امیر علیزاده

(amirhoseyn802 )

می دانی؟

یک وقت هایی باید

رویِ یک تکه کاغذ بنویسی

تعطیل است

و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت

... ... باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال سوت بزنی

در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویی:

بگذار منتظر بمانند.

  • امیر علیزاده : به همچنین بهترینهارو برای شما و خانواده ی محترمتان و همه خوبان این محفل گرم و صمیمی ارزومیکنم پایدار باشید .

    1 سال, 1 ماه

  • امیر علیزاده : سپاس بنده همیشه درالتزام رکابتان هستم و همینطور همه ی دوستان .

    1 سال, 1 ماه

  • kamal kami1 : درهرصورت دوست داشتم درگروه شماراهمیشه کنارخودم ببینم *سپاسگذارم ازلطف وبزرگی شما (gol) (gol) (gol)

    1 سال, 1 ماه

نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

  • sasan modiri : (gol) (gol) (gol) (gol)

    10 ماه پیش و 4 هفته قبل

مرز جنون
کلماتم را
در جوی سحر می‌شویم
لحظه‌هایم را
در روشنی باران‌ها
تا برای تو شعری بسرایم، روشن
تا که بی‌دغدغه بی‌ابهام
سخنانم را
در حضور باد
این سالک دشت و هامون
با تو بی‌پرده بگویم
که تو را
دوست می‌دارم تا مرز جنون
دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

هر لحظه دعا کردم شاید که تو برگردی!\r\n\r\nیک عمر فدا کردم شاید که تو برگردی!\r\n\r\nبا یاد تو سر بردم دراوج پریشانی\r\n\r\nخواهش زخدا کردم شاید که تو برگردی!\r\n\r\nتنها شدم وخود را در وادی هجران ها\r\n\r\nاز هر که جدا کردم شاید که تو برگردی!\r\n\r\nآن لحظه آخر هم دیدی چه قسم دادی\r\n\r\nمن نیز وفا کردم شاید که تو برگردی! \r\n\r\nمی رفتی و نشنیدی پشت سرت اما من\r\n\r\nصد بار صدا کردم شاید که تو برگردی!!!\r\n\r\nشاید که تو برگردی اما............!!!!!!!!!!!

ادامه... دوستان
  • فاطمه ...
  • نادیا کاویانی
  • tajrobe sakht
  • آسمان همیشه ابری نیست
  • nafas .a
  • M Es
  • AK KH
  • دلتنگ نگین طوس
  • ستارهای کویر
  • علیرضا پاکدل
  • AYDA IOVEABLE
  • amir nami
  • محمد زنگنه
  • ali s
  • mis MAHTAB
  • /عبااااااا اااااس/
1239 هواداران
بازدیدکنندگان