ستاره .

(fgfgfog )
  • روی آن نیمکت چوبی
من بودم و تو و یک نگاه بی معنا
افق نگاهت تا ناکجاآباد پرواز می کرد
و من محو آن
  • روی آن نیمکت چوبی
    من بودم و تو و یک نگاه بی معنا
    افق نگاهت تا ناکجاآباد پرواز می کرد
    و من محو آن افق که بی معنا بود چون نگاهت
    صدای مبهمی در میان لبانت وول میخورد
    و من محصور آن ترنم ناشنیده که از لبانت می چکید
    کسی جلودار عشقمان نبود
    در آن عصر خلوت
    درآن سکوت جانفرسا
    در آن هیاهوی صدای دل
    درآن روز عجیب
    ....
    سکوت همچنان ما را احاطه کرده بود
    و من منتظر یک صدا
    یک تبسم
    یا یک نگاه گرم
    روی همان نیمکت چوبی
    ...
    تو سکوت را شکستی
    و گفتی
    چیزی را که مدتها در درون قلبت پنهان کرده بودی:
    "دوستت دارم"
    ...
    در آن لحظه نگاهت جان گرفت
    به افق رنگ پاشیده شد
    و من در دنیایی پر از صدا
    پر از تبسم
    و پر از نگاه
    غرق شدم و مست
    درآن عصر خلوت
    روی همان نیمکت چوبی

    • امین ّّّ : این صندلی که جای تو خالیست روی آنیعنی که آمدی، که نشستی، که ناگهانپروانـــه وار پیـــله دراندی و پـــــر زدیرفتی به سمت نقطه ی پایان آسماناعجاب رفتنت در و دیــــوار را گرفتحتا دهان پنجره باز است همچنانبعد از تو لفظ و لهج

      3 ماه پیش

    • ...✿DelroBa ✿... : محبوبی گلم... محبوبم کن (gol) (gol) (ghalb)

      3 ماه پیش

    • mogh mad : محبوبی (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) محبوبم کن

      3 ماه پیش

    ستاره .

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • خسته ام از آرزو ها، آرزو های شعاری
شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

لحظه های کاغذی را، روز و شب
  • خسته ام از آرزو ها، آرزو های شعاری
    شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

    لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
    خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

    آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پایین
    سقفهای سرد و سنگین، آسمان های اجاری

    با نگاهی سر شکسته، چشم هایی پینه بسته
    خسته از در های بسته، خسته از چشم انتظاری

    صندلی های خمیده، میز های صف کشیده
    خنده های لب پریده،گریه های اختیاری

    عصر جدول های خال، پارک های این حوالی
    پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

    رونوشت روز ها را، روی هم سنجاق کردم
    شنبه های بی پناهی، جمعه های بی قراری

    عاقبت پرونده ام را، با غبار آرزو ها
    خاک خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری

    روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
    در ستون تسلیت ها، نامی از ما یادگاری
    قیصر امین‌پور,

    ستاره .

    2 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • پسرک و ستاره تنها
برگ‌های دفتر عمر را که ورق می‌زنم به عقب، 
لحظه‌هایی را می‌یابم، 
که اکنون نیز
  • پسرک و ستاره تنها
    برگ‌های دفتر عمر را که ورق می‌زنم به عقب،
    لحظه‌هایی را می‌یابم،
    که اکنون نیز ناتوان از درک و تفسیرش،

    کودکی خردسال که لم داده،
    به زیر فرش آسمانی پر ستاره،
    به روی تختِ سیمی در حیاتی،
    بدنبال چیزی در آن فرش مشکی،
    دو چشم کوچکش را خیره گر بود،
    که آنی یافتش او، آن یک ستاره،

    و سرانجام آن ستاره گمشده‌اش که به زحمت قابل رویت بود، پیدا کرد.
    پدربزرگ که کنارش روی تخت دراز کشیده بود، صدایش کرد؛ پسرم، چرا چشمای قشنگت رو کوچیک میکنی،
    پسرک لحظه‌ای چشم از ستاره‌ی کم نورش برداشت،
    جواب داد که،
    دارم ستاره‌ی گم شده‌ام رو پیدا می‌کنم،
    پدربزرگ گفت،
    این که خیلی آسونه، با این همه ستاره پرنور،
    پسرک لحظه‌ای مکث کرد، و دوباره به همون محل خیره شد،
    آهی کشید و گفت، دوباره گم شد،
    هربار که پیداش میکنم، همینطور غیب میشه،
    اون تنها ستاره‌ی کم نوریه که رنگش با بقیه فرق داره،
    هر وقت هم بهش خیره میشم، بهم چشمک میزنه،
    پس حتما اونم منو میبینه،
    منو دوست داره،
    و چون خیلی دوره، میدونم هیچکی رو نداره،
    واسه همین...،
    و دوباره خیره شد به فرش مشکی آسمون.

    • ✰♡ęŞħğħę ЌơԾķî♡✰ : مَحبوبیــ (tajob)

      2 ماه پیش, 1 هفته

    ستاره .

    2 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • من فقط در کوچه اي بن بست
در روزي باراني
بدون چتر تو را ملاقات خواهم کرد
بدون چتر در زير باران
تا
  • من فقط در کوچه اي بن بست
    در روزي باراني
    بدون چتر تو را ملاقات خواهم کرد
    بدون چتر در زير باران
    تا تو اشکهايم را نبيني
    در کوچه اي بن بست
    که گريزي از اينهمه بيتابي
    عاشقانه مرا نداشته باشي
    ((نسرين بهجتي))

  • دخترانه بگویم
کمی عشق می خواهم
کمی عاشقانه
کمی آغوش
آغوشی نه از جنسِ آغوشِ یک مرد
نه از جنسِ خو
  • دخترانه بگویم
    کمی عشق می خواهم
    کمی عاشقانه
    کمی آغوش
    آغوشی نه از جنسِ آغوشِ یک مرد
    نه از جنسِ خواستن
    نه از جنسِ شهوت
    آغوشی از جنسِ گرمِ محبت
    آغوشی که همه ی دلتنگی ها و خستگی هایم را،
    توی آن جا بگذارم.

    • ✘ღ Ⓔⓗⓢⓐⓝ ⒺⓈღ✘ : شما .... محبوب .... محبوب کن لطفا ............. پستاتون خیلی عالیه.

      1 ماه و 4 هفته قبل

    • فرهاد سعیدی : سلام دوست گرامی با کما ل احترام ازت در خواست دارم در صورت ممکن درگروه دلدادگان عاشق عضو بشی البته لطف محبت می کنی .مرسی .

      2 ماه پیش, 1 هفته

    ادامه... دوستان
    • محمد بارانی
    • محسن حسینی
    • بهرام جنوبی
    • hamidreza ghorbani
    • ·٠•●❤ ησ ηαмє ❤●•٠·
    • علی افشین
    • علی قاسمی
    • پرویز ص. ر.
    • فرهاد Alipoor
    • مریم ر
    • بردیا هخامنش
    • مشاور مجازی
    81 هواداران
    بازدیدکنندگان