mehdi jamgohary

(david4 )

امروز از شبکه شما در تلویزیون برنامه ای در حال پخش بود که مهمانانش بازیگران فیتیله ای بودند که در میانه ی برنامه بچه ای را در بغل داشتند و گفتند که این بچه را پدر و مادرش سرراه گذاشته بودند و نامه ای نوشته بودند بااین مضمون که آدم بدبختی هستند و نمیتوانند بزرگش کنند و... بگذریم از دلگرمی های خسته کننده مجری و بچه های فیتیله که میگفتند شما خوشبختی و بیا بچه ات را بزرگ کن و ...رضا صادقی هم زنگ زد و یک نفری هم قول داد هزینه بچه را به عهده بگیرد تا مادرش بزرگش کند و جالب ترین قسمت قضیه که خجالت آور بود اینجا بود که به پیشنهاد رضا صادقی و یکی از بچه های فیتیله اسم بچه را گذاشتند"ترانه ایران"!
اینجا فکر کردم یک تلنگری ست به بشریت و به مردم ایران!یک مسیحی دیگر!کسی چه میداند....دلم میخواهد قضیه را رمانتیک کنم و این بچه را مسیحی دیگر بنامم!مسیحی که از یک مادر به دنیا آمده و خدایش فرستاده و در دل بدبختی ها هم فرستاده اش و حالا سلبریتی های عزیز و پولدار اسم بچه را میگذارند"ترانه ایران"!نه دوست عزیز این "ترانه ایران"نیست،"غم نامه ایران"است!یا شاید "ترانه ایران"باشد،اما ترانه ای آنقدر غمگین که دل هر جنبنده ای را فرو می ریزد!او ترانه نیست باور کن ترانه نیست!لعنتی او ترانه نیست!
برادر عزیز،شما که به مادر او می گویی خوشبخت است نه بدبخت،شما هم اگر با حقوق هشتصد هزار تومانی قرار بود زندگی ات را بچرخانی احساس بدبختی میکردی!تازه اگر هشتصد هزار تومان هم می گرفت من مطمئن بودم بچه اش را سر راه نمیگذاشت اما مشکل اینجاست بیکار و بی پول آنقدر زیاد هست که خیلی ها در این کشور همین حقوق را هم نمی گیرند یعنی کار ندارند که بگیرند!اینکه شما یا یک سلبریتی یا یک آدم پولدار و خیر دیگر،پیدا شود و خیلی لطف کند و از نان زن و بچه اش(!)بزند و خرج من
[ادامه...]

  • mehdi jamgohary : خواهش میکنم نظر لطفته

    5 روز پیش و 4 ساعت قبل

  • Haniyeh 76 : چقد خوب بود.

    1 هفته

یکی از شبهای محرم در حسینیه نشسته بودیم و آخوند حسینیه که یک پسر جوانی بود که ریش و عمامه اش به راه بود و حال میتوانست برجای بزرگان تکیه زند نه به گزاف آنهم بسیار به جا(البته منظورم از جای بزرگان منبر اینها نیست جای صحبت کردن و انذار و بشارت و آگاه ساختن مردم وگرنه منبر تکه چوبی ست بیخود که این روز ها آدم های بیخودتر از خویش را بر خویش نشسته می بیند!).آن بالا نشسته بود و از مضرات دانشگاه سخن ها میراند و رسید به اینجا که:"پدر و مادرهایی که فرزندشان را به دانشگاه میفرستند عقل ندارند چرا که آنجا منبع بی حیایی ست!"
اینجا میشود دوجور با این موجود نامتعین روبرو شد و تفسیرش کرد میشود فحشش داد که اتفاقا حقش هم هست بقول یک فردی که میگفت فحش هم یک جور حرف است هروقت نتونستی که فحش ندی بده مشکلی نیست!اما این پدیده لایه های دیگری دارد.این روزها عده ای که همه چیز دارند در این کشور و مردم را به نداشتن ترغیب میکنند که رهبر و رییس مملکت اند و سالهاست نه به کسی پاسخی داده اند نه دست از سر مردم برداشته اند و گذاشته اند که مردم دست از سرشان بردارند و تمام منابع انسانی و غیرانسانی و اجتماعی این کشور را هدر داده اند اما همچنان پرستش میشوند چرا که علم الهدی ها را دارند که پرستششان میکنند و معصومشان میخوانند،داعیه علوم اسلامی ساختن سرداده اند و علم الهدی هم امروز از نزدیکی بیشتر حوزه و دانشگاه میگوید!
من میترسم میترسم از روزی که فرزندی به دنیا بیاورم و مجبورشوم ببینم که دراین کشور دانشگاه ها را تعطیل کرده اند و همه را به حوزه باید فرستاد یا بیسواد گذاشت چرا که اینجا اسلام است که حکومت میراند!من امروز به روشنفکری که میفهمد حق میدهم دین را به سخره بگیرد اما باور دارم امروز مشکل ما نه اسلام(هرچند این اسلام موجود هم خودش مشکل ساز و مشکل ب
[ادامه...]

