|zahRa| .

(dina1380 )

|zahRa| .

6 روز پیش و 20 ساعت قبل
  • ➕ عاشقی را پرسیدند
زندگی چند بخش است؟
گفت : دوبخش، کودکی و پیری
گفتند : پس جوانی چه؟
گفت : فدای
  • ➕ عاشقی را پرسیدند
    زندگی چند بخش است؟
    گفت : دوبخش، کودکی و پیری
    گفتند : پس جوانی چه؟
    گفت : فدای حسین❤

    • ❤ȤƛӇƦƛ ❤ : صَلآم میآی اَوَلین گروهِ پِیجَم میخآم دوبآرِه رآش بندآزَم (ghalb)

      1 ساعت و 55 دقیقه قبل

    • فرهاد سعیدی : سلام دوست گرامی با کما ل احترام ازت در خواست دارم در صورت ممکن درگروه دلدادگان عاشق عضو بشی البته لطف محبت می کنی .مرسی . https://www.hammihan.com/group/hfvhidl

      1 روز و 4 ساعت قبل

    • ♛ℛƠȤӇƛƝ♛ . : محبوبی اجی محبوبم کن

      3 روز پیش, 1 ساعت

  • هر روزی که گفتن ارزو براورده میشه٬ارزوت کردم
شبای قدر،موقع نقاره زدن،موقعی که به ضریح امام رضا رسید
  • هر روزی که گفتن ارزو براورده میشه٬ارزوت کردم
    شبای قدر،موقع نقاره زدن،موقعی که به ضریح امام رضا رسیدم....
    میگن وقتی ارزو به صلاحت نباشه براورده نمیشه...
    وقتی من هر شب دارم با گریه می خوابم چیش به صلاحم نیست؟!
    ___
    اینا نمیفهمن من بهونه تورو میارم!(:
    #زهراع

    • علی بخشی : عالیهه

      2 ساعت پیش, 1 دقیقه

    • |zahRa| . : چشم(:

      6 روز پیش و 20 ساعت قبل

    • ოÂh♡Ծя * : منم همینطور شدید❀

      6 روز پیش و 20 ساعت قبل

  • اگه حرفایی ک ب تو تو دلم میزنم رو الان ب زبون بیارم یا تورو میارن پیشم یا منو میبرن تیمارستان(:
  • اگه حرفایی ک ب تو تو دلم میزنم رو الان ب زبون بیارم یا تورو میارن پیشم یا منو میبرن تیمارستان(:

    • |zahRa| . : دست خوده ادم نیس اون موقع!

      3 روز پیش و 22 ساعت قبل

    • mahtab khanom : رفيق من نميدونستم اون داغونه. بعدشم پست اون نبود پست اونويکي دوستش بود. آدم وقتي ناراحته باس پاچه بگيره دوست من؟ فحش زشت بده؟

      4 روز پیش, 1 ساعت

    • |zahRa| . : با کسی ک داغونه هیچ وقت شوخی نکن یکی با خودت اینکارو کنه عذاب میکشی دختر...خدافظ

      4 روز پیش, 1 ساعت

    |zahRa| .

