a.. b..

(arya6641528 )

از ارسطو پرسيدند:
بهترين سخن كدام است؟

در پاسخ گفت :
آنچه موافق عقل باشد.

گفتند:
پس از آن چيست؟

گفت:
سخني كه شنونده بپذيرد.

گفتند:
بعد از آن چه؟

گفت:
سخنی كه از سرانجام آن اطمينان داشته باشيم كه ضرری متوجه ما نخواهد ساخت.

گفتند:
بعد از آن چيست؟

گفت:
اگر سخن يكی از اين سه شرط را نداشته باشد از صدای چهارپايان پست‌تر است.

" قابوسنامه "

حکایت چرخش روزگار

روزی زنی با شوهرش غذا میخورد. فقیری درب خانه را زد. زن بلند شد و دید که فقیر است. غذایی برداشت تا به او بدهد.
شوهرش گفت: کیست ،؟
زن جواب داد،: فقیر است برایش غذا میبرم
شوهرش مانع شد تا اینکه جر و بحثشان بالا گرفت و کارشان به طلاق کشید.
سالیان سال گذشت و زن شوهر دیگری گرفت. روزی با شوهر دومش غذا میخورد
که فقیری در خانه را زد مرد در را باز کرد. دید که فقیری است که نیاز به غذا دارد. به خانه برگشت و گفت. : ای زن غذایی برای فقیر ببر.
زن فورا بلند شد و غذا را برد. اما با چشمانی پر از اشک برگشت.
شوهرش گفت چه شده ای زن.
زن گفت.: این فقیر که در خانه آمده شوهر قبلی من است.
مرد زنش را در آغوش گرفت و سپس رو به او کرد و گفت: من هم همان فقیری هستم که آن روز به در خانه شوهرت آمدم.

  • ⤵ғαrBođ⤵ ✘Z✘ : پست اولم لایک شه لطفا ..مرسی ..جبران میشه

    1 روز و 22 ساعت قبل

a.. b..

2 روز پیش و 4 ساعت قبل
  • شهادت جانسوز هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام موسی ابن جعفرالکاظم (علیه السلام) بر ع
  • شهادت جانسوز هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام موسی ابن جعفرالکاظم (علیه السلام) بر عموم شیعیان و شیفتگان حضرتش تسلیت و تعزیت باد

    • a.. b.. : خواهش میکنم

      1 روز و 22 ساعت قبل

    • Nighte Mahboubeh : ممنون جناب

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    • a.. b.. : سلام پروفایل و پستهای مفهومی داری ...موفق باشی

      2 روز پیش و 3 ساعت قبل

    a.. b..

    2 روز پیش و 4 ساعت قبل

    صوفی بزرگ, بایزید درباره آگاهی با شاگردانش سخن میگفت و آنها پرسیدند «آگاهی چیست که همیشه درباره‌اش صحبت میکنید؟» روزی آنها را به کنار رودی برد. در دو طرف رود تپه‌ای بود. گفت «گذرگاه چوبی طویلی درست می‌کنیم, تنها به عرض یک پا, از این طرف به طرف دیگر . شما بر روی آن راه میروید. آنگاه می‌فهمید آگاهی چیست.»

    شاگردان گفتند «ولی ما تمام زندگیمان راه رفته‌ایم و هرگز نفهمیده‌ایم آگاهی چیست. و پل برپا شد.

    بسیاری از شاگردان ترسیدند و گفتند :ما نمی‌توانیم راه برویم. روی چوبی به عرض فقط یک پا؟ بایزید پاسخ داد:
    «اما برای راه رفتن به چه پهنایی احتیاج دارید؟ وقتی بر روی زمین راه میروید میتوانید روی نواری به عرض یک پا راه بروید. چرا, چرا نمیتوانید روی باریکه‌ای به همین عرض که بین دو تپه آویخته شده راه بروید؟»

    تعداد کمی سعی کردند. تنها دو یا سه قدم برداشتند و بازگشتند و گفتند «خطرناک است.» سپس بایزید از روی باریکه رد شد و معدود افرادی به دنبالش روان شدند و به طرف دیگر رسیدند. آنان که از باریکه رد شده بودند به پای بایزید افتادند و گفتند «استاد, اکنون میدانیم آگاهی چیست. خطر آنچنان بزرگ بود که نمیتوانستیم بدون توجه رد شویم. لازم بود هشیار باشیم. یک لحظه غفلت میتوانست به قیمت زندگی ما تمام شود, پس باید هشیار می‌ماندیم.»

    در بعضی لحظات کمیاب و بسیار خطرناک شما آگاه میشوید. آگاهی یعنی شدت بسیار, چنان شدتی از بیداری که هیچ فکری رخنه نکند. شما آگاهید اما هیچ فکری در سر ندارید. امتحانش کنید. هر جایی می توانید امتحانش کنید. در مسیری راه بروید اما چنان که گویی هر لحظه با خطر روبرو میشوید.

    و خطر واقعا وجود دارد. زیرا هر لحظه ممکن است بمیرید. اگر درکتان کمی بیشتر شوید درخو
    [ادامه...]

    a.. b..

    2 روز پیش و 5 ساعت قبل

    «سکوت» و «لبخند» دو ابزار قدرتمندند...

    « لبخند» راهی است، برای حل بسیاری از مشکلات...
    « سکوت» روشی است، برای اجتناب از مشکلات بسیار...

    " زندگی مملو از بالا و پایین است"

    رمزش آن است که در بالاها لذت ببریم و در پایین ها شجاع باشیم و استوار.

    ادامه... دوستان
    • bbn1367 bbn1367
    • mahshid shahedi
    • kiani kiani
    • داود قلعه بیگی
    • *یا مهدی ادرکنی*
    • لیلا احمدی
    • محبان مهدی (عج)
    • سبحان شاهمرادی
    • حامد حسینی
    • fatemeh kh...
    • دل داده دل داده...
    • hooshang badiee
    • hoda 75
    • تیام آسمانی
    • •°♥M☼STAF@ ♥°• ♫ •°♥z♥°• ♫
    • pouyasazan .org
    523 هواداران
    بازدیدکنندگان