شیرین محرابی

(asa1112 )

الهی.....سلام می کنم به نظر، که جان مشتاقمان را به یک دم، مشتعل کرد و هر چه از جنس ترس بود را سوخت....الهی سلام می کنم به کلمه، که چون به اقتدار حی، پیوست احیا شد و رمز ورود ما به وادی صفا و سلام شد ....الهی سلام می کنم به آن دقیقه ائی که مخلوق، مات خالق شد و هستی خویش را در فنا فی الله دید....و از علم الیقین به عین الیقین واصل شد....سلام می کنم به روح محبت که جوهر ایمانم شد و مرا به همه ذرات گمگشته راه مقصود پیوست به همان ذراتی که اگر نبودند ما نیز معنا نمی شدیم....سلام می کنم به عشق که از حال ما...افسانه ساخت و شعر شد در مقام دلبری....و نقش شد در جهان ظلمت و صوت شد در وادی خاموشی....الهی حالم را از خودت بپرس

  • شقایق عشقی : عکس پروفایلت رنگ دیق چشمای منه

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل

با یکدیگر همدلی کنید

نشاطی که در قلب تان احساس میکنید , دلیل یگانگی شما با خداوند است . یکی شدن با خداوند , احساس وجد و شادی به جسم و جان می بخشد . هنگامی که در قلب تان با پروردگار همسو شده باشید , غیر ممکن است در مورد خود افکاری منفی بپرورانید. شما می توانید خود را با فروتنی دوست بدارید . احساس شادی شما هیچ نشانی از خود بزرگ بینی و یا تردید ندارد . زمانی که در قلب خویش با خداوند یگانه شدید , متعادل و متمرکز می شوید و تمایل به افراط و تفریط در زندگی تان محو می شود .

  • شیخ حسن جوری می‌گوید: 

 درسالی که گذارم به جندی‌شاپور افتاد، سخنی از
  • شیخ حسن جوری می‌گوید:

    درسالی که گذارم به جندی‌شاپور افتاد، سخنی از "محمد مهتاب" شنیدم که تا گور ، بر من تازیانه می‌زند.

    دیدمش که زیر آفتاب تموز نشسته، نخ می‌ریسد و ترانه‌ زمزمه می‌کند.

    گفتم: ای مرد خدا، مرا عاشقی بیاموز تا خدا را همچون عاشقان عبادت کنم.

    محمد مهتاب گفت:

    نخست بگو آیا هرگز خطی خوش، تو را مدهوش کرده است؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز شکفتن گلی در باغچۀ خانه‌ات تو را از غصه‌های بی‌شمار فارغ کرده است؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز صدایی خوش و دلربا، تو را به وجد آورده است؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز صورتی زیبا تو را چندان دگرگون کرده است که راه از چاه ندانی؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز زیر نم‌نم باران، آواز خوانده‌ای؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز به آسمان نگریسته‌ای به انتظار برف، تا آن را بر صورت خویش مالی و گرمای درون فرو نشانی؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز خندۀ کودکی نازنین، تو را به خلسۀ شوق برده است ؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز غزلی یا بیتی یا سخنی فصیح، چندان تو را بی‌خود کرده است که اگر نشسته‌ای برخیزی و اگر ایستاده‌ای بنشینی؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز زلالی آب یا بلندی سرو یا نرمی گلبرگ یا کوشش مورچه‌ای، اشک شوق ازدیدۀ توسرازیرکرده است؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز شده است که بخندی چون دیگری خندان بود و بگریی چون دیگری گریان بود؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز بر سیبی یا اناری، بیش از زمانی که به خوردن آن صرف می‌کنی، چشم دوخته‌ای؟
    گفتم: نه.

    گفت: هرگز عاشق کتابی یا
    [ادامه...]

  • ‍ زندگی دفتری از خاطره هاست.

یک نفر همدم خوشبختی ها

 یک نفر همسفر سختی هاست....

چشم تا باز
  • ‍ زندگی دفتری از خاطره هاست.

    یک نفر همدم خوشبختی ها

    یک نفر همسفر سختی هاست....

    چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد...
    ما همه همسفر و رهگذریم
    آنچه باقیست فقط خوبی هاست

    • سید صالح : آمدم تا با غزل های خیال انگیز خود/واژه ی عشق تو را معنا کنم اما نشد/آمدم تا انتهای کوچه باغ چشم تو/این من سرگشته را پیدا کنم اما نشد/آمدم با حال زار و گریه بی اختیار/سینه را از اشک خود دریا کنم اما نشد

      2 ماه پیش

  • گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
 گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
 گاهی بساط عیش خودش جور می شو
  • گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود
    گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
    گاهی بساط عیش خودش جور می شود
    گاهی دگر، تهیه بدستور می شود
    گه جور می شود خود آن بی مقدمه
    گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
    گاهی گدای گدایی و بخت باتویار نیست
    گاهی تمام شهر گدای تو می شود…
    گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
    گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
    گاهی تمام آبی این آسمان ما
    یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
    گاهی نفس به تیزی شمشیرمی شود
    ازهرچه زندگیست دلت سیرمی شود
    گویی به خواب بود جوانی‌ مان گذشت
    گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
    کاری ندارم کجایی چه می کنی
    بی عشق سرمکن که دلت پیرمی شود

  • وقتی ظرف می‌شویی، شکر کن! 
به خاطر اینکه ...
ظرف‌هایی داری که بشویی
یعنی غذایی در کار بوده 
یعنی
  • وقتی ظرف می‌شویی، شکر کن!
    به خاطر اینکه ...
    ظرف‌هایی داری که بشویی
    یعنی غذایی در کار بوده
    یعنی کسی را سیر کردی
    یعنی با محبت... با عشق ❤️
    از یکی دو نفر مراقبت کردی
    برایشان آشپزی کردی، میز چیده‌ای ...
    تصور کن چند میلیون نفر در این لحظه
    ظرفی برای شستن ندارند.
    یا کسی را ندارند که برایش میز بچینند ...

    ادامه... دوستان
    • محمدعیسی ابراهیمی
    • فقط خدا ...
    • انشرلی .......
    • ميثم mysam
    • تنهاي خسته
    • حمید اشکانی
    • احمد سالاری
    • انیس جلالی
    • حسن مهربان
    • mehran9726 .
    • گلایل ...
    • fatima fateh
    • حورا ......
    • nastaran bano
    • دل کوک zk62
    • nasrin rastegar
    391 هواداران
    بازدیدکنندگان