ELLERY ..

(f44f )
  • دکتری برای خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نی
  • دکتری برای خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید! آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت:در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه خرج زندگیمان را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس میشست..حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است. نه فقط این، بلکه این گذشته مادرم مرا خجالت زده کرده است.به نظرتان چکار کنم!! استاد به او گفت:از تو خواسته ای دارم ؛به منزل برو و دست مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و بهت میگم چکار کنی و جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستای مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد..زیرا اولین بار بود که دستان مامانش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته اند را دید ، طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز میفتاد. پس از شستن دستان مادرش نتونست تا فردا صبر کند و همون موقع به استاد خود زنگ زد و گفت: ممنونم که راه درست را بهم نشون دادی! من مادرم را به امروزم نمیفروشم..چون اون ديروزش را برای آینده من تباه کرد!!..................."خاک پاتم مادر" ....

    • !!Maryam !! : (gol) (gol) (ghalb)

      1 هفته و 5 روز قبل

  • ڪار همیشگے اش بود... 
لباس سبز پاسدارے اش را ڪـہ مے پوشید دست بـہ سینـہ مے گذاشت و سلام بـہ امام حس
  • ڪار همیشگے اش بود...
    لباس سبز پاسدارے اش را ڪـہ مے پوشید دست بـہ سینـہ مے گذاشت و سلام بـہ امام حسین(علیـہ السلام) مے داد ...
    بعد هم رو بـہ عڪس حضرت آقا مے ایستاد و احترام نظامے مے گذاشت...
    بهش گفتم : مگـہ حضرت آقا شما را مے بیند ڪـہ همیشـہ احترام میذارے ؟! مسلم بهم گفت : وظیفـہ ے من احترام بـہ حضرت آقاست حتے اگر بـہ ظاهر ایشان من را نبینند...
    روحمون با یادشون شاد هدیـہ بـہ ارواح بلند پروازشان صلوات
    الّلهُمَّ صَلِّ عَلَے مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و َعَجِّلْ فَرَجَهُم
    شهید_مدافع_حرم شهید_مسلم_خیزاب

    ELLERY ..

    10 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست...نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست
  • تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست...نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست

    • سیده ترانه پورمیرباقریان : سلام بزرگوار.میشه لطف کنید عضو گروه امام عشق بشید ادرسش تو پروفایلم هست.ممنون.

      10 ماه پیش و 2 هفته قبل

    ELLERY ..

    10 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • خدایا تورا شکر می کنم که بی نهایت را خلق کردی و ما را از محدوده زمان و مکان آزاد نمودی و به بی نهایت
  • خدایا تورا شکر می کنم که بی نهایت را خلق کردی و ما را از محدوده زمان و مکان آزاد نمودی و به بی نهایت اتصال دادی.

    خدایا !تو را شکر می کنم که در زیبایی غروب ،جاذبه ای خدایی گذاشتی که روح انسان را از زمین خاکی جدا کند و دردها و غم ها را به زیبایی و عرفان مبدل نماید و تحمل شکنجه ها و مصیبت های روزانه را آسان کند.

    خدا یا توراشکر می کنم که در فجر و طلوع آفتاب حرکت و نشاط گذاشتی و در میان عظمت سحر انگیز شیپورحیات را نواختی و همراه با اشعه نافذ و برانش،امواج حیات را به همه جا منتشر کردی و دل های مرده و روح های پژمرده را به حرکت و مبارزه برانگیختی.

    من در زندگی خود دیده ام-تجربه کردهام-گاه گاهی دردرد و غم و تنهایی فرو رفته بودم،یکباره خدا عشق کسی را بر دلم انداخت،به وجد آمدم،به حرکت افتادم،دنیا در نظرم تغییر کرد،نسیم سحر حامل پیام های شیرین و روح نوازی بود.چشمک ستارگان با من راز و نیاز می کردندو از عمق آسمان بلند،اسرار ناشنیدنی وجود را می شنیدم،هیجان طلوع آفتاب به من قدرت حیات می داد،زیبایی غروب آفتاب مرا به معراج می برد..
    دکتر خیلی دوست دارم..

    ادامه... دوستان
    92 هواداران
    بازدیدکنندگان