سیدصدراهاشمی (آریا)

(aria7sg )

سیدصدراهاشمی (آریا)

1 روز و 7 ساعت قبل [بازنشر از Samyar AS]
  • sadrasgnolove#
#آینده# من و گلای توخونم  (volek)
منو..سیدامیرعلی و سیده فاطمه ساداتم
این یعنی زند
  • sadrasgnolove#
    #آینده# من و گلای توخونم
    منو..سیدامیرعلی و سیده فاطمه ساداتم
    این یعنی زندگی..وخانومم که جاش خالیه تاآینده نزدیک( )

    • سیدصدراهاشمی (آریا) : بیاعوضش کردم سیده خانوم

      4 ساعت پیش و 43 دقیقه قبل

    • سیدصدراهاشمی (آریا) : این کپی بود هواسم نبود.. ازبس گیجم

      5 ساعت پیش و 9 دقیقه قبل

    • سیده ترانه پورمیرباقریان : سلام.سید امیر علی و فاطمه سادات..!چرا نوشتین توله!!خوبید؟

      5 ساعت پیش و 39 دقیقه قبل

    سیدصدراهاشمی (آریا)

    2 روز پیش و 4 ساعت قبل

    #SadraSGno love
    منم هروقت میرم سره قبرش میگم بهش ،،مارالمم باهام حرف میزنه،،
    دخترای خاص پسرای آس ] حـــــــــــــــــــــــــــتتتما بخونین
    پسر : ضعيفه ! دلمون برات تنگ شده بود اومديم زيارتت کنيم !دختر : توباز گفتي ضعيفه ؟
    پسر : خب ، منزل بگم چطوره ؟دختر : واااااي . . . از دست تو !
    پسر : باشه ؛ باشه ببخشيد ويکتوريا خوبه ؟
    دختر : اه . . . اصلاباهات قهرم !
    پسر : باشه بابا ، توعزيز مني ، خوب شد ؟ آشتي ؟
    دختر : آشتي ، راستي گفتي دلت چي شده بود ؟
    پسر : دلم ! آها يه کم مي پيچه ! ازديشب تاحالا !
    دختر : واقعا که !
    پسر : خب چيه ؟ نميگم مريضم اصلا ، خوبه ؟
    دختر : لوووس !
    پسر: اي بابا ، ضعيفه ! اين دفعه اگه قهر کني ديگه نازکش نداري ها !دختر : بازم گفت اين کلمه رو . .
    پسر : خب تقصرخودته ! ميدوني که من اونايي رو که دوست دارم اذيت ميکنم ، هي نقطه ضعف ميدي دست من !دختر : من ازدست توچي کارکنم ؟
    پسر: شکرخدا ! دلم هم پيچ ميخوره چون تو تب وتاب ملاقات توبودم ، ليلي قرن بيست و يکم من !
    دختر : چه دل قشنگي داري تو ! چقدر به سادگي دلت حسوديم ميشه !پسر : صفاي وجودت خانوم !
    دختر : مي دوني ! دلم ، براي پياده روي هامون ، براي سرک کشيدن تو مغازه هاي کتاب فروشي ورق زدن کتابها ، براي بوي کاغذ نو براي شونه به شونه ات را رفتن و ديدن نگاه حسرت بار بقيه . . .
    آخه هيچ زني که مردي مثل مرد من نداره !
    پسر : مي دونم ، مي دونم ،دل منم تنگه ، براي ديدن آسمون چشماي تو
    براي بستني شاتوتي هايي که باهم ميخورديم . . .
    براي خونه اي که توي خيال ساخته بوديم ومن مردش بودم . . . !
    دختر : يادته هميشه ميگفتي به من ميگفتي “ خ
    [ادامه...]

    • سیدصدراهاشمی (آریا) : ممنون. همچنین

      37 دقیقه پیش

    • azin tajik : برا منم با پاي خودش نرفت. کلا دیگه نیس که بخواد برا من باشه یا نباشه..خدا بیامرزدش، ایشالا که غم آخرتون باشه.

      48 دقیقه پیش

    • سیدصدراهاشمی (آریا) : برامن ازدنیارفت.نه باپای خودش ازپیشم... ‌

      1 ساعت و 40 دقیقه قبل

    ادامه... دوستان
    • Pînk QûeeN
    560 هواداران
    بازدیدکنندگان