✿ماه☽ پیشونی✿

(atefehjoon )

✿ماه☽ پیشونی✿

1 هفته و 4 روز قبل
  • روزهایی می آیند که آدمی باید دل بکند از هرچه دارد..هرچه بوده و به روزگاری قدم بگذارد که سیاهِ سیاه ا
  • روزهایی می آیند که آدمی باید دل بکند از هرچه دارد..هرچه بوده و به روزگاری قدم بگذارد که سیاهِ سیاه است..باید خیلی چیزهارا پشت پا بگذارد و قدم هایش را محکم تر به جلو بردارد..روزگاری که کنار بیاستد و پل های مخروبه ی پشت سرش را نگاه کند و هیچ افسوسی نخورد.. فکر کند به آدم هایی که نقش مارهای بوآ در پارک ژوراسیک را داشتند و در آستین خودش بزرگ شدند و نرم نرمک از یقه ی لباسش بیرون زدند و گردنش را با دندان نیششان در رمانتیک ترین شرایط گاز گرفتند..آدم هایی که او را عادت داده بودند به درمانده بودن و درجا زدن و درنهایت با هرگاز او هم ارضا بشود..این روزها به یک وان اسید نیاز دارم تا لَم بدهم درش و چشم بدوزم به مارهای روی تنم که چطور ذوب میشوند و جیغ میکشند حتی اگر بهایش نابودی خودم باشد..روزیست که استعداد قاتل بالفطره شدن را دارم!
    .
    .
    .
    اینکه هی بگم دلم برات شده اندازه ی کله ی مورچه .. بهمون اندازه بی فایده ست که وقتی مامان حالش بده با آمپول تقویتی میخام حالشو خوب کنم! میگیری چی میگم؟

    ____________

    • انـیـس :| : مرسی کیمیاجون همچنین❤ببخشید که احساس کردم تحویلم نمیگیری:)بیخیال گذشته

      2 روز پیش و 8 ساعت قبل

    • ʅαԃყ :| : روزت مبارك بي معرفت

      2 روز پیش و 14 ساعت قبل

    • ʅαԃყ :| : روزت مبارك ❤️

      2 روز پیش و 14 ساعت قبل

    ✿ماه☽ پیشونی✿

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • Frank :Everything of you is perfect 
Arin : I am so thin, my ears are bit front,my theeths are and
  • Frank :Everything of you is perfect
    Arin : I am so thin, my ears are bit front,my theeths are and my neck is so tall
    Frank: Maybe , but I love the combination that made this all
    _________
    فرانک: همه چیِ تو عالیُ بدون نقصه...
    آرین:من خیلی لاغرم، گوشام یه کم جلو هست؛ دندونام کجه و گردنمم زیادی درازه !
    فرانک:شاید . ولی من عاشقِ ترکیبی هستم که همه ی اینا باهم میسازن ...

    ✿ماه☽ پیشونی✿

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • ما سال ها پيش
شادي هايمان را گم كرديم
ميانِ روزمرگي هايمان
ميانِ مشغله های پوچ
ميانِ كينه و نفرت
  • ما سال ها پيش
    شادي هايمان را گم كرديم
    ميانِ روزمرگي هايمان
    ميانِ مشغله های پوچ
    ميانِ كينه و نفرت هايمان
    ميانِ بغض هايمان
    و حس های ناشیانه مان...

    و حالا سال هاست
    دنبال گمشده ي مفقود الاثري ميگرديم
    كه خودمان گمش كرديم
    و ميانِ تمامِ اين زير و رو كردن ها
    خودمان را نيز فراموش كرديم ...

    و حالا گمشده شادی نيست...
    خودمانيم!

