daiana♥ jaberi

(daiana )
  • به درخواست دوستان

ًحتما بخونید من که مو به تنم سیخ شد:
حاج مهدی سلحشور چند شب قبل تو حرم حضرت مع
  • به درخواست دوستان

    ًحتما بخونید من که مو به تنم سیخ شد:
    حاج مهدی سلحشور چند شب قبل تو حرم حضرت معصومه میگفت:
    ...
    دیدی تا یه جوک باحال میبینی درجا کپی میکنی وبعدش پخش میکنی !!!حالاببینم سوره ای ازقرآن که معادل یک سوم قرآن هست راچکارش میکنی.. ﷽﴿.قُل.هُوَ.اللَّهُ.أَحَدٌ.۞.اللَّهُ.الصَّمَدُ.۞.لَمْ.یَلِدْ.وَلَمْ.یُولَدْ.۞.وَلَمْ.یَكُن.لَّهُ.كُفُوًا.أَحَد.﴾.tt. فکرش رابکن..روزقیامت باخودت میگی کاش بیشتر میفرستادم..!سُبحانَ الله یا فارِجَ الهَمّ وَ یا کاشِفَ الغَمّ فَرِّج هَـمّی وَ یَسّر اَمری وَ ارحِم ضَعفی وَ قِلَـّةَ حیلَتی وَ ارزُقنی حَیثَ لا اَحتَسِب یا رَبَّ العالَمین حضرت محمد(ص) فرمودند هر کسی این دعا را بین مردم پخش کند گرفتاریهایش حل شود

    • ایلیا . : پیامت خیلی جالب بود مرسی

      5 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • امیر علی محمدی : sghم دیاناخانم من شاهکا ر زندگی خود را با تمام کاستی ها و توانائیهایش با ستی ادامه دهد نظرت چیه دوست من (gol) (gol) (gol)

      6 ماه پیش, 1 هفته

    • رضا موسوی : سلام دیانا دیدم خیلی وقته نیومدی گفتم یه حالی از ت بپرسم خوبی عیدت مبارک

      1 سال و 5 ماه قبل

    دیروز یک موبایل پیدا کردم
    خواستم صاحبشو پیدا کنم
    رفتم تو مخاطبینش
    که هفت نفر هم بیشتر نبودن :

    ا - نفسم 2- عمرم
    3- عشقم 4- زندگیم
    5- گلم 6- عسلم
    7- خانومم

    حالا موندم به کدومشون
    گوشی رو بدم که قیامت نشه.. :|

    • عباس جعفری : گذینه 8 هیچکدام

      3 ماه پیش, 1 هفته

    • ali reza : (khejalati) عجب... !!!بد بین نباش شاید یکیش پسرشه یکی دخترش یکی و یکی و...

      1 سال و 2 ماه قبل

    • بهنام رحمان زاده : سیم کارتو در بیار نوش جونتاین گوشی حلاله

      1 سال و 2 ماه قبل

    بخون موهای تنت سیخ میشه مردونه


    بخون اما ناراحت نشو ؛؛؛!!!
    دوستان بخونید ببینم چشمی خشک می مونه ؛؛؛!!!
    یکی از نوکرا و ذاکرای ارباب میگفت: دو ماه پیش خواهرم کربلا بود تو صحن حضرت عباس ع بودیم مداح داشت روضه میخوند یه وقت دیدیم یه پیرمردی اومد از یقه اون مداح گرفت کشید پایبن گفت :
    عباس دروغ میگه ...
    عباس دروغ میگه ...
    مداح آرومش کرد گفت :
    چی شده پیر مرد گفت :
    من بعد 25 سال بچه دار شدم الان که 19 سالشه رفته تو کما با خودم گفتم :
    درمون دردش عباسه !!!

    از اصفهان اومدم کربلا ؛؛؛ امروز زنگ زدن بهم گفتن : بچت مرده...!!!
    دروغ میگن که عباس حاجت میده !!!!!!
    خواهرش میگفت :
    مجلس بهم ریخت ...!!!
    فرداش تو صحن حضرت عباس بودیم دیدیم پیرمرده پا برهنه اومد ...!!!

