Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :)

(ab0l )

Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :)

1 ماه, 1 هفته [پست ثابت]
  • پاها رو زمین،ولی طرفدار پرواز

    • ava3

    داداشم از پدرم میپرسه فردا ساعت چند میری سر کار که منم صبح بیدار کنی ! پدرم میگه ساعت هفت داداشمم خیلی ریلکس میگه پس منا ساعت هفت و نیم بیدار کن . من الان تو فکرم ایا امبدی هست؟؟؟؟؟ اینم داداشه ماداریم ؟؟

    دختر: عزيزم دوستم دارى؟
    پسر: اره خيلى
    دختر: بهم ثابت كن
    پسر: چجورى؟!
    دختر: برو با يه شير بجنگ
    پسر: عزيزم اخه من اگه با شير بجنگم من و تيكه تيكه ميكنه و مى خوره بدش ديگه چيزى ازم نميمونه... يه چيز ديگه بگو؟!
    دختر:وایبرتو بده بخونم :)))
    پسر: كو؟ كجاس اين شير پدرسگ؟! بگو برم پاره پارش كنم ....

    چه زیبا گفت کوروش کبیر :

    اگر روزی تصمیم به محاسبه ثروتت گرفتی
    پول هایت را مشمار

    کافیست قطره اشکی بر روی گونه ات بریزی
    تعداد دستانی که آن را پاک میکنند ثروت توست

    عاغا یه روزی رفتم خونه ی عموم اینا داشتن نهار میخوردن عموم بهم تعارف کردمنم یه آدم خجالتی
    گفتم:ممنون همین الان خوردم اومدم
    چند دقیقه بعد...
    عموم:پسر باباش لااقل بیا چای بخور
    من:مرسی عمو جان قبل از اینکه به اینجا بیام خوردم
    چون کنار در زمین نشسته بودم عموم یه بالش برداشت پیشم آورد بهم گفت:لاقل بیا به این تکیه کن نکنه قبل از این که به اینجا بیای به بالنج خونتون تکیه کردی اومدی!!!!

    ما یه فامیل داریم...
    هر موقه میخواد بخوابه قرص خواب میخوره...هر موقه هم که قرص خواب میخوره میشه کپسول سوتیاااا اصن یه وضعی
    بعد یه روز باشوهرش داشتن تو خیابون راه میرفتن بعد شوهرش میفهمه این چن دیقه همینجوری ذول زده به نوشته ی یه مغازه و خییییییییییلی عمیییییق داره فکر میکنه
    بعدِ چن دیقه برمیگرده رو به شوهرش میگه:
    احمد: یه دعای جدید اومده؟؟
    - چی؟؟یعنی چی؟؟
    -لا..............سِتیک
    بعد شوهرش یه نگاه به نوشته ی _لاستیک_ میکنه o-0
    بعد یه نگا به زنشoO-Oo

    با کلی ذوق و شوق رفتم پیرهنی که تازه خریده بودم رو بابام نشون بدم..حالا بابای من : قشنگه منو یاده رو بالشتی های مامان بزرگت انداختی !!
    من: :((((
    بابام : ;))))
    رو بالشتی های مامان بزرگ : :-
    بابای با سلیقه هست که من دارم عایا !؟

    من معادلات ساده ای دارم بانو
    وقتی باران می آید یعنی بی قرارم
    وقتی شب است یعنی دلگیرم
    وقتی شعری می نویسم یعنی کماکان عاشقم
    وقتی به آسمان نگاه می کنم یعنی منتظر واژه ام
    وقتی هیچ نمی گویم یعنی در شبی دق کرده ام
    (درخت کاج هنوز شکوفه میدهد)

    دیروز تو مترو نشسته بودم که یه خانومی شروع به تعریف کرد :
    تا قبل از خریدن کفش تن تاک تو رابطه با همسرم مشکل داشتم ،
    نمیتونستم درکش کنم،
    وقتی حرف میزد هیچی نمیفهمیدم،
    ایجاد رابطه باهاش سخت و کسل کننده بود،
    ولی بعد از خریدن تن تاک مشکلم حل شده؛
    دیگه هروقت میخواد حرف یزنه...
    با همون تن تاک میزنم تو دهنش ^_^
    این محصولو به همه پیشنهاد میکنم!!

    ادامه... دوستان
    • Ⓢ£ⓥのム :)
    3004 هواداران
    بازدیدکنندگان