amir imani

(amirimanif2 )

amir imani

10 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • دنیا پر است از دکترهای بی‌سواد
از دانشگاه رفته‌های بی‌سواد
سیاسیون بی‌سواد
انسانی که به شناخت خوی
  • دنیا پر است از دکترهای بی‌سواد
    از دانشگاه رفته‌های بی‌سواد
    سیاسیون بی‌سواد
    انسانی که به شناخت خویش نرسیده باشد ،بیسواد است.

    هر چند تمام کتب دنیا را خوانده باشد.

    اگر درونت پر ازخشم، نفرت، خودخواهی و غرور
    نژادپرستی ‎حسادت و زباله‌های دیگر است
    بدان که هیچگاه چیزی را نیاموخته‌ای
    بدان که هنوز رشد نکرده‌ای.

    انسان در مورد چیزهای زیبا حرف می زند،
    اما زشت زندگی می کند.
    این همان چیزی است که تاکنون بشریت بر خود روا داشته
    است.

    صداقت یعنی
    دو جور زندگی نداشتن.
    یعنی همان جوری زندگی کنیم که می گوییم.

    اوشو/كودك نوين

    • زینب دهقان : سلام.خوبی؟میشه پست اولم که درباره ارسال نامه الکتریکی به ریس جمهور نظرتون بدهید.ممنون

      5 ماه پیش, 1 هفته

    • Amir Ali : سلام دوست عزیز محبوبی ممنون میشم تو گروه اول پروفابلم اسمش ★خــ×_×ـاص★ عضو شی لطفاا (gol) (gol) (gol)

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • سیانور * : سلام دوست عزیز محبوبی ... ممنون میشم تو گروه اول پروفم گروه احزان عضوبشی ومحبوبش کنی (gol) (gol)

      6 ماه پیش و 3 هفته قبل

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • وقتی
  • وقتی " سینوهه " شبی را به مستی کنار نیل به خواب می رود و صبح روز بعد یکی از برده های مصر که گوش ها و بینی اش به نشانه ی بردگی بریده بودند را بالای سر خودش می بیند، در ابتدا می ترسد،اما وقتی به بی آزار بودن آن برده پی می برد ، با او هم کلام می شود.

    برده ، از ستم هایی که طبقه اشراف مصر بر او روا داشته بودند می گوید، از فئودالیسم بسیار شدید حاکم بر آن روزهای مصر .

    برده ، از سینوهه خواهش می کند او را سر قبر یکی از اشراف ظالم و معروف مصر ببرد و چون سینوهه با سواد بود ، جملاتی که خدایان روی قبر آن شخص ظالم را نوشته اند برای او بخواند.

    سینوهه از برده سئوال می کند که چرا میخواهد سرنوشت قبر این شخص را بداند؟ و برده می گوید : سال ها قبل من انسان خوشبخت و آزادی بودم، همسر زیبا و دختر جوانی داشتم، مزرعه پر برکت اما کوچک من در کنار زمین های بیکران یکی از اشراف بود . روزی او با پرداخت رشوه به ماموران فرعون ، زمین های مرا به نام خودش ثبت کرد و مقابل چشمانم به همسر و دخترم تجاوز کرد و بعد از اینکه گوش ها و بینی مرا برید و مر برای کار اجباری به معدن فرستاد ، سالهای سال از دختر و همسرم بهره برداری کرد و آنها را به عنوان خدمتکار فروخت و الان از سرنوشت آنها اطلاعی ندارم ، اکنون از کار معدن رها شده ام ، شنیده ام آن شخص مرده است و برای همین آمده ام ببینم خدایان روی قبر او چه نوشته اند ...

    سینوهه با برده به شهر مردگان (قبرستان) می رود و قبرنوشته ی آن مرد را اینگونه می خواند:

    (( او انسان شریف و درستکاری بود که همواره در زندگی اش به مستمندان کمک می کرد و ناموس مردم در کنار او آرامش داشت و او زمین های خود را به فقرا می بخشید و هر گاه کسی مالی را مفقود می نمود ، او از مال خودش
    [ادامه...]

    • * avat * : عالی (gol) (gol) (gol) (gol)

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • دیدگاه گور خری در روانشناسی یعنی آدمها را مجموعه ای از ویژگیهای بد و خوب بدانیم ،
هیچکس بد مطلق و ی
  • دیدگاه گور خری در روانشناسی یعنی آدمها را مجموعه ای از ویژگیهای بد و خوب بدانیم ،
    هیچکس بد مطلق و یا خوب مطلق نیست
    باهم بودن را بیاموزیم نه دربرابر هم بودن ما در حدی نیستیم که راجع به کسی قضاوت کنیم .

    از گورخری پرسیدم : تو سفیدی ، راه راه سیاه داری ؛ یا اینکه سیاهی ، راه راه سفید داری؟

    گورخر به جای جواب دادن پرسید :
    تو خوبی فقط عادت های بد داری ،
    یا بدی و چندتا عادت خوب داری؟!
    ساکتی بعضی وقت ها شلوغ می کنی ،
    یا شیطونی و بعضی وقتها ساکت میشی؟
    ذاتا خوشحالی بعضی روزها ناراحتی ،
    یا ذاتا افسرده ای و بعضی روزها خوشحالی؟
    لباس هات تمیزن فقط پیراهنت کثیفه ،
    یا کثیفن و شلوارت تمیزه ؟!

