فاطمه رحمی زاده

(fatemeh.r )
  • دوست دارم بروم سربه سرم نگذاريد / گريه ام رابه حساب سفرم نگذاريد..دوست دارم به پابوسی باران بروم / آ
  • دوست دارم بروم سربه سرم نگذاريد / گريه ام رابه حساب سفرم نگذاريد..دوست دارم به پابوسی باران بروم / آسمان گفته که پا روی پرم نگذاريد.. آنقدر آينه هارا به رخ من نکشيد / اينقدر داغ جنون برجگرم نگذاريد ..چشمی آبی تر ازآينه گرفتارم کرد / بس کنيد اين همه دل دور وبرم نگذاريد.. آخرين حرف من اين است زمينی نشويد / فقط از حال زمين بی خبرم نگذاريد.

    • ღ♛ FERESHTEH ♛ღ : ♛ღمحبوبی...محبوبم کنღ♛

      1 ماه

    فاطمه رحمی زاده

    5 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • اين گونه است
  • اين گونه است "پايان" او را به خودش می رسانی و خودت سرگران خودت می مانی... "محمد علی بهمنی"

    • آرش معتمد : به دنبال کدام پایان خلاف جاده ایستادی ؟...چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی ؟...چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم ؟...کجای جاده بد بودم ، کجای قصه بد کردم ؟...

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ♥ رِیحآنِعِ :/ : سلام میشع بیای گروهای اول و دوم پروفم بعضوی؟ :))^__^❤ƁЄҲ ƘӇƠԼ&ƇӇЄԼƛ❤وl͢͢!ι͢͢ғ͢͢e͢͢ ͢ι͢͢ѕ͢͢ ͢ɢ͢͢o͢͢o͢͢d͢

      5 ماه پیش و 3 هفته قبل

    فاطمه رحمی زاده

    6 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • گیسوانت زیر باران،  عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن!
با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بک
  • گیسوانت زیر باران، عطــر گندم‌زار... فکــرش را بکن!
    با تو آدم مست باشد، تا سحر بیدار... فکرش را بکن!

    در تراس خانه رویارو شوی با عشق بعـد از سال‌ها
    بوسه و گریه، شکوه لحظه‌ی دیدار... فکرش را بکن!

    سایه‌ها در هم گــره، نور ملایـــم، استکان مشترک
    خنده خنده پر شود خالی شود هربار... فکرش را بکن!

    ابـــر باشم تا کـــه ماه نقـــره‌ای را در تنــم پنهــان کنم
    دوست دارد دورِ هر گنجی بچرخد مار... فکرش را بکن!

    خانه‌ی خشتی، قدیمی، قل قل قلیان، گرامافون، قمر
    تکیـه بر پشتــی زده یار و صدای تار... فکرش را بکن!

    از سمــاور دست‌هایت چای و از ایوان لبانت قند را...
    بعد هم سیگار و هی سیگار و هی سیگار... فکرش را بکن!

    اضطراب زنگ، رفتم وا کنم در را، کـــه پرتم می‌کنند
    سایه‌ها در تونلی باریک و سرد و تار... فکرش را بکن!

    ناگهان دیوانه‌خانه... ــ وَ پرستاری که شکل تو نبود
    قرص‌ها گفتند: دست از خاطرش بردار! فکرش را "نکن"!
    غلامرضا سلیمانی

    • فاطمه رحمی زاده : عاقلان نقطه پرگار وجودندولی .. عشق داند که در اين دايره سرگردانند....

      6 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • فاطمه رحمی زاده : ممنون،خوشحالم که دوست داشتين

      6 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • آرش معتمد : عاقلان را با هم این دیوانه دشمن کرده است...از همان روزی که فکر با تو بودن کرده است... گول این زنجیرهای دور تختش را مخور...مرزهای سرزمینش را معین کرده است!...سرنخ دنیای خود را عاقلان گم کرده اند...سرنخی که بارها دیوانه سو

      6 ماه پیش و 2 هفته قبل

    فاطمه رحمی زاده

    7 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • رويا آن چيزی نيست که درخواب می بينيد، رويا آن چيزيست که شب ها نميگذارد به خواب برويد..
  • رويا آن چيزی نيست که درخواب می بينيد، رويا آن چيزيست که شب ها نميگذارد به خواب برويد..