  • mehdi jamgohary : بیایم از سیاست بیرون؟من نمیخام وارد سیاست بشیم و اینطور ریز بررسی کنمش چون اطلاعات ندارم اما با این فرد به دلایلی که گفتم از جمله عدم شفافیت در کار خودش و نهادهای زیر نظرش انتقاد دارم درمجموعم ازش بدم میاد.رک میگم.کتاب س

    2 هفته پیش

  • mehdi jamgohary : هرچی من گفتم شما با زبون بی زبونی گفتی اینطور نیست بقول خودم شبیه روشنفکرای جدیدما،محترمانه فحش دادی!نمیشه این که....همه چیشو خوب میدونی بعد میخای بحث کنی.مردم واسه چی اومدن؟چون اونا بقول یکی از دوستان شورشو درآوردن و رو

    2 هفته پیش

  • mehdi jamgohary : خخخ حالا که قراره تیکه انداختن باشه پس منم میگم تو اصلا عقل داری که بخوای با سلامت کامل عقلی بنویسی؟!خخخ...درسته حرفت رو قبول دارم ملاک ساده زیستی زندگی پایین ترین طبقه مردم هستش.من نگفتم حقوقش میلیونیه گفتم اگه باشه هم

    2 هفته پیش

آخرین آیه های سوره حجر را میخواندم که آیه ای دیدم که مرا از آنچه تا این لحظه روز بدان فکر میکردم،از دنیا،از همه چیز جدا کرد و اشک بر گونه ام جاری ساخت!معجزه عجیبی ست که خدا با آدم سخن بگوید و آنهم اینگونه!خوش بحالت پیامبر!وه که چه لذت فوق العاده ایست اینگونه با تو حرف بزنند آنهم نه بندگان که خود خدا اینگونه حرف زند!
"آنچه را ماموریت داری آشکار ساز و از مشرکان روی گردان!/به یقین ما شر استهزا کنندگان را از تو دفع کردیم/همان کسانی که معبود دیگری با خدا قرار می دهند اما بزودی میفهمند/ما میدانیم سینه ات از آنچه آنها می گویند تنگ میشود/پروردگارت را تسبیح گوی و ستایش نما و از سجده کنندگان باش/پروردگارت را عبادت کن تا یقین تورا فرا رسد!"(آیه 95-99سوره حجر)
می بینی چه لذتی دارد!به تو حسودیم میشود محمد!که خدایت اینگونه تورا میخوانده!میدانم نفهمیدند تورا و میدانیم درد نفهمیدن مردم سنگین است اما....چه لذتی قشنگی دارد رنجی که پایانش اینگونه معبودت یا معشوقت تو را تسکین دهد!میدانی محمد نمیدانم چرا خدا با همه ی مردم حرف نزد یعنی اگر با همه اینگونه حرف میزد واقعا کسی میتوانست بازهم به حرف او گوش ندهد؟!نمیدانم شاید آری و شاید خودمن اولینش بودم!..
یک نکته مهم در این آیه هست و آن هم اینکه اینجا خدا به مشرکان میتازد!و محمد را آرامش میدهد برای صبری جمیل بر بی شرفی مشرکان!شریعتی میگفت "پیامبران در تمام تاریخ نیامدند که مردم را خدا پرست کنند مردم خودشان خدا میپرستیند خیلی هم میپرستیدند!آنها چندتا می پرستیدند و پیامبران آمدند که بگویند آقا یکی بپرستید!حتی آن آدم بدوی که لباس هم نداشته چیزی میپرستیده!"
یک نویسنده دیوانه ای نوشته بود "آدم دارد خفه میشود زیر آوار خانه ای که درآن خدا مرده است!"امروز انسان آزاد است اما بقول ن
[ادامه...]

