار میشد ...

    • g-n ..... : خواهش .موفق باشین

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • Ahmad REZA : ممنوونم ازت

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • g-n ..... : احسنت (gol) (gol) (gol)

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    3485 هواداران
    بازدیدکنندگان