RōNIN NO LOVE ❌

(bahmanjam )

RōNIN NO LOVE ❌

1 روز و 18 ساعت قبل
  • انیمه  اسم تو
  • انیمه اسم تو

    • RōNIN NO LOVE ❌ : هم میهن در حال بسته شدن هست .

      23 ساعت پیش و 45 دقیقه قبل

    • منصور حبیبی : سلام بدون اغراق پروفایل زیبایی دارین.....لایک تقدیمتان...میشه پستای منو لایک کنید و سری بزنید ب من در پروفایلم.خوشحال میشم (gol) (gol)

      23 ساعت پیش و 48 دقیقه قبل

    • سام شمال : لایک داری... (gol)

      1 روز و 7 ساعت قبل

    RōNIN NO LOVE ❌

    5 روز پیش و 16 ساعت قبل
  • پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :
– اما من درخت نیستم . تو نمی تو
  • پرنده بر شانه های انسان نشست .انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :
    – اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی .پرنده گفت :
    – من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم .
    انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود .پرنده گفت :

    – راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید .پرنده گفت :
    – نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است .
    انسان دیگر نخندید. انگار ته ته خاطرات اش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور ، یک اوج دوست داشتنی .پرنده گفت :
    – غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نکند فراموش اش می شود .
    پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا این که چشم اش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش ، آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .

    آن گاه خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت :
    – یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزم، بال هایت را کجا گذاشتی ؟
    انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست .

    ادامه... دوستان
    1341 هواداران
    بازدیدکنندگان