    3 هفته پیش و 4 روز قبل
  • من هميشه از اون دختراي دست و پاچلفتي احساساتی بودم
 از اونا كه بلد نبودن زنگ نزنن، پيامك نفرستن، عي
  • من هميشه از اون دختراي دست و پاچلفتي احساساتی بودم
    از اونا كه بلد نبودن زنگ نزنن، پيامك نفرستن، عينِ دخترِ آدميزاد قهر كنن
    از اونا كه بلد نبود وقتي تو تلگرام فُلاني مسيج داد، نَپَره رو گوشي و اين دست و اون دست كنه براي "سيـن" كردن و به روي خودش نياوردن كه مثلا ايني كه دوسش دارم برام مهمه!
    از اونا كه بلد نبود تا ١٠٠ آروم آروم بشماره و بعد جواب تلفن طرفش رو بده كه يعني تو مهم ترين من نيستي و هول بَرِت نداره!
    من هيچ وقت ياد نگرفتم وقتي "فُلاني ايـز تايپينـگه" تو صفحه ش نباشم و به محضِ "سِـند" شدنِ مسيجش، "سين نكنم"
    من از اون دست و پاچلفتي هاي احساساتيم كه اگر كسي رو دوست داشته باشم،
    گوشي موبايلم، به وقتِ بودنش در كنارم بي ارزش ترين وسيله ست و به وقتِ نبودنش با ارزش ترين وسيله...
    از اوناييم كه وقتي خوشحالم تو اوجِ خوشحالي و احساساتي شدن، زودتر اشكم در مياد تا وقتي كه از غم در حالِ التماس به چشمام كه دو قطره اشك بريز و قلبمو سبك كن...
    من از اونام كه تو دهنم نميچرخه براي كمي لوس شدن هم كه شده، به زبون بيارم "باشـه حالا كه اينجوري شد، دوست ندارم!"
    من پير شدمو ياد نگرفتم وقتي كسي رو دوست دارمو ازم ميپرسه: "دوسم داري؟!" به شوخي و ناز و عشوه ي خركي هم كه شده بگم: "معلومه كه نه" !
    از اون دست و پاجلفتي هاي احساساتيم كه تمام زندگي و هَمّ و غمم، اگر كسي رو دوست داشته باشم، ميشه "او"
    و تمام حال و روزم بسته به حال و روز طرفم، گِرِه كـور ميخوره!
    به وقت شاديش از تَهِ دل ميخندمو به وقت غمش، از تَهِ دل، دلشوره و غمگينم...
    من از اون هاييم كه قول ميدم و حتي به زبون ميارم كه ديگه پيامك نميدم تا خودش بهم پيامك بده،
    ٥ دقيقه نميگذره كه دلتنگي دو دستي
    [ادامه...]

  • تاحالا شده به خودت بگي
چرا تموم نميشه
چرا از فكرم بيرون نميره
چرا اين خاطره ها، گورشونو گم نميكنن
  • تاحالا شده به خودت بگي
    چرا تموم نميشه
    چرا از فكرم بيرون نميره
    چرا اين خاطره ها، گورشونو گم نميكنن برن
    برن و اوونقدر دور شن كه هركي گفت يادته...
    نگم چيو
    بگم نه
    یادم نیست
    هيچي يادم نيست
    .
    تا حالا شده، يهو يادش بيفتي
    ندوني بايد گريه كني يا بخندي
    يهو بري تو فكرو، نشنوي صداي آدماي اطرافتو
    بعد كه از فكرش اومدي بيرون
    ببيني اي دل غافل.. چند ثانيه ديگه هم از عمرت رفتو ديگه برنميگرده
    نه ثانيه ها، نه اون كه يه روز تموم هستيت بودو الان هست ولي با تو نيست.
    نيست كه نيست...
    تاحالا شده به خودت بگي من كه همه رو ميخندونم، چرا اينقدر غم دارم؟
    چرا يكي پيدا نميشه منو بخندونه، از اون خنده هاي از ته دل كه يه روز با يكي داشتمو الان ته دلم فقط غمه از اون.
    تا حالا شده تو تنهاییات غرق بشیو ندونی راه نجاتت چیه؟!
    اصلا جلو آینه چند بار اومدی به خودت نگاه کنیو چشت افتاده به دلت
    یهو بغض کردی...
    آخه هیشکی نیست بهت بگه :
    امروز زیبا تر شدی
    امروز جذاب تر شدی
    امروز مهربون تر شدی
    بعد به خودت ميگي.
    من ديگه ته همه ي تنهاييام.
    آره ....تا حالا هزار بار به خودت گفتي، چرا اين خاطره ها تموم نميشه.
    نميشه...
    اينا هست كه هست
    اون هست و ماله تو نيست.
    اما یکی هست که همیشه هست، اون بالاست هواتو داره، با دلت نگاش کن، میبینیش
    تا حالا شده به خودت بگی چرا همیشه هست..؟!

