Fatima ..

(fatima.79 )
  • قدیمی ها رها کردن بلد نبودند...
میماندند..
میساختند..
چینی هایشان را بند میزدند
قالی هایشان را ر
  • قدیمی ها رها کردن بلد نبودند...
    میماندند..
    میساختند..
    چینی هایشان را بند میزدند
    قالی هایشان را رفو میکردند
    کفش هایشان را دوبار دوز..
    و آدم ها و خاطره ها را،
    نمیدانم چطور اما،
    رها نمیکردند...
    یا رها کردن بلد نبودند،
    یا اعتقاد به "ساختن"؛
    در رگ و ریشه شان بود،
    حتی به قیمت "سوختن"!!
    و شاید من تنها باقی مانده
    همان "نسل ماندن"م
    که محکم
    پای دوست داشتنت مانده...

    • Fatima .. : سلامت باشید ^^

      8 ساعت پیش و 5 دقیقه قبل

    • ☘ : خسته نباشی^^

      8 ساعت پیش و 14 دقیقه قبل

    • Fatima .. : یعنی چی ؟؟ نمیدونم واقعا

      8 ساعت پیش و 16 دقیقه قبل

    Fatima ..

    2 هفته پیش و 4 روز قبل
  • اشتباه زندگی نکن
با آدمای اشتباه نباش!
تو انتخاب آدما حواست باشه
هیچ آدمی رو با یه برخورد نمیشه ش
  • اشتباه زندگی نکن
    با آدمای اشتباه نباش!
    تو انتخاب آدما حواست باشه
    هیچ آدمی رو با یه برخورد نمیشه شناخت
    نیازی نیست امتحانشون کنی
    عجله نداشته باش
    زمان نشونت میده...
    اینا اینقدر تو زندگی ها اشتباه وارد شدن
    که شدن آدمای اشتباهِ بقیه!
    اینا رو سرزنش نکنین
    شاید برا شما آدمِ اشتباهی باشن
    ولی برای یکی دیگه....

    • .. میتی کومان : اونجای ادم دروغگو

      1 هفته, 1 روز

    • ❣️Shah Dokht Halime❣️ : درود دعوتید به گروه دلتنگیاتhttps://hammihan.com/group/deltangeyat

      1 هفته و 6 روز قبل

    اروم اروم فهمیدم تنها بودن
    گاهی از باهم بودن بهتر میشه ^^
    Anita /Bargashtam~

    • Fatima .. : بعله :(

      3 هفته پیش و 3 روز قبل

    • ashi ashi : دقیقااا

      3 هفته پیش و 4 روز قبل

    • ❄فــــ__ــــــر شـــ__ـــاد❄ : سلآم .عضو گروهم بشید هـ_ــزارویـ_ـک شـ_ـب (واسه شادمهرِ)

      1 ماه, 1 هفته

  • هرکس به طریقی دل ما میشکند/
بیگانه جدا دوست جدا میشکند/
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست/
از دوست بپرس
  • هرکس به طریقی دل ما میشکند/
    بیگانه جدا دوست جدا میشکند/
    بیگانه اگر میشکند حرفی نیست/
    از دوست بپرسیدکه چرا میشکند /

    • ❄فــــ__ــــــر شـــ__ـــاد❄ : سلآم.....اگه شادمهرو دوس دارید و با موزیکاش خاطره عضو گروه هزارویک شب بشید(واسه شادمهرِ) .....

      1 ماه, 1 هفته

    واسه یه مدت هم شده میخوام بد باشم
    از همه کسایی که دوستم دارن رد بشم...

    • Fatima .. : واقعا ؟؟؟؟

      3 هفته پیش و 5 روز قبل

    • جواد بنایی : نه باید انچنان بزنی تو دهن طرف که که جای دهنش پشت دسته ادم بمون. من خودم هم به این نتیجه رسیدم

      3 هفته پیش و 5 روز قبل

    • Fatima .. : پس چطور اصلاح بشه با مهربونی با خوبی با ملایمت و اراامی

      3 هفته پیش و 6 روز قبل

    Fatima ..

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • عزیزِ از من به دور افتاده ام..
بی حاشیه بگویمت...؛
دنیایِ من؛
تنها
  • عزیزِ از من به دور افتاده ام..
    بی حاشیه بگویمت...؛
    دنیایِ من؛
    تنها "تو" را کم دارد...
    فکری به حالم میکنی؟

    • °ماه سانـ ° : میشه بیاے گروه تداعے؟!لطفا♡

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • Fatima .. : خواهش میکنم ^^

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • Mike_Will ....... : بابت لایک ازت ممنونم فروردینی مهربون

      1 ماه و 3 هفته قبل

    Fatima ..