  • mehdi jamgohary : اینو خودمم دوست داشتم

    5 روز پیش و 4 ساعت قبل

  • Haniyeh 76 : اینم دوستداشتنی بود

    1 هفته

  • mehdi jamgohary : راستی منتظر پستاتم هستم امیدوارم دوباره به پست گذاشتن مشغول شی

    1 ماه

داستان"فریاد گورها اثر جبران خلیل جبران نویسنده لبنانی را میخواندم.داستان فریاد گورهایی که قربانی بی عدالتی حاکم بر دنیا شده بودند،زنی که به ناحق در برابر تزویر شوهرش متهم به زنا شده بود،جوانی که از نامزدش در برابر نظام زور حاکم دفاع کرد و متهم به قتل شد و پیری که در برابر نظام زر حاکم،برای سیر کردن شکم فرزندانش به دزدی متهم شد.اصلا فکر نکرده بودم که اگر من حق دارم عاشق باشم هر کسی در این دنیا نیز حق دارد عاشق باشد و به عشقش عشق بورزد اما جبرهای دنیا گاهی این حق طبیعی را از بشر سلب میکنند و کسی نمیداند چگونه میشود حق این بشر را به او برگرداند؟!هر کسی حق دارد در برابر زور با زور بایستد اما آن جوان قربانی نظامی شد که در آن زورهای قدرتمندان همیشه بر دیگران میچربد و پیروزشان میکند!و هرکسی حق دارد تشکیل زندگی بدهد و فرصت تامین نیازهای اعضای خانواده اش را داشته باشد اما آن پیرمرد را از صومعه بخاطر ضعف بدنی اش اخراج کرده بودند و او مانده بود و شکم بچه هایش و راهی مگر داشت که از کیسه خلیفه نبخشد؟!خدایا توجیه نکن بهشتت نمیتواند توجیه خوبی برای این دنیای مزخرف باشد!علی بزرگ حق دارد که در برابر ظلمی که به زنی شده بر صورتش سیلی زند که:حتی اگر کسی از این درد بمیرد هم حق دارد"!انسان این خلیفه ات در زمین،یا آنچه که تو به او بخشیدی تا بر فرشتگان برتری یابد و خالقی دیگر تواند شد باید آن "اسماء"که تو به او آموختی را فراموش کرده باشد!اگر نه قرن هاست اسیر خودش و تو که خدایش هستی و جبرهای زندگی ست و هیچ راه علاجی هم نیست!قرن هاست نتواسته یک راهی پیدا کند که مثله بچه آدم از این دنیای تو سهمی برابر بردارد و با دیگران سهیم شود!نمیدانم سوسیالیسم چیست اما خدایا از نظام سرمایه داری که همه چیزش بر پایه قدرت مرتب شده متنفرم!آری هرکس باید کار کند اما من
[ادامه...]

