Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :)

(ab0l )

Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :)

1 ماه, 1 هفته [پست ثابت]
  • پاها رو زمین،ولی طرفدار پرواز

    • ava3

    خیلی دلم میخواد وقتی یه نفر بهم بگه : با صندلی و قسطنطنیه و مجید اخشابی یه جمله بساز!
    بهش بگم: «خودت با صندلی و قسطنطنیه و مجید اخشابی یه جمله بساز!»

    چیه؟ جمله ی امریه دیگه!

    شب همه خونه مامانبزرگم خوابیده بودیم‏(ی جمع ۲۰؛نفری) نصف شب احساس کردم از زیر بالشتم صدای خرت خرت میاد؛بالشتوبرداشتم وای دیدم ی موش فرارکرد؛یک جیغی زدم ک همه درجا بیدارشدن آقاهمه دنبال موش این ورو اونور میدویدن ؛منم راحت رفتم اتاق دیگه خوابیدم؛ بعله ی همچین آدمی ام من‏!‏‏!‏

    ﺧﻮﺑﯿﻪ خیانت کردن ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ≧◔◡◔≦
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .≧◔◡◔≦
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    خیانت کردن ﺧﻮﺑﻰ ﺩﺍﺭﻩ؟ :|
    ﺑــﺎﺯﻯ ﻛﺮﺩﻥ ﺑﺎ اﺣﺴﺎﺳﺎﺕِ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺧﻮﺑﻴﻢ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﮕﻪ؟
    ﺍﻭﻣﺪﻯ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺩﻧﺒﺎﻝِ ﺧﻮﺑﻴﻪ خیانت کردن ﻣﻴﮕﺮﺩﻯ ﻛﻪ ﭼﻰ؟
    ﻣﻴﺨﻮﺍﻯ خیانت کنی؟ !!O.o
    ﺗﻮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ؟؟O.o
    ﺗﻮ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺩﺍﺭﻯ؟O.o
    ﺍﺯ ﻋﺎﻗﺒﺘﺖ ﻧﻤﻴﺘﺮﺳﻰ؟O.o
    خجالت بکش :|
    بزنم پرت شی افق مریخ

    یه روز یه جا دوره هم نشسته بودیم,استغفرالله ماهواره شون روشن بود.
    داشت مده لباس پخش میکرد.یکی دراومد گفت:آخه اینا چه لباسی این زنا میپوشن که هیچ پوششی نداره؟؟؟
    رفیقم از روی شوخی گفت:اینا بدبختن؛پولشون نمیرسه لباس بیشتری تنشون کنن!!!
    از قضا یه گودزیلای 6 ساله که کناره باباش نشسته بود بلند گفت:اینکه چیزی نیس؛1بار من یواشکی دیدم بابام توماهواره مون از این بدبخت ترشم میبینه!!!!
    آخه عزیزه من؛بچه رو یه جایی قفل کن بعد برو خاک بر سری ببین....
    خدایا توبه...
    (انصافا لایک داره آ)

    یه بار با دختر عموی خانومم و شوهرش و خانوم خودم داشتیم تو شهر دور میزدیم دختر عموی خانومم پشت فرمون بود یه چراغ قرمز را رد کرد افسره دوید جلوش را گرفت گفت کدوم بی شعوری به تو گواهینامه داده اینم نه گذاشت و نه برداشت بهش گفت یه بی شعوری مثل تو!
    من یکی را که به جرم جویدن چراغ راهنمایی و رانندگی و آسفالت بیست و چهار ساعت بازداشت کردن بقیه را خبر ندارم :|

    بازی استقلال- سایپا بود!
    من وقت نمی کردم بشینم ببینم..چون باس با مادر گرام می رفتیم بیرون و تو پاساژ خرید!:|
    خلاصه اینکه...خیلی دلم می خواست ببینم چند تا می خوره:) اما نشد!:(
    تمام خریداشُ کرده بود و من هم رفتم فلافل بگیرم حداقل ازز خجالت شکممون در بیایم!!!
    مغازه اش tv داش!:) ولی هر کاری می کردم نمی تونستم تو زاویه ی درست وایستم تا ببینم:(
    سرمُ کج کردم ببینم حداقل چند چندن؟؟ سرم محکم خورد به چراغ!:|
    فروشنده گفت 2 - 2 مساوی ان خانُم!
    مامانم می خواد زودتر شوورم بده...کار به آگهی کشیده!!
    راه حل؟؟؟

    از قدیم محرما با بعضی مراسما خونمون هیته و بابابزرگم نذری میده
    بعد چون وسایل نذری مثل دیگ و گاز وکپسول و .... اینا داریم همه میشناسن
    هرکی نذری داره میاد میبره یه بار نشسته بودیم دیدیم صدا میاد بابابزرگم رفت ببینه صدای چیه!
    اومدش گفتیم چی شد گفت : هیچی اومده بودن وسیله ببرن برای نذری منم کمکشون کردم همرو بار زدن فک کنم رفیقه بچه ها بود نمیشناختم
    تا اینجا هیچ اتفاقی نیافتاد اتفاق زمانی بود که فهمیدیم اونا دزد بودن و بابابزرگم به دزدا کمکم کرده بود !!!!!!!!!!!
    @@
    ( این اتفاق خنده دار بود اما دزده بعد یکسال شرمنده اومد حلالیت طلبید گفت :تمام زندگیش
    نابود شده و عزیزاشو از دست داده !" ولی باید شرمنده امام حسین باشه ")

    ادامه... دوستان
    • Ⓢ£ⓥのム :)
    3004 هواداران
    بازدیدکنندگان