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی

این تاول و تب‌خال و دهان سو
  • من ارگ بــم و خشت به خشتم متلاشی

    تو نقش جهان ، هر وجبت ترمه و کاشی

    این تاول و تب‌خال و دهان سوختگی‌ها

    از آه زیــــاد است ، نــه از خوردن آشی

    از تُنگ پریدیم به امید رهایـــی

    ناکام تقلایی و بیهوده تلاشی

    یک بار شده بر جگرم زخـــم نکاری؟

    یک بار شده روی لبم بغض نپاشی؟

    هر بار دلم رفت و نگاهی بـه تو کردم

    بر گونه‌ی سرخابی‌ات افتاد خراشی

    از شوق هم‌آغوشی و از حسرت دیدار

    بایست بمیریم چه باشی چـه نباشی

    • tahereh islami : (ghalb) (ghalb) (ghalb) (ghalb)

      5 روز پیش و 8 ساعت قبل

    • Hamed Amini : قربونت

      1 ماه و 3 هفته قبل

    • Fatima .. : خیلی عالی بود موفق باشید

      1 ماه و 3 هفته قبل

    Fatima ..

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل

    داشت سیبایِ درختِ خونه‌ی مادربزرگو میچید ..
    منم نردبومو زیرِ پاش محکم گرفته بودم که زبونم لال دلبرمون نیوفته پایین ..
    تو حالِ خودم بودم که یه دفعه یه سیب پرت کرد سمتمو گفت: " دلبربانو نبینم تو خودتی بیا این بالا پیش خودم یه ماچ بده بینم .."
    خندیدم ..
    گفتم: "عع اولا آروم تر دیوونه خانوم جون گوشاش تیزه میشنوه
    دوما تو خودتم اون بالا به زور جا میشی
    سوما من ماچُو به هرکسی نمیدم .."
    پشتِ چشم نازک کردم و رومو اونور کردم ..
    اخم کرد و گفت: " اولا خب بشنوه مگه دارم جرم میکنم
    دوما شما رو سرِ ما جا داری دلبر بانو
    سوما میگیرمش ازت .."
    صداشو برد بالاتر و گفت: " خانوم جون این نَوَت دلِ منو برده میگی چیکار کنم ؟؟"
    همون سیبی که واسم پرت کرده بود و سمتش پرت کردم و با خنده گفتم: "بردی آبرومونو دیوونه آروم تر .."
    سیبُ گرفت، یه نیگاش کرد و گفت: "ای جان"
    پرید پایین "هر چه از دلبربانو رسَد نیکوست حتی اگه پرتِش کنه .." یه گاز از سیب زد و خندید ..
    داشتم با خنده نیگاش میکردم ..
    باورم نمیشد این پسرکِ مغرورِ بچگیامون حالا شده اعلی‌حضرتِ دیوونه‌ی من!
    ابروشو انداخت بالا و گفت: "هاان چته چته چته؟ .."
    داد زد: "خانوم جوون بیا ببین دلبربانویِ من چشه با خنده نیگا میکنه .."
    گفتم: "مگه دارم جرم میکنم ..دلبر تماشا داره آخه نیگا سیب خوردنتو"
    با بدجنسی گفت: "حالا که تماشا دارم بیا بغلم پس .."
    خندیدم و دوییدم اونورِ حیاط ..
    سریع خودشو رسوند بهم، از پشت بغلم کرد و گونَمو بوسید ..
    سرشو اورد دمه گوشمو گفت :" دیدی گفتم میگیرمش ازت دلبربانو .."
    خندیدم و گفتم: "نوبتِ منم میشه آقاا .."
    یه دفعه خانو
    [ادامه...]

    • __ Strong ___ : سلام دوست عزیزم ...عید نزدیکه ..پیشا پیش عیدتون مبارک...اگه لطف کنید و عضو گروه اول پروفم بشید عیدیه خیلی خوبیه واسه ما.. (gol) (dd) (khejalati)

      6 روز پیش و 9 ساعت قبل

    • Fatima .. : شاید جایی این متن به چشمتون خورده نام نویسنده این متن هم پگاه صنیعیه :) متشکرم

      2 ماه پیش

    • رهگذر .... : اها . راستش خودمم نمیدونم چرا اینجوری فکر کردم .. در هر صورت خوب بود ... لایک .

      2 ماه پیش

    ادامه... دوستان
    • نیلوفر آریا
    • کیارش جوان
    262 هواداران
    بازدیدکنندگان