یاسین :

(amir-11 )

یاسین :

1 ماه, 1 هفته [پست ثابت] [✨شریک الشهداء✨]
  • پروردگارا! اگر محبت دنیا قلب‌های ما را بیمار کرده است، و عقول ما را از بین برده است، ولی محبت دوستان تو دلهایمان را زنده کرده است.

    • ava3

    خار ها
    خوار نیستند
    شاخه های خشک
    چوبه های دار نیستند
    پیش از آنکه برگهای زرد را
    زیر پای خویش سرزنش کنی
    خش خشی به گوش می رسد
    برگ های بی گناه
    با زبان ساده اعتراف می کنند
    خشکی درخت
    ازکدام ریشه آب می خورد

    آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست
    حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست

    ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند
    تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست

    سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
    آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست

    اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد
    اي واي، هاي‌هاي عزا در گلو شكست

    آن روزهاي خوب كه ديديم، خواب بود
    خوابم پريد و خاطره‌ها در گلو شكست

    "بادا" مباد گشت و "مبادا" ‌به باد رفت
    "آيا" ز ياد رفت و "چرا" در گلو شكست

    فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
    نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست

    قيصر امين‌پور

    به چشمک این‌همه مژگان به هم مزن یارا
    که این دو فتنه بهم می‌زنند دنیا را

    چه شعبده است که در چشمکان آبی تو
    نهفته‌اند شب ماهتاب دریا را

    تو خود به جامه خوابی و ساقیان صبوح
    به یاد چشم تو گیرند جام صهبا را

    کمند زلف به دوش افکن و به صحرا زن
    که چشم مانده به ره آهوان صحرا را

    به شهر ما چه غزالان که باده پیمایند
    چه جای عشوه غزالان بادپیما را

    فریب عشق به دعوی اشگ و آه مخور
    که درد و داغ بود عاشقان شیدا را

    هنوز زین همه نقاش ماه و اختر نیست
    شبیه سازتر از اشگ من ثریا را

    اشاره غزل خواجه با غزاله تست
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

    به یار ما نتوان یافت شهریارا عیب
    جز این قدر که فراموش می‌کند ما را

    ❤❤❤❤❤

    شهریار

    • یاسین : : (gol) (gol) (gol)

      1 هفته و 5 روز قبل

    • قوی سپید زیبا : خیلی زیباست آقای یاسین گرامی... ممنون از زحمات شما بزرگوار (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

    گاهی دلت بهانه هایی می گیرد که خودت انگشت به دهان می مانی...
    گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی اما سکوت می کنی ...
    گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات...
    گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
    گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری و گوشه ای گوشه ترین گوشه ای...!
    که می شناسی بنشینی و"فقط" نگاه کنی...
    گاهی چقدر دلت برای یک خیال راحت تنگ می شود...
    گاهی دلگیری...شاید از خودت...شاید

    یاسین :

    2 هفته پیش و 4 روز قبل

    برای کنار هم گذاشتن واژه ها٬

    دست قلمم بیش از آنچه فکر کنی خالی است…

    و بیش از آنچه فکر کنی احساس می کنم به نوشتن مجبورم !

    شاید این هم خاصیت ِ داشتن این صفحه ی مجازی است ؛

    میان جاده که می آمدم ، سرم پر از فکر بود

    فکرهایی از آن دست که به هر نیمه ای که می رسیدم

    احساس می کردم بیش از این رخصت پیش رفتن ندارم

    چیزهایی مثل ِِ

    آینده

    رفتن

    ماندن

    حالا اما اندیشه ای نیست برای به واژه آوردن..

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    598 هواداران
    بازدیدکنندگان