چشم شب

(eyenight1996 )

چشم شب

8 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • خب دیگه هر پسری باید روزی بره سربازی  ولی واسه من نکته اش اینه که من کسی رو ندارم موهامو بزنه 
کسی
  • خب دیگه هر پسری باید روزی بره سربازی ولی واسه من نکته اش اینه که من کسی رو ندارم موهامو بزنه
    کسی رو ندارم دلش واسم تنگ بشه
    کسی چشم انتظارم نیست که زود تر برگردم پیشش و از همه جالبتر اینکه.
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    با خیال راحت میرم و دلم نمیسوزه کسی نیست بهم خیانت کنه

    چشم شب

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

    زیر یه سقف سکوت محض خیره به در
    حجوم یاس پیله به تخت جنون مغز
    میرسه وقت ولو ظبط
    سینه سپر ورود مرد
    میره به سمت طلوع رپ
    صدارو می بره بالا با کلمه
    همه رو اصلا به گلوله بست
    خودکارو ورق وجدان و جنم
    اوستای کرم دوستای ورق
    شنونده هایی که سلطان منن
    حسمو بگیر از صدام خستگی رو ببین از نگام
    ولی یک درصد شک نکن تا حقمو نگیرم نمیرم کنار

    ذاتا دلم پیر رفتم جلو بدون پلن بی
    که یعنی باید بگندی یا باید بری جلو دهنارو ببندی
    اگر بردمدمم گرمو اگه باختم دندم نرمو
    ولی علت باختمو اصلا ننداختم گردن مردم
    دشمنام رو برومم و من چشمم رو به آسمونه
    تو خواسته های من رقیب گمه
    چون من چشمم به آرزومه
    من میدونم چی بوده نقشت
    کمکم کن که گنده تر شم
    بکوبم بالا قله برچم
    تا صدام برسه به کل بشر

    چشم شب

    11 ماه پیش و 3 هفته قبل

    میسپارمت به دستایه گرم اون
    همونی که آخر مارو جدا کردمون
    میسپارمت به همین کوچه خیابونا
    که همینجا گفتی هستی رو حرفمون
    واگذاری فقط به اشکایه مادرم
    واگذاری به خراش روی دستو شاهرگم
    واگذاری به بغضو صدایه خستم
    چقد با پایه پیاده دنبالت میگشتم
    واگذاری به تار سفید مویه سرم
    واگذاری به جوهر نوشته های روی تنم
    واگذاری به قرصای اعصاب
    به اون کشیده ها که صورت خواهرم میزدم
    واگذاری به چروک صورت پیر من
    که سرتو بود وایسادم تو رویه پدرم
    واگذاری به همون خدایی که نمیشنید هر چقد فریاد میزدم
    تو دیدی شکستم ولی نیاوردی به روت
    من موهام ریخت تو عوض شد رنگ موت
    من دنیامو باختم به پایه اون نگات
    تو چشات چرخیدو من چشم به رات
    خواب دیده بودم لباسه تنم سیاه شده
    گفتی من میمیرم گفتم عمرت زیاد شده
    گفتی بیخیال دیوونه ما همو داریم که
    باور کردم دروغ بود با اینکه
    با اینکه رفتی از کنارم هنوز هوایه تو رو دارم
    خاطره هایه قدیما دوباره یاد تو میارم
    با اینکه رفتی از کنارم من هنوز یاد تو هستم
    این دله شکستمو جز تو به هیچکسی نبستم
    کو اون همه قولو قرارا که به هم میدادیم
    حالا چی شد که اینطوری از چشم هم افتادیم
    کی بود که میگفت منم بودو نبوده زندگیش
    کی بود که بینه ما نموند رو ادعایه عاشقیش
    شعر آهنگ جدید علی بابا و بهنام اس آی واگذاری
    دونه دونه شمردم صدایه قدماتو
    اوجه خرابیه حالم دیدم خوشیاتو
    اگه میدونستم اینقد برات تلخه حرفام
    خودم میرفتم دست نذاری رو نقطه ضعفام
    خدا میدونه ها الان پیشه کیا لبخند یه عکس تو گوشیا
    خوشی زده زیره دلت [لینک]
    [ادامه...]

