سیـב اـפـساטּ شجاعے

(eli30 )

سیـב اـפـساטּ شجاعے

3 هفته پیش و 6 روز قبل

هر روزم فقط شده نوشتن از احساسم به عشق تو

همین که از تو دورم همین که عاشقت شدم سنگ صبورم

نمیخوام فکر کنی یکی دگه تو قلبم هست

تو عشق آخرم شدی باور کن تموم زندگیم تویی باورم شدی

احساسی ترین دقیقه های من این لحظست که هستی تو کنار من

احساسم بهت عوض نمیشه عشقم

احساساتی میشم تورو میبینمت

میترسم همش ازم بگیرنت

میمیرم نباشی آخه خیس چشمم

♫♫♫

باورت شاید نشه که من برات میمیرم

بگیری عشق و از چشات تو

میدونی چقدر دوست دارم تورو

نزدیکم بمون و از پیشم نرو

باور کن به عشق تو فقط میخونم

احساسی ترین دقیقه های من این لحظست که هستی تو کنار من

احساسم بهت عوض نمیشه عشقم

احساساتی میشم تورو میبینمت

میترسم همش ازم بگیرنت

میمیرم نباشی آخه خیس چشمم

تقدیم ب عشقم تمام وجودم
D

سیـב اـפـساטּ شجاعے

4 هفته پیش
  • تو مالک تمام احساسم هستی

تمام عشقم

تمام احساس ناب دست نخورده ام

که حاضر نیستم

حتی ذره ای
  • تو مالک تمام احساسم هستی

    تمام عشقم

    تمام احساس ناب دست نخورده ام

    که حاضر نیستم

    حتی ذره ای از آن را

    با هیچکس تقسیم کنم

    با هیچکس جز تو

    نه

    احساسم را با تو تقسیم نمی کنم بلکه

    آن را به تو تقدیم میکنم

    تمام احساسم را تمام عشقم را...

    دوستت دارم دنیا عزیزم دلم خیلی خیلی برات تنگ شده. می بوسمت از راه دور

    سیـב اـפـساטּ شجاعے

    سیـב اـפـساטּ شجاعے

    4 هفته پیش
  • چـقـدر خـوبـه . . .

یـکـی بـاشـه

یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه . . .

سـرتـو بـزاری روی سـی
  • چـقـدر خـوبـه . . .

    یـکـی بـاشـه

    یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه . . .

    سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش

    آرومـت کـنـه . . .

    حـُرم نـفـس هـاش تـنـت ُ داغ کـنـه . . .

    عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه . . .

    چـقـدر خـوبـه . . .

    چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه

    بـه امـروزی کـه دوســت دارم فـکـر کـن . ..

    دوست دارم دنیا عزیزم

    سیـב اـפـساטּ شجاعے

    سیـב اـפـساטּ شجاعے

    4 هفته پیش
  • تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سح
  • تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
    تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
    نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟
    تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
    که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
    میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
    نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
    چیزی نمی‌خواهد
    و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
    تلاوت کرده با تدبیر؟
    تو از خورشید پرسیدی، چرا
    بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
    تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
    تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
    از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟
    تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
    تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
    تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
    و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟
    تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟
    تو آیا هیچ می‌دانی،
    اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
    نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…
    تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
    جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟

    ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
    تو آیا جمله می‌سازی؟
    نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
    که فردا می‌رسد پیغام شادی!
    یک نفر با اسب می‌آید!
    و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!
    تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
    چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
    نفهمیدی چرا آیینه هم،
    [ادامه...]

    ادامه... دوستان
    • دختر تنها
    • عکس نوشته
    • Nazyar Najafi
    • ɱʌƨɪɦ ƁƛӇMƛƝƖ
    • سید مهدی .
    • شیدا س
    • فریاد داریوش
    1226 هواداران
    بازدیدکنندگان