    و من دیگه هیچ وقت از گورخرها درباره ی راه راهاشون چیزی نپرسیدم!

    ✍شل سیلور استاین

    • Dʟᴀʀᴍ - : سلام خوبین؟ میشع عضو گروه بهارشید؟ (gol) (gol) (gol)

      8 ماه پیش

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • دیوارِ کوچه‌ی‌ ما هم‌سن‌ و سالمونه
اون‌ سرگذشت‌ِ نسل‌ِ خاکسترو می‌دونه

ما آرزوهامونو رو آجراش‌ ن
  • دیوارِ کوچه‌ی‌ ما هم‌سن‌ و سالمونه
    اون‌ سرگذشت‌ِ نسل‌ِ خاکسترو می‌دونه

    ما آرزوهامونو رو آجراش‌ نوشتیم‌
    گفتیم‌ که‌ تو جهنم‌ دنبال‌ِ یه‌ بهشتیم‌

    تو بچه‌گی‌ نوشتیم‌: یا مرگ‌ یا مصدق‌!
    نفتو ترانه‌ کردیم‌، ما بچه‌های‌ عاشق.

    تو فصل‌ِ نوجوونی‌ داس‌ُ چکش‌ کشیدیم‌.
    اعدامِ زنبقا رو با داس‌ِ حیله‌ دیدیم‌.

    فصل‌ِ جوونی‌ِ ما دیوارِ خسته‌ی‌ سَرد،
    پیراهن‌ِ قشنگ‌ِ شب‌نامه‌ رو به‌ تن‌ کرد.

    از آسمون‌ صدای‌ بال‌ِ کبوتر اومد
    تقویم‌ِ خون‌ ورق‌ خورد ! گفتن‌ قُرُق‌ سَر اومد.

    امّا نشد رهایی‌ شعری‌ بشه‌ رو دیوار.
    ما جنگو دوره کردیم تو بُهت‌ِ دود و رگبار.

    وقتی‌ شقیقه‌هامون‌ جوگندمی‌ شد آخر،
    تو آسیاب‌ِ صبرِ اون‌ جنگ‌ِ نابرابر.

    دیوارِ کوچه‌ زخمی‌ از خنجرِ بلا بود
    شعرای‌ یادگاریش‌ با اشک‌ِ مادرا بود.

    اون‌ زخما رو پوشوندن‌ با رنگ‌ و ننگ‌ و انکار
    گفتن‌: نوشتن‌ از عشق‌ ممنوعه‌ روی‌ دیوار

    ما پا به‌ پای‌ دیوار ویرون‌ شدیم‌ ، تکیدیم‌
    حرفای‌ قلبمونو رو آجراش‌ ندیدیم‌

    حالا دیگه‌ رو دیوار چیزی‌ نمونده‌ باقی‌،
    جز آگهی‌ِ مرگ‌ِ هم‌کوچه‌های‌ یاغی‌.

    ✍ یغما گلرویی

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • عده ای سرب وگلوله, عده ای میلیاردها.
هر دوتا خوردند
اما این کجا و آن کجا!

این یکی از سوز ترکش آ
  • عده ای سرب وگلوله, عده ای میلیاردها.
    هر دوتا خوردند
    اما این کجا و آن کجا!

    این یکی از سوز ترکش آن یکی هم در سونا
    هردو میسوزند
    اما این کجا وآن کجا!

    عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قو
    هردو خوابیدند
    اما این کجا وآن کجا!

    این یکی بر تخت ماساژ آن یکی بر ویلچرش
    هردو آرام اند
    اما این کجا وآن کجا!

    این یکی در عمق دجله,آن يکی آنتاليا
    هر دو در آبند
    اما این کجا وآن کجا!

    این یکی با گازخردل, آن يكي با گاز پارس.
    هردو میسازند
    اما این کجا وآن کجا!

    عده ای کردند کار و عده ای بستند بار
    هردو فعالند
    اما این کجا و آن کجا!

    باکری ها سمت غرب و خاوری ها سمت غرب
    هر دو تا رفتند
    اما این کجا وآن

    آن یکی بر پشت تانک و آن یکی بر صدر بانک
    هر دو مسئولند
    اما این کجا و آن کجا!

    عده ای بر تار شیطان میتنند چون عنکبوت.
    عده ای بر حق وجاویدند
    اما این کجا و آن كجا؟

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • هی مسجدِ پُررنگ و ریا می‌سازند
هی مسجدِ خالی از خدا می‌سازند
از خونِ دلِ مردم بدبخت و فقیر
یک کشت
  • هی مسجدِ پُررنگ و ریا می‌سازند
    هی مسجدِ خالی از خدا می‌سازند
    از خونِ دلِ مردم بدبخت و فقیر
    یک کشتیِ قرآنِ طلا می‌سازند

    یک کشور پُرثروت و مردم بی‌کار
    یک ملّت پُر ارزش و دولت بی‌عار
    هرکس که به اعتراض، فریادی زد
    تهدید شده به مرگ یا استغفار

    ای سطلِ زباله‌ای که دادی "روزی"
    بر کیسه‌ی خالیِ فقیران، روزی
    قربان محبتت، که از این همه دزد
    دزدی و ستمگری نمی‌آموزی!

