♥Fatemeh Banoo♥

(banoo.fatemeh )

من واسه یه مدت طولانی هم میهن نمیام
بدی خوبی دیدین حلال کنین

  • ❤fatinaz ❤ : سلام عشقی چرا؟خوبی؟

    6 روز پیش و 2 ساعت قبل

  • ♥Fatemeh Banoo♥ : خوبه ممنون

    1 هفته

  • سامان : سلااااام چشم

    1 هفته, 1 روز

  • قصه ی عشق غم انگیز نمی فهمیدیم!
وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم

زرد بودیم همه عمر، ولی تا گفتند:
  • قصه ی عشق غم انگیز نمی فهمیدیم!
    وسعت حادثه را نیز نمی فهمیدیم

    زرد بودیم همه عمر، ولی تا گفتند:
    علت زردی پاییز؟ نمی فهمیدیم!

    نه! نشد غارتِ یک دل بکنیم، انگاری
    ما به اندازه ی چنگیز نمی فهمیدیم؟!

    سال ها در به در درک حقیقت بودیم
    "شمس" را گوشه "تبریز" نمی فهمیدیم

    فرق بین هوس و عشق کمی مبهم بود
    از دو چشم دغل و هیز نمی فهمیدیم!

    ما مترسک شده بودیم و چیزی غیر از
    -اتفاق سر جالیز نمی فهمیدیم

    "زندگی قصه ی تلخیست..." و مشکل این بود
    قصه ی تلخ و غم انگیز نمی فهمیدیم...

    امید صباغ نو

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : قبلا عضو بودم ممنون از دعوتت

      2 هفته پیش و 4 روز قبل

    • Amir Ali : سلام میشه عضو گروهمون بشی لطفا اسمش خاص اولین گروه پروفایلم ❥

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : حدود یه ساعت

      2 هفته پیش و 5 روز قبل

  • از آسمان سر خورد یک اختر، زمین افتاد
غم بر وجود شاعر بی سرزمین افتاد

در خواب دیدم یا که بیداری،
  • از آسمان سر خورد یک اختر، زمین افتاد
    غم بر وجود شاعر بی سرزمین افتاد

    در خواب دیدم یا که بیداری، نمی دانم
    روحم به شکلی قابل باور زمین افتاد

    با چشم خود دیدم تمام آنچه رخ می داد
    از دست بابا نوگلی پرپر زمین افتاد

    کفتاری از آن سوی میدان پیش تر آمد
    سیلی زد و فرزند پیغمبر زمین افتاد

    طفلان "عمو جان العطش" گفتند و او هم رفت
    با مشک تبداری که آخر سر، زمین افتاد

    قند شجاعت آب شد توی دل دشمن
    تا مشک آن سردار جنگ آور زمین افتاد!

    صحرای محشر را به عینه می شد آنجا دید
    آغاز شد جنگ و علی اکبر زمین افتاد

    با داس های خود به جان باغ افتادند
    هفتاد و دو نخل تناور بر زمین افتاد

    اما تحمل کردن این صحنه سنگین بود:
    -وقتی برادر کشته شد، خواهر زمین افتاد...-

    می خواستم کاری کنم...نه! غیر ممکن بود
    در خواب از چشمم سکوتی تَر زمین افتاد...

    می سوخت از این داغ، دست و پا و لب هایم
    جسمم شبیه تل خاکستر زمین افتاد

    از جا پریدم، دستِ لرزانم به لیوان خورد
    لیوان آب از روی میزم بر زمین افتاد...!

    امید صباغ نو

    • ☸️λмιя☸️ ‌ : سلام ممنون میشم بیای گروه مـــــغـــــض ردیــــــــــــ

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : خونمون

      2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • سامان : کجایی

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

    اسمـ: فاطمه سادات
    لقب: فاطی، فاطول
    رنگــِ مو: خرمایی
    چشمـ: قهوه ای
    رنگـِ مورد علاقهـ: آبی روشن، صورتی
    ماهـ تولد: فروردینیم
    سن: 16
    اخلاق: شیطون، مهربون، یکم بی معرفتم، روی دوستام بدجور غیرتی ام
    کاری که هیچ وقت ازش خسته نمیشی: کتاب خوندن و فیلم دیدن
    سیگار: نهـ باو بچه مثبتم
    کتک کاری با دختر: با دوستام در حد گاز گرفتن ولی با آجیم همه نوع فن کتک رو اجرا میکنیم
    کتک کاری با پسر: اومممم فقط با دایی و پسر داییم
    رفیق فابـ: رفیق زیاد دارم ولی خب سعی می کنم بهشون اعتماد نکنم
    خوبی کردی: تا جایی که تونستم آره:)
    بدی کردی: فقط جواب کاراشونو دادم(:
    تیکه کلام: جانم
    تیم مورد علاقهـ: پرسپولیســــــــــ
    دوس پسر: نهـ باو گفتم کهـ مثبتم
    ماشین مورد علاقهـ: ماشین نهـ ولی موتور مورد علاقم هونداست
    آهنگـ: گرگ پدر مهراب، شاهـ بانو و چشم میلاد راستاد، پرتگاه پویا بیاتی
    عشق: نهـ
    اگه دوباره به دنیا بیای دوست داری اسمت چی باشه: همین خوبه:|
    از کی متنفری: دنیا و آدماش
    دوست داری زندگیت بره عقب یا جلو: همین که داره میگذره خوبه
    عشق اولت چی شد: به رحمت ایزدی پیوست
    عشقـ دومتـ چیـ شد: خبر ندارمـ شاید اونمـ به عشقـ اولم پیوستهـ
    تا حالا کسیو بوسیدیـ؟ استغفرالهـ دارمـ میگمـ مثبتمـ
    دوست مجازیـ: ساریب، رکیم، فاطی، سامان
    اهل دود و دم: نهـ ریهـ مو دوستـ دارمـ
    چند سالگیـ عاشقـ شدیـ: اگهـ بهـ سنمـ دقت کنی میـ فهمی عاشقـ نشدمـ
    شاخـ مورد علاقهـ: تا حالا بهـ شاخا دل نبستمـ (tajo
    [ادامه...]