    با خودموون گفتیم الان مداح و میزنه دوباره...!!!
    دیدیم اومد جلو چهار پایه که مداح روش واساده بود دستشو گرفت گفت :

    بیا بغل ضریح بخون همه کسایی که دیروز بودنم باشن...!!!
    میخوام بگم غلط کردم...!!!
    (گریه میکرد و میگفت)

    خواهرم میگه همه رفتیم مداح گفت :
    حاجی چی شده ...؟؟؟

    پیر مرده گفت :
    خانومم زنگ زد گفته : چون نمیذارن زنا تو غسال خونه برن ؛؛؛ التماس کردم گفتم :
    یک بار بچمو تو سرد خوونه ببینم...
    مادرش میگه :
    همین که کشو رو کشیدن بیرون دیدیم رو نایلون بخار نشسته س
    سریع آوردنش بیرون و بهش شوک دادن...!!!
    خلاصه پسرم به هوش اومده و شفا گرفته...!!!
    میگن تا به خودش اومده پرسیده بابام کجاست...؟؟؟
    مادرش بهش گفته :
    پدرت کربلاست..
    [ادامه...]

    • حميدرضا عابدي : ناز این دلبر خوش چهره کشیدن دارد نمک عشق اباالفضل چشیدن داردمتاسفانه شاعرش رو نميشناسم. مطلب زيبايي بود. ممنون

      1 سال

    • مجتبی برزگر : ما سیخ نشد آبجی جون محبوبی

      1 سال و 5 ماه قبل

    • سجاد . : اره دیگه مگه پای ابروش وسط باشه حاجت بده

      1 سال و 8 ماه قبل

    اتومبیل مردی که به تنهایی سفر می کرد در نزدیکی صومعه ای خراب شد.
    مرد به سمت صومعه حرکت کرد و به رئیس صومعه گفت : «ماشین من خراب شده. آیا می توانم

    شب را اینجا بمانم؟ »
    ...
    ......

    رئیس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت کرد. شب به

    او شام دادند و حتی ماشین او را تعمیر کردند.
    ...
    شب هنگام وقتی مرد می خواست

    بخوابد صدای عجیبی شنید. صدای که تا قبل از آن هرگز نشنیده بود . صبح فردا از

    راهبان صومعه پرسید که صدای دیشب چه بوده اما آنها به وی

    گفتند:

    « ما نمی توانیم این را به تو بگوییم .

    چون تو یک راهب نیستی»

    مرد با نا امیدی از

    آنها تشکر کرد و آنجا را ترک کرد.

    چند سال بعد ماشین همان مرد بازهم در

    مقابل همان صومعه خراب شد .

    راهبان صومعه بازهم وی را به صومعه دعوت کردند

    ، از وی پذیرایی کردند و ماشینش را تعمیر کردند.. آن شب بازهم او آن صدای مبهوت

    کننده عجیب را که چند سال قبل شنیده بود ، شنید.

    صبح فردا پرسید که آن صدا

    چیست اما راهبان بازهم گفتند:

    « ما نمی توانیم

    این را به تو بگوییم . چون تو یک راهب نیستی»

    این بار مرد گفت «بسیار خوب ، بسیار خوب ، من حاضرم حتی زندگی

    ام را برای دانستن فدا کنم. اگر تنها راهی که من می توانم پاسخ این سوال را بدانم

    این است که راهب باشم ، من حاضرم . بگوئید چگونه می توانم راهب بشوم؟»

    راهبان پاسخ دادند « تو باید به تمام نقاط کره زمین سفر کنی و به م
    [ادامه...]

    • هادی نعیمی : اگه میدیدمت میکشتمت نامرررررررررررررد خخخخخ

      7 ماه پیش

    • یونس ششگلانی : دنبال نخود سیاه

      2 سال پیش, 1 ماه

    • mahdi khani : میای چت گلم.