    • [پونـیو] : فدای تو..وای وای اشتبا شد(biggrin)❤❤

      1 هفته

    • ᓄـפــــــᓄـב ¦ ✌ : سلام زهرا خانوم میشه عضو گروه لاو توری شی؟؟https://hammihan.com/group/dlsound

      1 هفته, 1 روز

    • |zahRa| . : ممنون عزیزم ت خوبی؟(:..کدوم کامنت؟یادم نیس

      1 هفته, 1 روز

  • ♡هر کِ در کارش گره افتاده و مستاصل است♡
 ♡صاحب این بارگه مشکل گشایی میکند♡
#EmaM rEza  (ghalb)
  • ♡هر کِ در کارش گره افتاده و مستاصل است♡
    ♡صاحب این بارگه مشکل گشایی میکند♡
    #EmaM rEza

    • ✖️❥اعدامی ♚ ⊂✘⇜⊃ : فدات اجی

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • |zahRa| . : مرسی!

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • ✖️❥اعدامی ♚ ⊂✘⇜⊃ : دمت گرم اجی حال کردم باجملاهات

      1 ماه و 2 هفته قبل

    |zahRa| .

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • من از فاصله بدم میاد،از راه
از اینکه باید سوار هواپیما شی،
یا کمربندتو ببندی و پاتو بذاری رو گاز و
  • من از فاصله بدم میاد،از راه
    از اینکه باید سوار هواپیما شی،
    یا کمربندتو ببندی و پاتو بذاری رو گاز و چند ساعت بعد برسی به جایی که براشی...
    من بدم میاد از اینکه اینجا آفتاب الان غروب میکنه،
    اونجا نیم ساعت دیگه...
    بدم میاد از اینکه باید هرروز به هواشناسی گوش بدم و شب قبل خواب یادآوری کنم که چتر یادت نره ها بارونیه اون شهر لعنتی فردا...
    من از اینکه باید بپرسم تا بفهمم غذا خوردی یا نه نفرت دارم...
    از اینکه از آنلاین نبودنت باید بفهمم خوابت برده...
    از اینکه هروقت دلم خواستت نمیتونم بغلت بگیرم و یهو وسطِ کار که هوات میزنه به سرم و مجبورم میکنه مرخصی بگیرم نمیتونم چای عصرونمو با تو بخورم،بیزارم...
    من از فاصله متنفرم،
    از اینکه فاصله دیدنامون اونقدر میشه که باید تو خیالم تجسمت کنم
    از اینکه انقدر دوری که خطای دستاتو یادم میره،
    من از فاصله بدم میاد،
    از دور بودن ازت،
    از ندیدنت تو هر دقیقه و هر ثانیه،
    از نداشتنت اینجا تو بغلم،
    من از این شهرایی که بینمونه،
    از این عوارضیا که تو رو دور میکنن ازم،
    از این آسمونی که اینجا صافه و اونجا ابره،
    از این زمینی که اینجا امن و اونجا میلرزه
    متنفرم ...

    • (WàñtôØÑñś) : مِِــیـــشهــ پــستَََــــموع بِِِــــلــآیــکِــــے (chomagh) قُُــــربُُـــونِِِِـــــت (ehsasi) (dd)

      1 هفته, 1 روز

    • پسر زعفرونی : (gol) وقتتون مث پروفتون زیبا

      3 هفته پیش, 1 روز

    • hosna- : میشه تو اولین گروهم عضوشی!نیازمند ی معاون فعاله؛/

      1 ماه

    ادامه... دوستان
    • ❀zλнгλ❀ .
    • درآکولآیِ غَمگين
    • ოÂh♡Ծя *
    • ķımıa `
    • الهام خانم
    1118 هواداران
    بازدیدکنندگان