- انصاری

(ansari2222 )

- انصاری

6 روز پیش و 12 ساعت قبل
  • به خط گریه برایت نوشته ام خوبم
بپرس حال مرا از صدای مرطوبم

هنوز مثل همان وقت سر به زیرم و سخت
ه
  • به خط گریه برایت نوشته ام خوبم
    بپرس حال مرا از صدای مرطوبم

    هنوز مثل همان وقت سر به زیرم و سخت
    هنوز صاحب آن چشم های محجوبم

    نگاه دختر زیبایی‌ام که غمگین است
    سکوت دفتر پروانه ای مصلوبم

    دلم گرفته از این روزهای بی خبری
    اگر به جعبه‌ی اخبار مشت می‌کوبم

    برای دیدن من با لباس گرم بیا
    هوای خانه‌ی من برفی است محبوبم!…..

    - انصاری

    6 روز پیش و 12 ساعت قبل
  • از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشد
از عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد

وقتی که فلک ؛ حکم به تنهایی ما داد
  • از چهره مهتاب ؛ لکش قسمت ماشد
    از عشق ؛ غم مشترکش قسمت ما شد

    وقتی که فلک ؛ حکم به تنهایی ما داد
    ’بر خورد ورقها و تکش ؛ قسمت ما شد

    گفتند که ایام جوانی چه قشنگ است...
    غمها و شب و شاپرکش ؛ قسمت ما شد

    نامرد رفیقان ؛ به خدا بشکند این دست
    وقتی که فقط بی نمکش ؛ قسمت ماشد

    - انصاری

    2 هفته پیش و 3 روز قبل
  • یک غزل مهمان من باش و پس از آن، شب بخیر
نرم نرمک دستی افشان، پای کوبان، شب بخیر

وسعت غم‌های ما ر
  • یک غزل مهمان من باش و پس از آن، شب بخیر
    نرم نرمک دستی افشان، پای کوبان، شب بخیر

    وسعت غم‌های ما را نیست مرزی آشکار
    زین سبب لختی قلم بر ما بگریان، شب بخیر

    در نگاهت شور و مستی می تراود چون شراب
    شور و مستی را از این مستان تو نستان، شب بخیر

    لحظه ای دیگر بمان ای عاشق شعر و غزل
    میزبان اکنون تویی، ما نیز مهمان، شب بخیر

    زائرم من، شوق دیدار توام اینجا کشاند
    بیش از این، این زائر خود را مرنجان شب بخیر

    زیر باران خیس خواهی شد، کمی دیگر بمان
    یک غزل مهمان من باش و پس از آن شب بخیر..

    خوابهای رنگی از نوع خوب خوباشون ببینی

    شب شما شیک

    - انصاری

    2 هفته پیش و 3 روز قبل
  • یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !
زیر قیمت می فروشم ، مشتری دارد کسی؟

با شما ارزان حسابش می ک
  • یک پیاله شعر تازه ، یک وجب دلواپسی !
    زیر قیمت می فروشم ، مشتری دارد کسی؟

    با شما ارزان حسابش می کنم ، لطفا بخر !
    بوسه جایش می دهی ، با رنگ و بوی اطلسی ؟؟

    من شنیدم ، گفته ای باید فراموشت کنم؟؟
    من نمردم ، آدم زنده نمی خواهد وصی !

    مرگ من ، آنروز می آید که تو با دیگری !
    می روی و من بمانم با هجوم بی کسی !

    نوشدارو را نیاور ، جامه مشکی بپوش !
    تسلیت باید بگویی ، تا کنارم می رسی

    - انصاری

    2 هفته پیش و 3 روز قبل
  • شاعر که شدم زندگی ام رنگ دگر شد 
تا خواب و خوراکم غزل و سوز جگر شد 

تا خواب نما شد دل من قافیه ه
  • شاعر که شدم زندگی ام رنگ دگر شد
    تا خواب و خوراکم غزل و سوز جگر شد

    تا خواب نما شد دل من قافیه ها را
    منشور غزل با دل دیوانه سحر شد

    از سوز غزل بلبل صحرا شده شیدا
    در دامنه ی زلف غزل شانه به سر شد

    من صورت دلدار ندیدم به چمن لیک
    پیمانه ی عمرم به فغان رفت و هدر شد

    صد تیر زدی با مژه ات بر دل تنگم
    هر بار ولی سینه ی غمدیده سپر شد

    از سوز غزل سوخت دلم هر شب و هر روز
    از داغ دلم باده ی صد ساله خبر شد

    - انصاری

    2 هفته پیش و 3 روز قبل
  • بوي باران ، بوي نم ، يك كوچه ي تنها و من
بغض سنگين، بوي غم، يك عالمه رؤيا ومن
.

وقت رفتن چشم من
  • بوي باران ، بوي نم ، يك كوچه ي تنها و من
    بغض سنگين، بوي غم، يك عالمه رؤيا ومن
    .

    وقت رفتن چشم من پاي دلت افتاده بود
    چشم گريان، دست لرزان،شد دلي رسوا ومن
    .

    همچو يعقوب از فراقت ديده ام خشكيده است
    بوي پيراهن ز كنعان، منتظر ، شيدا و من
    .

    دل ، غزالي خسته، پايش بسته در زنجير عشق
    عشق را اما چه سود؟ از رفتنت سودا و من
    .

    تا تو رفتي گرد غم بر روح و بر جانم نشست
    كِي شود آرام اين دل ؟ چشم بر فردا و من




    تقدیم به زیبای نازم تقدیم به مهربونم

    ادامه... دوستان
    • mahshid shahedi
    • شمع جمع
    • هاناخبر هاناپرس
    • hasti 20
    • Shi Va
    • mahsan ...
    • zoha eghbali
    • *****دخترناز *****
    • elina salehi
    • صـــالـــح قــهرمـــانـــی
    • کاست من
    • Blue Sky
    • ✗ساحـــل❤ پارسامنش
    • الهه
    • shik poush
    • بانوی آذری
    385 هواداران
    بازدیدکنندگان