  • mehdi jamgohary : نه کی خواست که اینو بگو والا اعصاب ندارما خخخخ

    1 ماه, 1 هفته

  • Haniyeh 76 : توقع نداری ک مث بقیه بگم.وااییی بمیرم الهی برات :)))

    1 ماه, 1 هفته

  • mehdi jamgohary : الان دیگه انقد وقتم کمه که نمیرسم به پستام فکر کنم خخخخ/اول نمره میانترممو تو دوره و دانشگاه جدید شدم نه از بیست نمره!میفهمی چی میگم تازه تو ارشد باید بالای دوازده شی که قبول شی و معدلتم بالای چهارده شه تا مشروط نشی....ا

    1 ماه, 1 هفته

تا امروز نوشته های شاد نداشتم.همیشه غم در کنار کلمات نوشته های من نشسته بود و همراهیشان می کرد و اصلا با کمال وقاحت,وجود خود را وقیحانه فریاد میزد که تمام کلماتم را از متن به قهقرای مفهوم متن پرتاب میکرد امروز بار اول است که با حالی غیر از آنچه تا حالا نوشته ام مینویسم اصلا هم نیازی نبود اینجا بنویسم میتوانستم روی برگه ای بنویسم و بعدا اگر از آن متنفر شدم پاره اش کنم و از شر وجودش راحت شوم هرچند سارتر میگوید یک نوشته وقتی پدید آمد نمیشود آن را از بین برد حتی اگر تمام نسخه های آن را بسوزانیم چون نوشته در دنیای تخیل خلق میشود و نمیتوان به دنیای تخیل راه برد و آن را به چنگ آورد و از بین برد.مدت زیادی نیست اما میخواهم ببینم میشود یا بهتر بگویم میتوانم از زندگی لذت ببرم؟تازه آغاز راه است و من تازه کار!راستش من همیشه در نوشتن آدم ترسویی هستم بقول بیهقی(در کتاب دبیرستان به گمانم خوانده بودم)"میترسم که چیزی نویسم که چون آیندگان خوانند گویند شرم باد این پیر را!"(نقل به مضمون).میترسم بنویسم چیزهایی و فردا به غلط بودنش پی ببرم مطمئنم با چنین وضعیتی هیچ موفقیتی در زندگی کسب نخواهم کرد چرا که آدم ترسو هیچگاه از ترس اشتباه همیشه میترسد حرفی برخلاف افکار عمومی بزند!یکی از دلایلی که از ترامپ احمق(که البته مدل ایرانی اش هم به معرفی یک روزنامه آمریکایی آقای احمدی نژاد بود!)خوشم می آید همین است که هر مزخرفی که دوست دارد می گوید شاید او هم فهمیده که این دنیای لعنتی که"درخت پوسیده ای ست که باید تبری که کنار ریشه اش گذاشته شده را برداشت و قطعش کرد"!البته تبر دست او نیست و او هیچوقت توانایی دیدن تبر را هم ندارد و نخواهد داشت چرا که احمق است!شبیه اسلاوی ژیژک شده ام و احتمالا متهم به آنارشیست بودن!اتفاقا اسلاوی ژیژک هم جزو افراد مورد علاقه ام بوده ه
[ادامه...]

  • mehdi jamgohary : شماهم موفق باشین

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • mehdi jamgohary : درسته ولی من کلا ازاین نظم هم چیزی ندیدم

    2 ماه پیش, 1 هفته

  • Zeinab .s : اون وقت بی نظمی خودش میشه نظم دنیا هم استانی جان.دائما یکسان نباشد حال دوران،شما غم مخور ! موفق باشی :)

