ahmad 231

(aaahmad )

ahmad 231

2 سال پیش و 2 ماه قبل
  • ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود
مانند غزل های خودم، یارِ دلم بود

عاشق شده بودم دلم از درد، نمی
  • ای کاش! کسی بود که غمخوار دلم بود
    مانند غزل های خودم، یارِ دلم بود

    عاشق شده بودم دلم از درد، نمیرد
    آری سخن عشق، پرستارِ دلم بود

    هرجا نفسم تنگ شد آمد غزلی نو
    غم بود ولی قافیه، غمخوار دلم بود

    بازار وفا بود و حراجی محبت
    یک رهگذرِ مست، خریدار دلم بود

    یک بوسه فقط، مطلع دل میشد و آنجا
    سمفونیِ هر شعر، دگر کار دلم بود

    خال و خط و ابرو و لبش رنگ خدا داشت
    من بنده ی او بودم و دادار دلم بود

    رفته است از این کوچه ی بن بست همانکه
    همسایه ی دیوار به دیوار دلم بود

    حالا بگذارید که شاعر بنویسد:
    او-ماه-ترین-ماهِ-شبِ-تار-دلم-بود

    • ♥♥سیما♥♥ ♚گلی♚ : (gol) (gol) (gol)

      2 سال پیش, 1 ماه

    • ahmad 231 : نه این حرفو نزنین خواهش میکنم...امیدوارم شما هم هر جا هستین موفق و موید باشین

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • ahmad 231 : سلام مرسی از حضورت هستی جان

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 3 ماه قبل
  • امروز به آن هایی می اندیشم که روی شانه هایم
گریه کردند و نوبت من که شد
شانه خالی کردند…!
  • امروز به آن هایی می اندیشم که روی شانه هایم
    گریه کردند و نوبت من که شد
    شانه خالی کردند…!

    • faryal S : همیشه همینطور هست

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • ♥ faeze♥ : خواهش آقا

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • ahmad 231 : مرسیییی ازاینکه بهم سرمیزنی خانومی

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 2 ماه قبل
  • یک نفر سر در گریبان مانده است
  • یک نفر سر در گریبان مانده است

    • ___ ___ : سلام دوست عزیز... شما رو دعوت میکنم به گروه عصر یخ... ادرسش تو پروفایلم هست. منتظر پستهای عالیتون تو این گروه هستم...سپاس فراوان از شما (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 سال پیش, 1 ماه

    • غزل احمدی : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • عرفانه خانومی : گفتم بمونم سرتوخالی میکنم ...ببخش اخرشم همه چیز سرتو خراب شد

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 4 ماه قبل
  • مرا ببوس ، مرا ببوس

برای آخرین بار

ترا خدا نگهدار

که میروم بسوی سرنوشت

بهار ما گذشته
  • مرا ببوس ، مرا ببوس

    برای آخرین بار

    ترا خدا نگهدار

    که میروم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته

    گذشته ها گذشته

    منم به جستجوی سرنوشت...

    در میان کوهان آن پیمان با قایقرانها

    گذشته از جان ، باید بگذشت از طوفان ها

    به تیره شب ها دارم با یارم پیمان ها

    که بر فروزم آتشها در کوهستانها

    آه...

    شب سیاه سفر کنم

    ز تیره راه گذر کنم

    دگر تو ای گل من

    سرشک غم به دامن

    برای من میفکن

    مرا ببوس ، مرا ببوس

    برای آخرین بار

    ترا خدا نگهدار

    که میروم بسوی سرنوشت

    بهار ما گذشته

    گذشته ها گذشته

    منم به جستجوی سرنوشت...

    خدا حافظ , خدا حافظ...

    • ♪لـــــِــیلی ♪ : نمیدانم دگر که را باید صدا زد ,این قلب را تا کی به طوفان بلا زد , من باغبان فصل های انتظارم ,تو خوب میدانی من اینجا بیقرارم

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    • ahmad 231 : این روزها سهم من از قاصدک ها،فقط دیدن رقصیدنشان در باد است،نه براورده شدن آرزوهایم...

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    • ♪لـــــِــیلی ♪ : دلتنگم و دیدار تو درمان من است ..بی رنگ رخت زمانه زندان من است ..بر هیچ تنی مباد و بر هیچ دلی ...انچه از غم هجران تو بر جان من است ...

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 2 ماه قبل
  • گیسوان تو در اندیشه من٬

گرم رقصی موزون.

کاشکی پنجه من٬

در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست.
  • گیسوان تو در اندیشه من٬

    گرم رقصی موزون.

    کاشکی پنجه من٬

    در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست.