    • ✿ماه☽ پیشونی✿ : خواهش میکنم:)

      2 هفته پیش

    • eraj ..... : خوشمان امد زیبا بود ....حلال بفرمایید بانو

      2 هفته پیش, 1 روز

    ✿ماه☽ پیشونی✿

    2 هفته پیش و 2 روز قبل
  • می‌گفت:
  • می‌گفت:" باید دستم را می‌گرفت و نگهم می‌داشت. باید آرامم می‌کرد و در گوشم می‌خواند درست می‌شود. من که به او مهلت داده بودم، من که داشتم آرام آرام می‌رفتم ... چرا دستم را نکشید؟ چرا نگفت بمان ؟ چرا ندید که دوستش دارم ؟ من که گفته بودم زمین و زمان را به هم می‌ریزم برای داشتنش. پس حواسش کجا بود ؟"
    شکرِ بیشتری در قهوه اش ریخت و تند تند هم می‌زد. چشمم افتاد به حلقه ی توی دستش. متوجه نگاهم شد. سعی کردم نگاهم را بدزدم اما دیر شده بود. گفت : " این که او نیست. این یکی دیگر است. ده سال از نداشتنِ او می‌گذرد. ده سال از وقتی که فهمیدم همه ی دوست داشتن‌اش حرف است و دروغ می‌گذرد. میدانی ؟ حواسش نبود. یعنی نمی‌خواست که حواسش باشد. آدم که با یک بی‌حواس به جایی نمی‌رسد. دوست داشتنم روی زمین افتاده بود. نه خم می‌شد که بردارد و خاکش را بگیرد نه می‌گذاشت خودم بردارم. مدام به او گفتم بردار و گردش را بگیر، اما حواس نداشت. دستِ آخر خودم برداشتمش .. و رفتم. دل کندم. کنار گذاشتم. به گمانم تازه فهمید چه شده. تازه فهمید کجای قصه باران گرفته بود و او خیس نشده بود... اما من دیگر رفته بودم. حالا هم ده سال می‌گذرد و به داشتنِ آدمِ دیگری مشغولم. شاید بینمان عشق نباشد اما دوست داشتنش می‌ارزد ، آغوشش می‌ارزد به هزار دوستت دارمی که حواسش نیست.
    این ها را گفتم فکر نکنی هنوز دلم جا مانده ! فکر نکنی غصه ی نداشتنش را می‌خورم. چند دقیقه پیش که اتفاقی دیدمش یادم افتاد چقدر نمیخواهمش و تا به حال کسی این چنین عمیق از چشمم نیفتاده بود! حالا هم دیگر مهم نیست چه بر سرِ دوست داشتنش آورده، وقتی آن جا که باید؛ دستِ ماندنم را نگرفت ...
    این ها را گفتم که بدانی باید حواست باشد وگرنه عشق همیشه و همه جا اتفاق نمی‌افتد ...
    [ادامه...]

    ✿ماه☽ پیشونی✿

    2 هفته پیش و 3 روز قبل
  • ‌ 
و ما بودیم که
برای همه این مردم غُصه ها خوردیم ، 
پیاله مان را برداشتیم ،
گفتیم کمی غُصه لطفا

  • و ما بودیم که
    برای همه این مردم غُصه ها خوردیم ،
    پیاله مان را برداشتیم ،
    گفتیم کمی غُصه لطفا ...
    قِصه ها شنیدیم
    و گفتیم شادی هایش مال دیگران ،
    هر چه از قِصه ماند برای ما !
    حالا داریم‌ میان غصه ها دست و پا میزنیم ،
    بی آنکه شنا بلد باشیم ...
    کسی نیست چند پیاله ای بردارد ؟ :)

    • | ᴹᴮᴺ | : ______ :/

      1 هفته و 4 روز قبل

    • بانو جان :) : خدا نکنه (abroo)

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

    • ✿ماه☽ پیشونی✿ : خدانکنه من به فدای تو بانو♡

      2 هفته پیش و 3 روز قبل

    ادامه... دوستان
    • -رَهــــآ :)
    • Fatemeh Zahra
    • درکینه ...
    • ώħό ώaN  ? ツ
    • asal^ .
    • برای تو می نویسم ...
    • ɱαɱαԃ ɾҽȥα ツ †
    • ☆Maia☆
    • .∞ .
    • | ᴹᴮᴺ |
    • -ᴹᵈᶳ-
    • ‏‏‏‏‏‏‏ محمدرضآ
    • ʅαԃყ :|
    • _آوشَن_
    • بانو جان :)
    2184 هواداران
    بازدیدکنندگان