یاسین :

(amir-11 )

یاسین :

3 ماه پیش و 2 هفته قبل [پست ثابت] [✨شریک الشهداء✨]
  • پروردگارا! اگر محبت دنیا قلب‌های ما را بیمار کرده است، و عقول ما را از بین برده است، ولی محبت دوستان تو دلهایمان را زنده کرده است.

    • ava3
  • ..........
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال
  • ..........
    زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
    بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

    به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
    ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

    چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
    که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

    زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
    که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

    خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
    که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

  • سعی کن تو زندگییت انقدر کامل باشی

که بزرگترین تنبیهت واسه دیگران

گرفتن خودت از ان ها باشد. (go
  • سعی کن تو زندگییت انقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیهت واسه دیگران

    گرفتن خودت از ان ها باشد.

    • قوی سپید زیبا : سپاس دوست گرامی ... لطف کردید .

      2 ماه پیش

    • یاسین : : (gol) (gol) (gol)

      2 ماه پیش

    • قوی سپید زیبا : خیلی زیباست ... احسنت (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 ماه پیش, 1 هفته

    خار ها
    خوار نیستند
    شاخه های خشک
    چوبه های دار نیستند
    پیش از آنکه برگهای زرد را
    زیر پای خویش سرزنش کنی
    خش خشی به گوش می رسد
    برگ های بی گناه
    با زبان ساده اعتراف می کنند
    خشکی درخت
    ازکدام ریشه آب می خورد

    آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست
    حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست

    ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند
    تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست

    سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
    آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست

    اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد
    اي واي، هاي‌هاي عزا در گلو شكست

    آن روزهاي خوب كه ديديم، خواب بود
    خوابم پريد و خاطره‌ها در گلو شكست

    "بادا" مباد گشت و "مبادا" ‌به باد رفت
    "آيا" ز ياد رفت و "چرا" در گلو شكست

    فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
    نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست

    قيصر امين‌پور

    به چشمک این‌همه مژگان به هم مزن یارا
    که این دو فتنه بهم می‌زنند دنیا را

    چه شعبده است که در چشمکان آبی تو
    نهفته‌اند شب ماهتاب دریا را

    تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح
    به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

    کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن
    که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

    به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند
    چه جای عشوه غزالان بادپیما را

    فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور
    که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

    هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
    شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

    اشاره غزل خواجه با غزاله تست
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

    به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
    جز این قدر که فراموش می‌کند ما را

    ❤❤❤❤❤

    شهریار

    • یاسین : : (gol) (gol) (gol)

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • قوی سپید زیبا : خیلی زیباست آقای یاسین گرامی... ممنون از زحمات شما بزرگوار (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

    گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
    گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
    گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
    گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
    گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!
    که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
    گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
    گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    605 هواداران
    بازدیدکنندگان