    • آقا محسن ..... : سلام لایک ومحبوب شدی دوس داشتی ی سر بزن پروفم ی چایی باهم پوست بکنیم (gol) (gol) (gol)

      7 ماه پیش, 1 هفته

    • مرد تنها : سلام محبوب شدی محبوبم کن ضمنا درخواست دوستیمو قبول کن ممنون

      7 ماه پیش, 1 هفته

    • فاطمه رحمی زاده : درخيالاتم درزيربارانی که نيس، می رسم با تو به خانه از خيابانی که نيس ، می نشينی روبرويم خستگی درمي کنی ، چای ميريزم برايت توی فنجانی که نيس

      7 ماه پیش, 1 هفته

  • خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی 
بشنود دوستش از نامزدش دل برده 
مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی 
که
  • خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی
    بشنود دوستش از نامزدش دل برده
    مثل یک افسر تحقیق شرافتمندی
    که به پروندۀ جرم پسرش برخورده

    خسته ام مثل پسربچه که در جای شلوغ
    بین دعوای پدرمادرِ خود گم شده است
    خسته مثل زن راضی شده به مهرِ طلاق
    که پر از چشمِ بد و تهمتِ مردم شده است

    خسته مثل پدری که پسر معتادش
    غرق در درد خماری شده فریاد زده
    مثل یک پیرزنی که شده سربار عروس
    پسرش ، پیشِ زنش ، بر سرِ او داده زده ...

    خسته ام مثل زنی حامله که ماه نهم
    دکترش گفته به دردِ سرطان مشکوک است
    مثلِ مردی که قسم خورده خیانت نکند
    زنش اما به قسم خوردنِ آن مشکوک است

    خسته مثل پدری گوشۀ آسایشگاه
    که کسی غیر پرستار سراغش نرود
    خسته ام بیشتر از پیرزنی تنها که
    عـــــید باشد ... نوه اش سمت اتاقش نرود !

    خسته ام ! کاش کسی حال مرا می فهمید ...
    غیر از این بغض که در راهِ گلو سد شده است
    شدم ام مثل مریضی که پس از قطع امید
    در پی معجزه ای ... راهی مشهد شده است...
    ---
    « علی صفری»

    • فاطمه رحمی زاده : مرسی محبوبی

      4 هفته پیش

    • وحید Vahid : محبوب شدی.. (ghalb) ...بمحبوب... (gol)

      1 ماه

    • علی پ : سسسسسسسسسسسسسسس

      7 ماه پیش, 1 هفته

    فاطمه رحمی زاده

    8 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • چه حکايت عجيبي است
  • چه حکايت عجيبي است "هوای پاييز" تنها را تنهاتر میکند، و عاشق را عاشق تر...

    • آقا محسن ..... : سلام لایک ومحبوب شدی دوس داشتی ی سر بزن پروفم ی چایی باهم پوست بکنیم (gol)

      8 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • یاسین... محمدی : سلام...محبوبی

      8 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • آرش معتمد : خواهش میکنم... واقعا مطلب زیبایی بود...

      8 ماه پیش و 2 هفته قبل

    ادامه... دوستان
    • شهاب غریبه ی آشنا
    • مسعود Kurd
    • محمد 20
    • توسکا نجفی
    • مستر ویزیتور
    • Farhad NaserN
    • هرچه کنی به خود کنی
    • پریا محمدی
    • hadi .....
    • کاست من
    • Ahmad namalom
    • گروه اینترنتی رهروان ولایت
    • محسن ایمانی
    • sara mar
    • محمد فتاحی
    • hossein
    275 هواداران
    بازدیدکنندگان