    چشم من٬ چشمه زاینده اشک٬

    گونه ام بستر رود.

    کاشکی همچو حبابی بر آب٬

    در نگاه تو رها میشدم از بود و نبود.

    • ♥♥سیما♥♥ ♚گلی♚ : من در آن شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی گیسوان تو به ادم می اید...

      2 سال پیش, 1 ماه

    • ahmad 231 : (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    • یاغمور ..... : گیسوانم نوازش دستانی رو می خواهند از جنس عشق نه هوس (gol) (gol)

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 5 ماه قبل

    در خیالات خودم
    در زیر بارانی که نیست
    می رسم با تو به خانه،
    از خیابانی که نیست

    می نشینی روبرویم،
    خستگی در میکنی
    چای می ریزم برایت،
    توی فنجانی که نیست

    باز ميخندی و ميپرسي
    كه حالت بهتر است؟!
    باز میخندم که خیلی،
    گرچه میدانی که نیست

    شعر می خوانم برایت،
    واژه ها گل می کنند
    یاس و مریم میگذارم،
    توی گلدانی که نیست

    چشم میدوزم به چشمت،
    مي شود آیا کمی
    دستهایم را بگیری،
    بین دستانی که نیست..؟!

    وقت رفتن می شود،
    با بغض می گویم نرو...
    پشت پایت اشک می ریزم،
    در ایوانی که نیست

    می روی و
    خانه لبریز از نبودت می شود
    باز تنها می شوم،

    با یاد مهمانی که نیست...!

    • ⇡ ↲【FakE GiRL 】 ↳⇡ .. : سلوووووووووووووووووووووم ... (bye)خوشال میشم تو گروهم(بکــــــــــــس هَپــــــــــــــــــــــ:]ـــــــــــــــــ) بعضوی و البته محبوبش کنی وفعالیت داشته باشی... بینه گروهام هستش ... (ehsasi)(ehsasi)(salaam)راستی خودت م

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

    • مریم الهی : زیبا بود

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 4 ماه قبل

    ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎﺭ !!!
    ﮔﺮﭼﻪ ، ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ ....
    ﺣﮑﻢ ﺩﻟﺪﺍﺭﯼ ، ﻓﻘﻂ ﻋﺸﻖ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ..
    ﺍﻭ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﯾﺪ ، ﻻﯾﻖ ﻋﻤﻖ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺑﺎﺷﺪ .....
    ﻭ ﮐﻤﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭ ........
    ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﺑﺪﻫﺪ ﺭﻭﺣﺶ ﺭﺍ..
    ﺩﻝ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻣﺴﭙﺎر..

    • ahmad 231 : شبتون پرااز آرامش... ممنونم از متن زیباتون

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    • ♪لـــــِــیلی ♪ : زنـــدگــے ♡❤زندگے پر از گره هایـے ست،که تو آن را نبسته اے ...اما باید تمام آنها را ...به تنهایــے باز کنــے ، تنهاے تنها … !ولــے اگر به خدا ❤ توکل کنــے ،او گره ها را یکے یکے برایت باز مے کنــد ... !شاد و موفق باشید و

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    • ღ NazaniN ღ : محبوبی.....

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    ahmad 231

    2 سال پیش و 4 ماه قبل

    نذر کرده ام
    یک روزی که خوشحال تر بودم
    بیایم و بنویسم که زندگی را باید با لذت خورد،
    که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .

    یک روزی که خوشحال تر بودم
    می آیم و می نویسم که
    " این نیز بگذرد "
    مثل همیشه که همه چیز گذشته است و آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.

    یک روزی که خوشحال تر بودم
    یک نقاشی از پاییز میگذارم ،
    که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
    زندگی پاییز هم می شود ،
    رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر!

    یک روزی که خوشحال تر بودم
    نذرم را ادا می کنم
    تا روزهایی مثل حالا
    که خستگی و ناتوانی
    لای دست و پایم پیچیده است
    بخوانمشان و یادم بیاید که
    هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
    و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان.

    • تمنا وصالی : (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    • bikas tanha bikas tanha : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    • ahmad 231 : ممنونم ..ایشالله

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • Hasti Omidi
    • ოձħ§ą :-)
    • ‫ـزلGazalغــ‬‎ ★
    • ℳαℜУαℳ .
    • مهناز کدیور
    • بـــــــارون غریب
    • الهه رضایی
    • محبوبه صدرا
    • HaMeD nosrati
    • ღ@rj@n 95
    • حسین صداقت
    • Sh Sh
    • بهار دیبا
    • سعید کیانی
    • مهرآوید ثبت
    • Hajali Malek
    967 هواداران
    بازدیدکنندگان