    چشم شب

    11 ماه پیش و 4 هفته قبل

    زیر یه سقف سکوت محض خیره به در
    حجوم یاس پیله به تخت جنون مغز
    میرسه وقت ولو ظبط
    سینه سپر ورود مرد
    میره به سمت طلوع رپ
    صدارو می بره بالا با کلمه
    همه رو اصلا به گلوله بست
    خودکارو ورق وجدان و جنم
    اوستای کرم دوستای ورق
    شنونده هایی که سلطان منن
    حسمو بگیر از صدام خستگی رو ببین از نگام
    ولی یک درصد شک نکن تا حقمو نگیرم نمیرم کنار

    ذاتا دلم پیر رفتم جلو بدون پلن بی
    که یعنی باید بگندی یا باید بری جلو دهنارو ببندی
    اگر بردمدمم گرمو اگه باختم دندم نرمو
    ولی علت باختمو اصلا ننداختم گردن مردم
    دشمنام رو برومم و من چشمم رو به آسمونه
    تو خواسته های من رقیب گمه
    چون من چشمم به آرزومه
    من میدونم چی بوده نقشت
    کمکم کن که گنده تر شم
    بکوبم بالا قله برچم
    تا صدام برسه به کل بشر [لینک]

    چشم شب

    11 ماه پیش و 4 هفته قبل

    اینا حرفای من نیست
    من فقط بهشون وزن دادم که شنیده شه
    برگرفته از یه نامه
    از یه غرور، یه غرور
    به نام خدا عزیزم سلام
    یه كمی بی حال و مریضم الان
    خیلی واست نوشتم و دریغ از جواب
    حس می كنم كه این روزا غریبم برات
    اینجا هر كی توی حسش غرقه
    این دیوار ها انگاری طلسمش كرده
    خونه سالمندان خودت فكر كن
    این كلمه حتی خود اسمش تلخه
    می گن زندگی یعنی نفس كشیدن
    باید تا آخر عمر تو این قفس بشینم
    این یعنی رسیدم به آخرای عمرم
    روزی كه منو آوردی اینجا، مُردم
    بعضی وقتا اینجا قدم می زنم
    آلبوم جوونی هامو ورق می زنم
    تنها یادگاری كه می تونم بگیرم تو دستام
    قطره های اشكا چكیدن رو عكسا
    اینم بگم اینجا هوامون رو دارن
    سر وقتش غذا و دوامون رو دادن
    ولی این من رو سرخوش می كرد
    كه فرزند خودم منو تَر خشک می كرد
    یه جورایی این یه تعهده
    وگرنه احتیاجی ندارم به ترحمت
    گفتم می خوای برم؟ تو انكار نكردی
    تو حتی واسه موندن من اصرار نكردی
    ممنونم واسه موافقتت
    ممنونم بخاطر مراقبتت
    نمی شم اسباب مزاحمتت
    كسی سراغم رو گرفت بگو مسافرته
    خلاصه من كه دیگه تمومه كارم
    من كه دیگه عادت به نبودت دارم
    لااقل از اینجا رد شدی یه سری بهم بزن
    یه دست هم تكون بدی من قبولت دارم
    یه كم چشمات رو وا كن
    به این تنها نگاه كن
    به منی كه چشمت رو با اشک
    هیچ وقت تَر نمی كردم
    نگاهت رو فهمیدم
    از اینجا دارم می رم
    دیگه باز هم به اون خونه
    هیچ وقت برنمیگردم
    یه روز یه مردی اومد باباشو ول كرد
    روز بعد پیرمرد از دنیا [لینک]
    [ادامه...]

    ادامه... دوستان
    • حبیب حسینی
    • زهرا ...
    • HaMeD nosrati
    • محمد محمد
    • شایسته بانو
    • اللهم الرزقنا شهادت
    • enrique eglesias
    • burcu m
    • رضوان عبدالی
    • ali a
    • احمد دي جي
    • nesa maleky
    • Hamed Mahya
    • َAmir (A-W)         Wolf
    • شهاب غریبه ی آشنا
    • علی دلربا
    259 هواداران
    بازدیدکنندگان