( mohsen )

(afsos )

( mohsen )

11 ماه پیش و 2 هفته قبل

مگر چه ریخته ای در پیاله ی هوشم

که عقل و دین شده چون قصه ها فراموشم

تو از مساحت پیراهنم بزرگ تری
ببین نیامده سر رفته ای از آغوشم

چه ریختی سر شب در چراغ الکلی ام
که نیمه روشنم از دور و نیمه خاموشم

همین خوش است همین حال خواب و بیداری
همین بس است که نوشیده ام ... نمی نوشم

خدا کند نپرد مستی ام چو شیشه ی می
معاشران بفشارید پنبه در گوشم

شبیه بار امانت که بار سنگینی است
سر تو بار گرانی است مانده بر دوشم ....

  • ( mohsen ) : ممنون هم استانی

    6 ماه پیش

  • ζЇ ζЇ ɠøOℓOø // _ . : محبوبی هم استانی :)

    6 ماه پیش

( mohsen )

11 ماه پیش و 3 هفته قبل

من این صبرو مدیون لبخندتم
چی میخوام تا رویای تو با منه
چشاتو تو دنیای سردم نبند
که آینده تو چشم تو روشنه
نشونم بده میشه وقتی بخوای
تو برف زمستونیم گل کنم
تو این روزها زندگی ساده نیست
تو باعث شدی من تحمل کنم
تو هستی نمیترسم از بی کسی
نمیترسم از بازی سرنوشت
نمیبینمت اما حس میکنم
کنارم قدم میزنی تا بهشت
به من یاد میدی صبوری کنم
نمیزاری از زندگی خسته شم
با این که هوای جهان خوب نیست
به عشق تو دارم نفس میکشم

  • m . : باشه هرطور راحتی

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • ( mohsen ) : نه ممنون جدیدا بیحوصله شدم فقط متن میخونم

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • m . : اره دیه داداش منتظرم بیا

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

( mohsen )

11 ماه پیش و 3 هفته قبل

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل‌وار به پایم شکستی

قلم زد نگاهت به نقش‌آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی


پریزاد عشق‌و مه‌آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی چه خوش‌باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی‌تاب
تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه که عاشق‌ترینی
توی جمع عاشق، تو صادق‌ترینی

همون لحظه ابری رخ ماه‌و آشفت
به خود گفتم ای وای! مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظه‌ی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم

تو از این شکستن خبر داری یا نه
هنوز شور عشق‌و به سر داری یا نه

هنوزم تو شب‌هات اگه ماه‌و داری
من اون ماه‌و دادم به تو یادگاری

  • ( mohsen ) : ممنون . بدون خوندن مطالبتون شما را محبوب میکنم ظاهرا هم میهن یجور معامله شده خخخخخ

    11 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • ftm :) : سلام محبوبین

    11 ماه پیش و 2 هفته قبل

( mohsen )

11 ماه پیش و 4 هفته قبل

رفتنت زخم عمیقی ست که بر دل مانده
زخم مانند رفیقی ست که بی مانند است
بند بند بدنم در تب تو می سوزد
گاه خاموشی یک شعله به آهی بند است

بعد تو شهر چه تنگ است ... شبیه دلِ من
دل من بعد تو آشفته شبیه شهر است
کودک پیر درونم به تو وابسته شده
بعد تو با همه حتی خود من هم قهر است

راه می افتم و می افتم و می افتم ... آه
یادت افتادن من کار به دستم داده
بام تهران دگر از دیدن من خسته شده
تشت رسوایی من از سر بام افتاده

آمدم تا بسپارم به خدا جانم را ...
بوسه آخرمان قبل شکفتن پژمرد
آمدم بدرقه با کاسه آبی در چشم
چشمم افتاد به تو ... سیل مرا با خود برد ...

  • دختر زاگرس : ی کاری کردم پشیمون شدم (geryeh) (geryeh) (geryeh)

    11 ماه پیش و 4 هفته قبل

  • دختر زاگرس : خیلی خیلی قشنگه، براوووووو داداش

    11 ماه پیش و 4 هفته قبل

( mohsen )

11 ماه پیش و 4 هفته قبل

وه که از سوز درونم خبری نیست ترا
در غمت مردم و با من نظری نیست ترا
بر سر کوی تو فریاد که از راه وفا
خاک ره گشتم و با من نظری نیست ترا
دارم آن سر که سرم در سروکار تو شود
با من دلشده هرچند سری نیست ترا
دیگران گرچه دم از مهر و وفای تو زنند
به وفای تو که چون من دگری نیست ترا
خسروا، ناله و فریاد به جایی نرسد
یارب! این گریه خونین اثری نیست ترا...