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

  • --------------------------
  • --------------------------

    • Dr.amirali Mohamadi : سلام خانم♥ محبوبیت♥ تقدیم پروفایل عالیتون........... خوشحال میشم بهم سر بزنین و لایق دونستین فول لایک و محبوبم کنین ** ممنونننننننننننم (gol)

      2 سال پیش, 1 ماه

    • امید بلند مرتبه : محبوبیت تقدیمت هههههههههههههههههه عالیه

      2 سال پیش, 1 ماه

    • Ali.Jharpha 알리 깊이 : ههههههههههههه

      2 سال پیش و 2 ماه قبل

  • ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫــــــــ
  • ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــﯽ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ !!..ﮔﺎﻫــــــــﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫــــــــــﯽ ﺑﺨﺸﯿﺪﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــــــــﯽ ﻓﺮﯾﺐ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــــــــــﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﮔﺎﻫـــــــــــــــﯽ ﺩﺭ ﺗﻨـــــــﻬﺎﯾﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ !!...ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻝ ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺭﺳــــــﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﮕــــــــﻮﯾﻢ :ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻤــــــــﺎﻡ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﺩﺭﺱ " ﺁﻣﻮﺧــــــــﺘﻪ ﺍﻡ !!..."ﺍﮐﻨﻮﻥ ﺧﻮﺷﺤـــــﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...ﺷﺎﯾﺪﺳﺎﺩﻩ ﺑﺎﺷﻢ !!...ﺍﻣﺎ ﺻﺎﺩﻗﻢ ..ﻣـــــــــــــﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ !!...ﻭ ﺍﯾﻦ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ...
    خـــدايا...

    ✔ بابت↯
    هر شبى كه بى شكر سر بر بالين گذاشتم

    ✔بابت ↯
    هرصبحى که بى سلام به تو آغاز كردم

    ✔بابت↯
    لحظات شادى كه به يادت نبودم

    ✔بابت ↯
    هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبت دادم

    ✔ بابت↯
    هر گره که به دستم کورشد و مقصر تو را دانستم

    مرا ببخش

    • *ثمین*❤●٠·❤●٠· ☃☂ssss : محبوبی عزیزمممممممممممم

      2 سال پیش و 6 ماه قبل

    • nmotafakker gol : محبوبیت تقدیم توباد

      2 سال پیش و 6 ماه قبل

    • daiana♥ jaberi : مرسی

      2 سال پیش و 8 ماه قبل

    روزی روزگاری درختی و رودی کنار هم بودند...
    روزی درخت از رود پرسید ای رود تو چرا اینقدر خروشانی؟
    رود گفت : بتوچه میخوام خروشان باشم...
    درخت گفت : هیچی بابا بی جنبه همینجوری پرسیدم...
    رود دوباره گفت : ببینم پدرسگ تو چجوری اصلا حرف میتونی بزنی؟؟؟؟
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    هیچی دیگه دعوا شد زدن همدیگه رو :(
    آخرش باید خب تموم میشد ولی نمیدونم چرا اینجوری شد

    • ReZa SaDaTyaR : ماروبلایک

      2 سال پیش, 1 ماه

    • MohammadReza . Vala : باسلام لطفا" در اسرع وقت به من سر بزنيد و نظرتونو در رابطه با پست آخرم و عشق هاي امروزي بيان كنيد...سپاسگزارم.

      2 سال پیش و 6 ماه قبل

    • mahmood nabai : !!!!!!!!

      2 سال پیش و 8 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • محمدرضا پیرهادی
    • amir bikhiyal
    • alireza saberi
    • reza saberi
    • صادق بروسان
    • کاوه سیف الهی
    • alireza ....
    • پویا کاویانی
    • ♛اشنای غریبه♛
    • فاران اشراقی
    • امیر امید
    • امين ...............
    • khale reze
    • الفا متال
    • مينا گوهربين
    1725 هواداران
    بازدیدکنندگان