هم نفس

(chaappaar )

هم نفس

3 ماه پیش و 2 هفته قبل

از عشقت بند بند این دل دیوانه میلرزد خرابم میکنی هردم خرابی با تو می ارزد
ندارم طاقت دل کندن از تو که هم جان از تو دارم هم تن از تو [لینک]

  • parsa areyaei : اصول همانند قطب نما عمل می کننداگر شما به یک سری اصول پایبند باشیدهرگز راه زندگی را گم نخواهید کردو همواره راه را از بیراهه باز می شناسید

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل

هم نفس

3 ماه پیش و 2 هفته قبل

خوش خرامان میروی ای جان جان بی من مرو سرو خرامان منی در دل و جان بی من مرو
این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است این جهان بی من مباشو آن جهان بی من مرو [لینک]

  • mahshid shahedi : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (ghalb) (ghalb) (ghalb)

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • Ayða :) : سلام :) لایکو مبوبی توم منو لایکو مبوب کن میسی:) راسی بیاع گروه اول پروفممم :}

    3 ماه پیش و 2 هفته قبل

هم نفس

4 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • چه خدا نزدیک است
لب درگاه عبودیت توست
به کناری بزن این پرده حجب
همنوا شو تو بازمزمه سبز حیات
به
  • چه خدا نزدیک است
    لب درگاه عبودیت توست
    به کناری بزن این پرده حجب
    همنوا شو تو بازمزمه سبز حیات
    به زلالیت  چشمان بهاری که گریست
    او همین نزدیکی ست
    عطر او در تن باغ
     نور او در مهتاب
    به نم آه و هماوایی دست
    تاری پنجره بگرفته نگاهش کردم
    باغ آرام و هوایی دلچسب
    ذهن نمناک درخت بوی باران می داد
    جیرجیرک در باغ
    آخرین شعر خودش را می خواند
    حسن یوسف آرام ، سوزن از گل سرخ قرض گرفت
    پشت پیراهن برگش را دوخت
    کفشدوزک به لب غنچه سرخ ، بوسه ای زد و گریخت
    ماهی کوچک حوض ، خواب دریایی خود را  می گفت
    و همه ماهی ها باله جنبان گفتند:
    خواب خوبی ست خدا خیر کند
    شیشه عطر بهار ، لب دیوار شکست
    و هوا پر شد از بوی خدا
    لب پاشویه نشستم
    چه زلال است این آب
    ماه در حوض خودش را می شست
    دست در حوض زدم
    ماه شرمنده ، خجل ، پیچ و تابی به خودش داد وگریخت
    نردبان گفت به مهتاب : آسمان را تو بیاور تا بام
    بام تاصحن حیاتش با من
    غبطه خوردم به درخت
    غبطه خوردم به گل اطلسی کنج حیاط
    گل شیپوری سر به گوش گل کوکب میگفت:
    صبحدم وقت نماز من صدایت کردم
    خواب اگر می ماندی.صبح در باغ.خجل می گشتی
    قاصدک شاد و سبکبال و رها نامه سوسن سنبل را داد
    سرو با طمانینه وضو کامل کرد
    رفت سر وقت نماز
    پیچک گوشه باغ ،چون که بازوش دگر تاب نداشت دست بر خاک تیمم می کرد
    جیرجیرک از دور ، آخرین مصرع شعرش را خواند
    همهمه دردل باغ
    بلبل از شاخه با آواز بخواند:
    سرو قامت بسته است ، وقت تنگ است ،  شتاب
    همه قامت بستند
    باغ می رفت ملاق
    [ادامه...]

    • @ . : سلام سال نومبارک....

      4 ماه پیش و 3 هفته قبل

    هم نفس

    7 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست...
  • بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست... [لینک]

    • هم نفس : آمین یا رب العالمین

      7 ماه پیش, 1 هفته

    • parsa areyaei : خدایا چگونه تو را بخوانم درحالی که من، من هستم(با این همه گناه و معصیت)و چگونه از رحمت تو نا امید شوم درحالی که تو، تو هستی(با آن همه لطف و رحمت)خدایا سلامتی، عاقبت به خیری و خوشبختی را به من، خانواده ام و دوستانم عطا فر

      7 ماه پیش, 1 هفته

    • يہ ڋݪ ڋآږݥ ڪہ ڂۋݩہ : سلام.محبوبی،محبوب کن،لطفا عضو گروه اول پروفم(ماشین لوکس)هم بشوو یا حداقل محبوب کن گروهو مرسی (gol) (ghalb)

      7 ماه پیش و 2 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    356 هواداران
    بازدیدکنندگان