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : بعله:|

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • سامان : بدون اجازه

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : رفتم پیش خانواده:|

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

من بلوطی پیر بودم پای یک
  • شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد
    خشت خشت و آجر آجر پیکرم را باد برد

    من بلوطی پیر بودم پای یک کوه بلند
    نیمم آتش سوخت، نیم دیگرم را باد برد

    از غزل هایم فقط خاکستری مانده به جا
    بیت های روشن و شعله ورم را باد برد

    با همین نیمه همین معمولی ساده بساز
    دیر کردی نیمه ی عاشق ترم را باد برد

    بال کوبیدم قفس را بشکنم عمرم گذشت
    وا نشد بدتر از آن بال و پرم را باد برد...

    حامد عسکری

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : آها..

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • پسر زعفرونی : سلام.چیزی نیس.

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : چیه؟

      3 ماه پیش, 1 هفته

  • تولد بهترین دوست مجازی (ghalb) 
تولدت مبارک آجی فاطییی (gol)
  • تولد بهترین دوست مجازی
    تولدت مبارک آجی فاطییی

    • ຖiคຊ : محبوبی .جبرآن شع!مرسی

      1 هفته و 6 روز قبل

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : فداتم که:)

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ❤fatinaz ❤ : من هروقت اين پستو ميبينم کلي ذوق ميکنم که يه نفر بخاطر من پست گذاشته ههه (ghalb) (ehsasi)

      2 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

در زندگی ام، بعد تو و خا
  • گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
    در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

    در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
    غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

    انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
    از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست

    در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
    از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!

    گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
    از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!

    ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
    در مصر، به جز حسرت کنعان خبری نیست

    در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
    جز خط سیاهی تهِ فنجان خبری نیست

    گفتی چه خبر؟‌
    گفتم و هرگز نشنیدی
    جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...

    امید صباغ نو

    • سامان : فاطمه کجایی پس دل تنگ شدم (tajob)

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : نه آبجی زیرش نوشتم اسم شاعرشو

      6 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • B A K H S H A :] : شعرو خودت گفتی داداش

      6 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • مـــــادر یگانه داوری است 
که بعد از خدا ؛ 
گناه ما هر چه که باشد 
را می بخشــــــــــد....

#م
  • مـــــادر یگانه داوری است
    که بعد از خدا ؛
    گناه ما هر چه که باشد
    را می بخشــــــــــد....

    #مادر

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : اومدم

      5 ماه پیش و 4 هفته قبل

    • MAHDI :) : خخخخ کار خوبی کردی

      6 ماه پیش

    • ♥Fatemeh Banoo♥ : این پستو واسه مادر بزرگت گذاشتم:/

      6 ماه پیش

  • در مسیر خود هزاران پیچ و خم دارم رفیق
درد هایی تلخ، اما تازه دم دارم رفیق

دوستان بی وفا بسیار، ا
  • در مسیر خود هزاران پیچ و خم دارم رفیق
    درد هایی تلخ، اما تازه دم دارم رفیق

    دوستان بی وفا بسیار، اما در عوض-
    دشمنانی با وفا و هم قسم دارم رفیق!

    با همه نامهربانان مهربانی می کنم
    چون که در قلبم خدایی محترم دارم رفیق

    من برای بهترین و بدترین بدخواه خویش
    آرزوهای عجیبی در سرم دارم رفیق!

    شیطنت های من دیوانه را جدی نگیر!
    پشت این لبخند ها، سی سال غم دارم رفیق

    لابه لای زخم های کهنه زخمت را بزن
    جا برای زخم های تازه کم دارم رفیق...

    امید صباغ نو

    • S. AмιяHσѕѕєιη.T : سلام، خوب هستین ؟ میگم افتخار میدین عضو گروه ما هم بشید ؟ ._.دومین گروه پروفم (:ممنون میشم (gol)

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • مجتبي 1365 : زیبا بود (gol) (gol) (gol)

      6 ماه پیش, 1 هفته

    • صدف بانو : سلام فاطمه جان خوبی میشه لطف کنی عضوگروه گندمزارعشق بشی ومحبوبش کنی (gol) (gol) (gol)

      8 ماه پیش و 2 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    3584 هواداران
    بازدیدکنندگان