امیر مشروطه چی

(amir_ashegh )

امیر مشروطه چی

2 سال پیش, 1 ماه
  • شد پنجه ی که شانه ی آن زلف پرشکن****
ای جمع حسن و لطف پریشان کیستی
  • شد پنجه ی که شانه ی آن زلف پرشکن****
    ای جمع حسن و لطف پریشان کیستی

    • ƛƝƓƦƳ ƓƖƦԼ☠ ☠ : هر چند روز یبار میای

      2 سال پیش, 1 ماه

    • امیر مشروطه چی : سلام من هستم تو نیستی

      2 سال پیش, 1 ماه

    • ƛƝƓƦƳ ƓƖƦԼ☠ ☠ : سلام امیر کجایی نیسی

      2 سال پیش, 1 ماه

    امیر مشروطه چی

    2 سال پیش, 1 ماه

    برا کسی که خودش میدونه همه کسمه :*
    هوا را از من بگیر خنده‌ات را نه!*
    نان را از من بگیر، اگر می‌خواهی*
    هوا را از من بگیر، اما*
    خنده‌ات را نه*


    گل سرخ را از من بگیر*
    سوسنی را که می‌کاری*
    آبی را که به ناگاه*
    در شادی تو سرریز می‌کند*

    موجی ناگهانی از نقره را*
    که در تو می‌زاید*
    از پس نبردی سخت باز می‌گردم*
    با چشمانی خسته*

    که دنیا را دیده است*
    بی هیچ دگرگونی*
    اما خنده‌ات که رها می‌شود*
    و پروازکنان در آسمان مرا می‌جوید*

    تمامی درهای زندگی را*
    به رویم می‌گشاید*
    عشق من، خنده تو*
    در تاریکترین لحظه‌ها می‌شکند*

    و اگر دیدی، به ناگاه*
    خون من بر سنگفرش خیابان جاری است*
    بخند، زیرا خنده تو*
    برای دستان من *
    شمشیری است آخته*

    خنده تو، در پاییز*
    در کناره دریا*
    موج کف‌آلوده‌اش را*
    باید برافروزد،*

    و در بهاران، عشق من*
    خنده ات را می‌خواهم*
    چون گلی که در انتظارش بودم *

    بخند بر شب*
    بر روز، بر ماه*
    بخند بر پیچاپیچ خیابان‌های جزیره،*
    بر این پسر بچه کمرو*
    که دوستت دارد*

    اما آنگاه که چشم می‌گشایم و می‌بندم،*
    آنگاه که پاهایم می‌روند و باز می‌گردند*

    نان را، هوا را*
    روشنی را، بهار را*
    از من بگیر*
    اما خنده‌ات را هرگز!*
    تا چشم از دنیا نبندم*

    امیر مشروطه چی

    2 سال پیش, 1 ماه
  • يدن روي تو و دادن جان مطلب ماست
پرده بردار ز رخساره که جان بر لب ماست

بت روي تو پرستيم و ملامت ش
  • يدن روي تو و دادن جان مطلب ماست
    پرده بردار ز رخساره که جان بر لب ماست

    بت روي تو پرستيم و ملامت شنويم
    بت پرستي اگر اينست که اين مذهب ماست

    گر چه در مکتب عشقيم همه ابجد خوان*
    شيخ را پير خرد طفل ره مکتب ماست*

    شرب مي با لب شيرين تو ما راست حلال*
    بيخبر زاهد ازين ذوق که در مشرب ماست*

    نيست جز وصف رخ و زلف تو ما را سخني*
    در همه سال و مه اين قصه ي روز و شب ماست*

    در تو يک يارب ما را اثري نيست ولي*
    قدسيان را به فلک غلغله از يارب ماست*

    چرخ عشقيم و تو ما را چو مهي زيب کنار*
    خون دل چون شفق و اشک روان کوکب ماست*

    اينکه نامش به فلک مهر جهان افروزست*
    روشن است اينکه يکي ذره ز تاب و تب ماست*

    خواستم تا که شوم بسته ي فتراکش گفت :*
    ( فرصت ) اين بس که سرت خاک سم مرکب ماست

    ادامه... دوستان
    • parya shitoooon
    • *ملکه ی غم*
    • sahel jodake
    • امیرحسین افـــ
    • Daria ITofano
    • دکترامیر قنبری
    • فاطمه گل
    • ❤دختر پرسپولیسی ❤
    • نایسر شاپ
    • ARAMESHeKHIAL ARAMESH
    • Ali Mohamadii
    • نازی صحرایی
    • hasti 20
    • simin arya
    • نیکیتا رادمنش
    • ♫♩ FARAY FATHI♪ ♬
    416 هواداران
    بازدیدکنندگان