mehdi jamgohary

(david4 )

در خطبه۲۱۶نهج البلاغه علی (علیه السلام)بعد از برشماری حقوق متقابل رعیت و والی ها،ابتدا برای اصلاح جامعه میفرماید:«پس رعیت اصلاح نمیشود جز آنکه زمامداران اصلاح گردند و زمامداران اصلاح نمیشوند جز با درستکاری رعیت»٬ و ادامه میدهد به برشماری حقوق فیمابین والی و رعیت.......«هیچکس هرچند قدر او در حق بزرگ و ارزش او در دین بیشتر باشد بی نیاز نیست که او را درانجام حق یاری رسانند_بی اختیار یاد دعوت محمد مجتهد شبستری از مراجع عظام(!)و گردن و شکم گنده برای مباحثه درباره اینکه فقه دیگر کارایی ندارد و عدم استقبال یا پاسخ مراجع عزیز به او افتادم_و هیچکس گرچه مردم او را خوار شمارند و در دیده ها بی ارزش باشد کوچکتر از آن نیست که کسی را در انجام حق یاری کند یا دیگری به یاری او برخیزد»٬بعد ازاین یکی از یاران بلند شد و با سخنی طولانی امام را ستود و اطاعت خویش را اعلام داشت امام در پاسخ فرمود:«کسی که عظمت خدا در جانش بزرگ و منزلت او در قلبش والاست سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد!(قابل توجه دوستان پرستنده ولی فقیه و آخوندهایی که بالای منبر آیه ی قرآن که_أطیعوا الله و الرسول و اولی الامر منکم_را تفسیر به ولی فقیه و خمینی و خامنه ای میکنند!)

  • parsa areyaei : باسلامقایقی ساخته ام..جنسش از راز و نیازبادبانش از صبر، دکلش از ایماندر شبی مهتابیسفری دور و دراز، می کنم از لب دریا آغازدل به امواج بلا خواهم داد...اگرم ساز مخالف زند و باد به همراهی طوفان خواهدکه مرا منصرف از راه کندرا

    3 هفته پیش و 3 روز قبل

  • mehdi jamgohary : ممنونم از توضیحاتت احمدجان....استفاده کردم دوست من

    1 ماه, 1 هفته

  • ... Ahmad : خوب به چند نکته باید توجه کرد اول اینکه فقها یک متخصص دینی هستند که پاسخگوی سوالات دینی مردمند و مثل هر کس دیگری انسانند و جایز الخطا,همانطور که ما برای مشکلات جسمی و بیماریها به پزشک متخصص رجوع میکنیم برای مسائل دینی هم

    1 ماه, 1 هفته

در من پیرمردی ست خسته و تنها،که تصمیم گرفته تمام مانده حسابش را خرج کند،خرج اینکه برود نه به گردش نه به مکان هایی که دوستشان دارد نه به دیار معشوق!نه خرج تصمیمی که روزی گرفته،تصمیم به اینکه راهی را بگیرد و با خودروی شخصی اش آنقدر برود،برود به جایی که نمیداند کجاست فقط برود،او درطول عمرش هیچگاه یاد نگرفته شبیه"آدم های بقاعده"زندگی کند،حال نیز که گاه مردن شده،آنقدر عاقل نیست یا نشده که بخواهد شبیه آنها باشد!زن و همخوابگی و بچه و....این چیزها برایش شبیه تمام چیزهای زندگی افراد بقاعده کسل کننده و عفن است!مگر میشود،مگر میشود آدم تمام عمرش را صرف این کند که عاقل باشد!نه نمیشود،او باید احمق باشد اصلا دنیا مگر به آدم های احمق نیاز ندارد؟اگر احمق ها و بازنده ها نباشند،"قورباغه های اندیشمند"درباره چه باید وراجی کنند و دنبال رفاه و سعادت گله بشری بگردند؟!
پیرمرد تصمیم گرفته برود و به دنیا پشت کند نه به حسب عرفانی بودنش!نه او هرچند به شمس توریزی(تبریزی)دیوانه وار عشق میورزد اما خدای شمس هم او را ارضا نمیکند!حافظ و جهان بینی اش را گواراتر یافته که:"چه شکرهاست دراین شهر که قانع شده اند/شاهبازان طریقت به مقام مگسی"!

کارتون زنان کوچک را می دیدم،کارتونی که روایتهایی از یک مدرسه در مزرعه پلام فیلد است.دومعلم و چند آشپز دارد و در فضایی روستایی که درکنار مدرسه بودن حیواناتی هم در آنجا هستند و همگی اهل مدرسه شبیه یک خانه از آنان نگهداری می کنند.
این قسمت درباره رفتن یا به عبارتی فارغ التحصیل شدن پسری به اسم دن بود و ماجراهای دختری به اسم"هلن"که بقول معلم مدرسه "یک دختر سرکش و دوست داشتنی ست"!ابتدا شورای شهر با تصویب قانونی درباره ممنوعیت پزشک شدن زنان رویای هلن را نابود میکند البته هلن و خانم معلم داستان باهم برای شکستن این تابو به سراغ رییس شورای شهر میروند و در پاسخ سوال خانم معلم که"چرا زنان نباید پزشک شوند؟"آقای شهردار میگوید نمیشود خانم !فقط همین،نمیشود،چون جامعه مردسالارانه ی ما نمیتواند اقتدار بزرگان گله بشریت را پایمال کند،همانطور که نباید در حرف خدا شک کرد!فروید میگفت"خدای هرکس تصویری از پدر اوست!"
اینجا یک مفهوم مهم اجتماعی را به کودک بیننده این برنامه می آموزاند و در قسمت بعد هنگام رفتن دن از مدرسه،صحنه های زیبایی از عشق هلن_این دختر شوخ و سرکشی که راستش درتمام مدت محو نگاه به او بودم چراکه چنین شخصیتی را در فردی دیده ام و همیشه به او عشق ورزیده ام!_به دن به نمایش میگذارد...عشقی که آنقدر اتوکشیده و شسته رفته که ما از نوع ایرانی اش در فیلم هایمان میسازیم نبود...عشقی که همانقدر که به شخصیت هلن میخورد گاهی همانقدر هم از شخصیت او بیگانه میشد...عشقی که گاهی در خلوت بی پروا و گاهی در جمع معصومانه ابراز میشد ...نویسنده این داستان باید جامعه ای اتوپیایی خواسته باشد که چنین آدم های خوبی را جمع کرده و از سطح رئالیسم و واقعیت گرایی خشک و کسل کننده فراتر رفته تا دنیایی زیبا بیافریند چرا که باورم براین است دنیا به خودی خود خیلی ه
[ادامه...]

ادامه... دوستان
  • مجید مومن
  • ... . مشکات
  • Aηgєℓ_Gιяℓ ツ
  • Haniyeh 76
  • R. karbakhsh
  • faezeh ....
  • ❁zeinab .sh❁
  • دریا سهرابی
1488 هواداران
بازدیدکنندگان