من و خودم

(chichak57 )
  • اشــــــــــتباﻩ 
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ...:
ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﺴــــــــــﯽ 
ﺍﻧﺘﻈــــــــــﺎﺭ ﺩﺍﺷــــــــــﺘﻢ ﺳــــــــــ
  • اشــــــــــتباﻩ
    ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ...:
    ﻣﻦ ﺍﺯ ﮐﺴــــــــــﯽ
    ﺍﻧﺘﻈــــــــــﺎﺭ ﺩﺍﺷــــــــــﺘﻢ ﺳــــــــــکوتم ﺭﺍ
    ﺑﻔﻬــــــــــﻤﺪ
    ﮐﻪ ﺣــــــــــﺘﯽ
    ﻓــــــــــﺮﯾﺎﺩﻡ ﺭﺍ
    ﻧﺸــــــــــنید ...!

  • من و خودم 

تنها

اما

بی ریا
  • من و خودم

    تنها

    اما

    بی ریا

    • ✿بهشت بی نشان ✿ : سلام دوست گرامی وقت بخیر دعوتتون می کنم به گروه کبوتر غریب حرم و گروه عاشقان مهدی زهرا(عج) اگه لایق بدونید .ممنون. یا علی (gol) (gol)

      3 سال پیش, 1 ماه

  • زندگی به من آموخت چگونه اشك بریزم.

ولی نیاموخت چگونه سرازیرش كنم.

زندگی به من آموخت چگونه دوست
  • زندگی به من آموخت چگونه اشك بریزم.

    ولی نیاموخت چگونه سرازیرش كنم.

    زندگی به من آموخت چگونه دوست داشته باشم .

    اما نیاموخت چگونه فراموشش كنم.


    اگر انسان زندگی را دوست داشت هرگز در آغاز تولد نمی گریست

  • دوستت دارم عشقم ♥ ♥ ♥ ♥

تمام عاشقا رو تو سرزمین عشقت جمع میکنم


تا به تمام عالم بگم که ذره ای
  • دوستت دارم عشقم ♥ ♥ ♥ ♥

    تمام عاشقا رو تو سرزمین عشقت جمع میکنم


    تا به تمام عالم بگم که ذره ای از محبت تورو با تموم عالم عوض نمی کنم


    ذره ای از مهربونیاتو به عالمی نمی فروشم


    دستهای گرمتو با عاشقانه ترین محبت ها هم عوض نمی کنم


    میخوام به همه بگم تو تک ستاره ی قلب منی


    میخوام غرورسنگینمو بشکنم و به همه بگم:


    انقدر دوستت دارم که بخاطرتو تمام عمر صبر کنم


    انقدر دوستت دارم که بخوام توی لحظه لحظه و ثانیه به ثانیه ی عمرم حضور داشته باشی


    تا دنیا دنیاست


    تا عمر دارم


    تا خون تو رگام جاریه


    قلبم به عشق وبه نام تو میزنه


    برای همیشه عاشق چشمهای مهربون ودستای گرمت می مونم


    دوستت دارم عشقم 

     ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥

  • امروز هم

می خواستم بگویم
  • امروز هم

    می خواستم بگویم

    "دوستت دارم"...

    درست مثل دیروز، یا حتّی قبل تر...!

    امّا نمی دانم چرا

    یک روز می شود "سلام"،

    یک روز می شود"مراقب خودت باش"،

    یک روز می شود...هیچ، بگذریم...!

    اصلاً، لعنت بر مخترع "غرور" ...!

  • شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کند
در تنور داغ آغوشت ، چه نازی می کند

در تو می پیچد تمام واژه
  • شعر من وقتی که با تو عشق بازی می کند
    در تنور داغ آغوشت ، چه نازی می کند

    در تو می پیچد تمام واژه های پیکرش
    در میان بوسه هایت یکه تازی می کند

    می شود آن کس که باید باشد و باید شود
    عاشقی را پیش چشمت صحنه سازی می کند

    مثل مجنون می شود در پاره ای از لحظه ها
    چون که لیلا دائماً عاشق نوازی میکند

    شعر من ... آری ... تو باشی . جور دیگر میشود
    وصف غم ها را فقط با فعل ماضی میکند

    بی خیال درد و غمهای درونی می شود
    چون تو هستی ، ادعای بی نیازی میکند

  • بنویسید؛دلش مثل دل شیشه شکست

آن زمانی که دلی بر دل رویا ها بست

بنویسید؛که با عدل خدا مساله داش
  • بنویسید؛دلش مثل دل شیشه شکست

    آن زمانی که دلی بر دل رویا ها بست

    بنویسید؛که با عدل خدا مساله داشت..
    .
    بنویسید؛که از خلقت خود هم گله داشت...

    بنویسید؛که اشعارمن از سوز دل است...

    بنویسید؛که دنیای من از خشت و گل است

    بنویسید؛که در بی کسی اش سوخت پرش

    بنویسید؛غمی بود به چشمان ترش...

  • من 
معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستم
که هر عصر
جوانی ام را تا می کند
لای دفترش می گذارَد
وَ با خودش ب
  • من
    معشوقه ی کاغذیِ شاعری هستم
    که هر عصر
    جوانی ام را تا می کند
    لای دفترش می گذارَد
    وَ با خودش به محفل ها می بَرَد

    بلند بلند می خوانَدَم؛
    ...همه را با من به گریه می اندازد!
    به خانه که بر می گردد
    با کلمات مرا می بوسد و
    لابه لای سطرها به آغوشم می کشد
    نفسم در قفسِ دفترش می گیرد ...!

    می خواهم یک صبح
    وقتی روی تختِ کاغذی اش به خواب رفته است
    بی صدا از لای دفترش بیرون بزنم
    وَ او را با زنی که در شعرهایش دلبری می کند
    تنها بگذارم

    سالهاست تشنه ی قدم زدن
    در خیابانی هستم
    که هیچ کس آن را شعر نکند ...

    ادامه... دوستان
    • لیست دوستان کاربر مخفی و یا خالی است
    273 هواداران
    بازدیدکنندگان