Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :)

(ab0l )

Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :)

1 ماه, 1 هفته [پست ثابت]
  • پاها رو زمین،ولی طرفدار پرواز

    • ava3

    کسی لیاقت اشکاتو نداره
    اگه کسی هم قدرشناس پیدا بشه
    اون نمیزاره اشکات بریزه

    ****
    كه‌س شایانی فرمێسكه‌كانت نییه‌ ،
    وه‌ ئه‌گه‌ر كه‌سێ شایانی بێت ئه‌وه‌ لێت ناگه‌ڕێت بیرێژیت

    یه مرغ از فریزر دراوردم داداشم برگشته میگه میخوای بپزیش؟؟؟
    گفتم : پ ن پ از سرد خونه درش اوردم اقوامش دم ردن بدم برن خاکش کنن

    • Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :) : دروغ گفتم یه داداش دارم

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    • سوگند جون : خودت گفتی

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    • Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :) : تو از کجا میدونی؟

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    سلام ملت
    خانم معاون منو بخشیدی عایا؟

    • Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :) : okthank you some much

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    • elham khani : به خاطر پستای خوبی که برا گروه گذاشتی میبخشم ولی دیگه تکرار نشه ها

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    • Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :) : خواهـــــــــــــــــــــش ببخشید اونروز اعصابم ریخته بود بهم

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    رفتم فروشگاه چند تا مرغ خریدم
    پولو که دادم به فروشنده{یه خانوم جوون بود}
    گفت پونصد از پولتون می مونه خورده نداریم!!
    منم با یه حالتی گفتم عیب نداره از این ادمس ها بدین
    یه نگاهی بهم انداخت گفت اینا بسته ای10هزاره!
    منO_o
    منم خواستم پیشش ضایع نشم گفتم عیب نداره بده الان بهت میدم
    دست کردم تو جیبم هیچی توش نبود:l
    اصن ی حس ضایع شدن شدید بهم دست داد:l
    منم نگاه ادمسه کردم و با ی حالت متفکرانه گفتم نه این ادمسا به بدن من نمیسازه:l!!{اخه این چی بود من گفتم:l}
    دیدم دختره داره پشت کامپیوترش میخنده و ی ادرسو وارد میکنه!
    دقت که کردم دیدم داشت 4 جوک و باز میکرد! :o
    گفتم جون من نزار منم 4 جوکی ام!
    گفت واقعا باشه حالا این دفعه کارت ندارم :d
    حالا الان ببینه خودم گذاشتمش حالش میگیره :d

    • Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :) : خواهـــــــــــــــــــــــــــــش

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    • زهرا ... : افرینننننن

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    • Ѧ♭◎ℓḟαℨℓ :) : خو گذاشتم دیگه

      4 سال پیش و 6 ماه قبل

    ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺍﻭﻣﺪﻩ به زبون خودش ﭘﺴﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻯ ﺩﺭﻳﺎﭼﻪ ﻯ ﺍﺭﻭﻣﻴﻪ یه متن ﻧﻮﺷﺘﻪ :
    ﮔﻠﻴﻦ ﮔﺌﺪﺍﺥ ﺁﻏﻠﻴﻴﺎﺥ ، ﺍﻭﺭﻣﻮ ﮔﺆﻟﻮﻥ ﺩﻭﻟﺪﻭﺭﺍﺥ...

    ﺯﻳﺮﺵ ﻳﺎﺭﻭ ﻛﺎﻣﻨﺖ پاسخ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ : ﺁﻯ ﺑﺮﻯ ﺑﺎﺥ ، ﺑﺮﻯ ﺑﺎخ !!!

    عمو جون انیشتنم(که مامان بزرگم همیشه میگه پسر زرنگ و باهوشم) اومده بود خونمون عید دیدنی کلی مهمون دیگه هم داشتیم یهو دیدیم دارن زنگ در میزنن درو که باز کردیم این گودزیلای همسایمون گفت:ببخشید این کفشایی که تو کوچه بود مال شماستتتت؟؟؟
    ما:0.o
    گودزیلا همسایه: :))))))
    عموم:^_^
    مهمونای عزیز لطف کنید فرشمون رو گاز نزنید لازم داریم!!!
    الان که زن گرفته هرچی این خاطره رو یاد اوری می کنیم زیر بار نمیره
    خخخخخخخخخ

    پريروز داشتم تو يه سايتي خبر ميخوندم در مورد داعش.پايين سايت يكي كامنت داده بود لعنت بر داغش .من با ايشون كاري ندارم ولي عاشق اوني ام كه جواب داده بود بي سواد داغش نه داقش

    ادامه... دوستان
    • Ⓢ£ⓥのム :)
    3004 هواداران
    بازدیدکنندگان