    • Ali Reza : (gol) (gol) (gol) (gol)

      10 ماه پیش و 3 هفته قبل

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ،
وقتی نخلی را می خواهند قطع کنند میگویند بکشش!
ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ، ﻧﺒﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ
  • ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻋﺠﯿﺒﯽ ﺍﺳﺖ،
    وقتی نخلی را می خواهند قطع کنند میگویند بکشش!
    ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﺖ، ﻧﺒﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ.
    ﭼﯿﺰﯼ ﺷﺒﯿﻪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﯽ ﺟﻬﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻭﺍﺣﺪ ﺷﻤﺎﺭﺵ ﺁﻥ همچون ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ، ﻧﻔﺮ ﺍﺳﺖ...!
    ﻧﺨﻞ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻨﯽ میمیرد،
    ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ میزنی ﺑﺎﺭ ﻭ ﺑﺮﮒ ﺷﺎﻥ ﺑﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﻢ میشود.

    ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪﺍﺵ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ، ﻧﺨﻞِ ﺑﯽ ﺳﺮ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ!

    ﭘﯿﺮِ فلسفه و استاد دانشگاه تهران ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ:
    ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺜﻞ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﺍﺳﺖ.
    ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺭﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺳﺖ،
    ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﺮﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ! ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺕ ﻫﻢ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﺎﺷﺪ.
    ﺍﮔﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺷﺪ، ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ میمیرد، ﻭﻟﻮ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﺭﯾﺸﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ باشد ...

    amir imani

    10 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • وقتی کشتی نفتی دولت ایران نمیتونه تو آب های آزاد با پرچم خودش رفت و آمد کنه و مجبوره به کشورای آفریق
  • وقتی کشتی نفتی دولت ایران نمیتونه تو آب های آزاد با پرچم خودش رفت و آمد کنه و مجبوره به کشورای آفریقایی و آمریکایی فقیر، باج بده و کلی پول بده تا افتخار بدن و پرچمشونو بزنن بالای کشتی ما!
    دیگه با چه رویی از اقتدار حرف میزنید!
    کدوم اقتدار؟!
    وقتی بخاطر ترس از رسانه ای شدن اینکه کشتی #سانچی متعلق به ایرانه، نمیتونی اقدامی بکنی و باعث میشی ۳۲نفر از عزیزانمون جونشونو از دست بدن!...

    amir imani

    10 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • روزهایی هم هست مثل امروز که از هر طرف می‌روی کلمات ذهنت فقط شکل یک نام می‌شوند، نام آدمی که بود، نام
  • روزهایی هم هست مثل امروز که از هر طرف می‌روی کلمات ذهنت فقط شکل یک نام می‌شوند، نام آدمی که بود، نام آدمی که نیست، نامی شبیه سینا قنبری. به این کار ندارم که او از معترضان وقایع اخیر بوده یا نه، برایم این مهم است که یکی در این ساختار عریض‌و‌طویل به خودش زحمت داده و توضیح عنایت کند یعنی چه جوان بیست‌وسه ساله در قرنطینه اوین مرد؟ مرد؟ چرا؟ پس شما آن‌جا چه کاره‌اید؟ الان چه می‌شود؟ نهایتش می‌خواهید بگویید بفرمایید دیه؟ نباید کسی مواخذه یا برکنار شود؟
    حضرات حواس‌تان هست که فقط بیست‌وسه سال داشت، یادتان هست که تمام زندگی مقابلش بود هنوز؟ دعوا ندارم، انتقام نمی‌خواهم فقط به عنوانی یک شهروند سوال دارم که چه شد؟ چرا؟ راه حل‌تان برای تکرار نشدن تراژدی‌هایی شبیه به این چیست؟ و امیدوارم که تشریف نیاورید بگویید این هم تقصیر برادر زن صدام حسین هست

    • mahtab afshar : مرسی ب خوبیت...چ خبرا

      1 ماه

    • amir imani : سلام عزیزمچرا که نه.خوبی ؟

      1 ماه

    • mahtab afshar : سلام دوست قدیمی چطوری تو...اصن منو بادت هست؟

      1 ماه

    ادامه... دوستان
    • آیدا علیزاده
    • ورود ممنوع ❤
    • sahar khoshdel
    • kosar vosoughi
    • Unicorn :)
    • مای ترانه
    • LO VE
    • ♫armina☊ ♪
    • ✿.mitra.✿. .
    • melika salehifar
    • دخییییـ شآد... 1383
    • نازبانو ماندگار
    • ARAMESHeKHIAL ARAMESH
    • kati .k.
    • پَـRوا °
    1237 هواداران
    بازدیدکنندگان