    2 ماه پیش, 1 هفته

وضعیت بدی است."زندگی لعنتی دارد باعث مرگم میشود!"هرچه به خوشی ها نزدیک میشوم باز چیزی ناپیدا مرا از آن دور میکند...میگویند"هرکه در این بزم مقرب تر است,جام بلا بیشترش میدهند!"بزمی که نبود اما جام بلا چرا!تا دلت بخواهد...اما برای افرادی چون من که برای زندگی ساخته نشده اند و شاید بقول هدایت"خودکشی در ذاتشان است چون کسی تصمیم به خودکشی نمیگیرد بلکه خودکشی با آنها هست!" فقط افراد معدودی وجود دارند که باعث میشوند بتوانند زندگی را تحمل کنند تا"این آزمایش چندروزه"بگذرد.افراد معدودی که خودشان نیز خودکشی در ذاتشان است و "از بیست سالگی شروع به مردن میکنند"!روزهای زیادی بود که فکر میکردم چطور با تمام بدبختی هایی که دوست داشتن شما,برایم به ارمغان آورد چرا فکر میکنم زنجیر زندگی من بدون شما متصل نیست و پارگی دارد دیروز پاسخش را یافتم,دلیلش اینست که تو هم مثه من خوب میتوانی زندگی را برای خودت سخت کنی نه اینکه نتوانی چون دیگران چون احمقانی بزرگ,شاد زندگی کنی نه,بلکه نمیخواهی شاید بقول هدایت چون هستی ات را حس میکنی یا شاید چون دردبزرگی در دلت وجود دارد چرا که"در رنج کشیدن خسیس نیستی!".از هیچ چیز به اندازه این لجم نمیگیرد که کسانی که زنده بودن,آنها را خفه کرده چرا که به زندگی دنیا به هرچیز دیگری دل بسته اند می نشینند و از هدایت میگویند!هرکسی لیاقت گفتن از هدایت را ندارد,هدایت مختص کسانی ست که به آنجاها که او رفته رسیده اند نه هرکس!
شاید یک روزی من و شما چون هدایت درحالیکه دنیا سعی میکند جدایمان سازد تصمیم به خودکشی بگیریم تا بقول جلال "با خودکشی مان ماندگار شویم" یا در کنار هم و دور از کسانی که برای زندگی ساخته شده اند به زندگی آنطور که خودمان میفهمیم ادامه دهیم نه چون بقیه برای چیزهایی که فقط وجودمان را مسخ میکنند و به ما هیچ لذتی نمید
[ادامه...]

  • mehdi jamgohary : سلام علی آقا،عزاداری شمام قبول باشه محتاجیم برادر

    3 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • ❤️♔♔علی حکمت♔♔❤️ : سلام اقا مهدی.خوبی؟عزاداریا قبول باشه.التماس دعا (bye) (bye) (bye) (bye)

    3 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • mehdi jamgohary : ممنونم از لطف تو دوست من

    3 ماه پیش و 2 هفته قبل

به یک چیز ذهنم این روزها زیاد فکر میکند به اینکه این دنیای لعنتی چقدر مزخرف بود که خدا خودش هم برای جبران کمبودهایش بهشت و حوری و آن چیزها را به انسان وعده میدهد!خدای بزرگ،من درکت نکرده ام هنوز هم!نمیتوانم از رگ گردن نزدیکتر بودنت را حس کنم بر من خرده بگیری حق داری اما ما نمیتوانیم،نمیتوانیم به چیز ناپیدا به این راحتی ها ایمان بیاوریم....دیده ای من عاشق شدم و او که رفت حالا از او خدا ساخته ام عجیب است هرچیزی که نتوانم ببینمش و دور از دسترسم باشد خدایش میکنم و میپرستمش!پرت و پلا میگویم اما اینجا را برای که ساختی که حالا زندان من شده اگر برای من ساخته ای چرا اینقدر کوچک و کسل کننده است؟!علی بزرگ میگوید همه چیز این دنیا شنیدنش بزرگ تر از دیدنش و همه چیز آخرت دیدنش بزرگتر از شنیدنش!امیدوارم به او و تو ایمان دارم چون اگر اینطور نباشد بیچاره بنی آدم!

  • mehdi jamgohary : چشم دوست عزیز ممنونم

    3 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • وحید Vahid : ممنونم از لطف شما

    3 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • مینـ:) ـیون✌ : mahboobi be manam sar bezan..mersiiii

    3 ماه پیش و 3 هفته قبل

ادامه... دوستان
  • زندگی زیباست...
  • گروه اینترنتی رهروان ولایت
  • علی دلربا
  • *شهربانو *
  • sahar ....
  • Haniyeh 76
  • sara *
  • Aɲʛєʅ-GɪRʅ ☆_☆
  • ارمیا بی وتن
  • Mahsa _
  • ✔MăřýąM ✔
  • Amir Saman VaRaStEh
  • Zeinab .s
  • ღ mahya ღ
  • دریا سهرابی
1343 هواداران
بازدیدکنندگان