عمر گذشت و همچنان،
داغ وفاست
‌ زندگی

زحمت دل کجا بری؟
آبله پاست
زندگی

دل به زبان نمیرسد،
لب به فغان نمیرسد

کس به نشان نمیرسد،
تیر خطاست
زندگی

  • ( mohsen ) : نه مرسی ممنون از لطفتون

    11 ماه پیش و 4 هفته قبل

  • Bioglez - : \Mishe ozv grohe sevomm bshi o Mahbobsh koni:\ Taze taiid shod member km dre MrC (ghamgin)

    11 ماه پیش و 4 هفته قبل

مايه اصــــل و نسب در گردش دوران زر است 
هر كسي صاحب زر است او از همه بالاتر است 

دود اگر بالا نشيند كســـر شــأن شــعـله نيست
جاي چشم ابرو نگيرد چونكه او بالا تراست

ناكسي گر از كسي بالا نشيند عيب نيست 
روي دريا، خس نشيند قعر دريا گوهر است 

شصت و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميكنند 
پس چرا انگشت كوچك لايق انگشــــتر است

آهن و فولاد از يك كوه مي آيند برون 
آن يكي شمشير گردد ديگري نعل خر است 

كــــره اسـب ، از نجابت از پـس مــــادر رود 
كــــره خــر ، از خــريت پيش پيش مــــادر است 

كاكـل از بالا بلندي رتبــه اي پيدا نكرد 
زلف ، از افتادگي قابل به مشك و عنبر است 

پادشه مفلس كه شد چون مرغ بي بال و پر است 
دائماً خون ميخورد تيغي كه صاحب جوهر است 

سبزه پامال است در زير درخت ميوه دار
دختر هر كس نجيب افتـاد مفت شوهر است

  • ( mohsen ) : ممنون از دعوتت اهل گروه نبستم

    11 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • p4r!xx queen1 : میشِهـ توْ‌ گُروهِ‌ כـᓆـیـــانـو๛بِعُضوی و بِفَعآلـ ـی؟‌ https://hammihan.com/group/styleofhair

    11 ماه پیش و 2 هفته قبل

چنـان حکایت نـــــان،طـــاق کرد طاقت مارا

که بی جدال شکستند استقــــامت مــــارا


و دستمان که تهی بــــود مــاند بر سر زانو

کـــه روز گــــــــار پذیرا نشد صداقت مــارا


غرور زخمی من بی قرار می شود امشب

به گوش بـــــــاد بخوانند اگــر حکایت مـــارا


به چند ریشه ی زائد شدیم زاهد و مویی

به بــــاد داد ز بی ریشگی اصـالت مــــارا


ز قطره ای که به بامی چکیده بود شنیدم

که آسمان خدا می کشد خجـــالت مــــارا


به گـــــرد بـــــاد بگویید بی امـــان بشتابد

به خـــود بپیچد و بالا بَــرَد شکایت مــــارا


هراسناکم از آن لحظه ای که روز قیامت

به خشم دور بریزند بــــــار طــــاعت مارا


و مطربان جهنم به زخمه هــای مکافات

به شعله ای بنوازند ساز قـــــامت مـارا

  • ♥شـــکــــیبا♥ نـــعیمی♥ : خواهش می کنم هر جور راحتید

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • ( mohsen ) : ممنون از دعوتتون زیاد فعال نیستم دوست عزیز

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • ♥شـــکــــیبا♥ نـــعیمی♥ : سلام از شما دعوت می کنم در اولین گروه پروفایلم کمپین عدالت خواهان در صورت تمایل عضو بشید و فعالیت داشته باشید

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

در من غم بیهودگی ها می زند موج
در تو غروری از توان من فزونتر
در من نیازی می کشد پیوسته فریاد
در تو گریزی می گشاید هر زمان پر
ای کاش در خاطر، گل مهرت نمی رُست
ای کاش در من آرزویت جان نمی یافت
ای کاش دست روز و شب با تار و پودش
از هر فریبی رشته ی عمرم نمی بافت
اندیشه ی روز و شبم پیوسته این است
من بر تو بستم دل، دریغ از دل که بستم!
افسوس بر من، گوهر خود را فشاندم
در پای بتهایی که باید می شکستم
ای خاطرات روزهای گرم وشیرین،
دیگرمرا با خویشتن تنها گذارید
در این غروب سرد درد انگیز پاییز
با محنتی گنگ و غریبم واگذارید
اینک دریغا آرزوی نقش بر آب
اینک نهال عاشقی بی برگ و بی بر
در من غم بیهودگی ها می زند موج
در تو غروری از توان من فزونتر

  • لیلا حسینی : محبوب شدین

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • دختر زاگرس : آخی .این چه حرفیه داداش

    1 سال

  • ( mohsen ) : اره زشتها همیشه تنهان

    1 سال

بعد از این خوب و بدش باشد پای خودمان

انتخابی است که کردیم برای خودمان

این و آن هیچ مهم نیست چه فکری بکنند

غم نداریم بزرگ است خدای خودمان

بی خیال همه با فلسفه شان خوش باشند

خودمان آینه هستیم برای خودمان

ما دو رودیم که حالا سر دریا داریم

دو مسافر همه در حال و هوای خودمان

احتیاجی به در و دشت نداریم اگر

رو به هم باز شود پنجره های خودمان

درد اگر هست برای دل هم می گوییم

در وجود خودمان هست دوای خودمان

دوست دارم که نفهمند بیا بعد از این

خودمان شعر بخوانیم برای خودمان

  • محبوبه محمدزاده : بیا گفتگو

    1 سال

  • ( mohsen ) : من فعلا حرفی ندارم دوست داشتی شما شروع کن البته فکر کنم تو خصوصی بهتره اینجا همه میخونن

    1 سال

  • ( mohsen ) : ممنون از لطفتون

    1 سال

ادامه... دوستان
914 هواداران
بازدیدکنندگان