***Fateme ***

(fhmm )
  • برگی 
به دستم بود گفتم
*... آخرین شعر است...*

بعد از تو
شاعر نیستم گفتی
***...همین شعر است...
  • برگی
    به دستم بود گفتم
    *... آخرین شعر است...*

    بعد از تو
    شاعر نیستم گفتی
    ***...همین شعر است...***

    بر سطر سطر
    شعر هایم رد پای توست...

    در دفترم هر قدر دارم
    نقطه چین ***.....*** شعر است

    آری ....من از هر پنج انگشتم
    **..تو..** می بارد...

    دست خودم هم نیست
    اینها را ببین ***.......*** شعر است

  • *** یا دست رفاقت نده و دست نگهدار،
یا تا ته خط
  • *** یا دست رفاقت نده و دست نگهدار،
    یا تا ته خط "حرمت " این دستو نگهدار....***

    دوباره
    می نویسمت،کنار بیت آخرم ....
    وچکه چکه می چکم...به سطر های دفترم

    تو
    مثل ماه برکه ای
    و من غریق مست شب...
    دوباره تو ...دوباره من...شناوری...شناورم

    غزل به خواب
    می‌رود به " انتها " رسیده ام
    ***...تمام من چکیده شد کنارِ بیت آخرم...***

    ***Fateme ***

    1 ساعت و 2 دقیقه قبل
  • * لعنت *
 به من وعشق تو و وعده ی مایت....
***لعنت به منِ بی شرفِ مانده به پایت!!!...***

*لعنت*
  • * لعنت *
    به من وعشق تو و وعده ی مایت....
    ***لعنت به منِ بی شرفِ مانده به پایت!!!...***

    *لعنت*
    به من و چشم تو و لحظه ی دیدار
    ***لعنت... به نگاهت که مرا می‌کند انکار...***

    *لعنت*
    به زمانی که مرا عشق صدا زد
    ***لعنت... به سکوتت که مرا می‌دهد آزار...***

    *لعنت*
    به غرورت که از اندازه گذشته
    ***لعنت... به منی که کم شدم پیش تو بسیار...***

    بعد از
    لب شیرین تو ای وسوسه ی تلخ!!
    ***لعنت به لبم ... لحظه ی بوسیدن سیگار...***

    ***Fateme ***

    1 ساعت و 7 دقیقه قبل
  • ***برو ای دوست برو***

من دگر سیرم... سیر...!
به خدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پَست!
تُف بر آن
  • ***برو ای دوست برو***

    من دگر سیرم... سیر...!
    به خدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پَست!
    تُف بر آن
    ***برو ای دوست برو***

    من دگر سیرم... سیر...!
    به خدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پَست!
    تُف بر آن دامن پَستی که تورا پروردست!!!

    ***دل من***
    چون دل تو... صحنه ی دلقک ها نیست!

    ***دیده ام***
    مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست!

    حیف از این قلب، از این قبر طرب پرور درد
    ....که به فرمان تو، تسلیم تو جانی کردم...!
    حیف از آن عمر، که با سوز شراری جان سوز
    ...پایمال هوسی هزره و آنی کردم...!

    در عوض
    با من شوریده، چه کردی، نامرد؟؟!!
    دل به من دادی؟؟........نیست؟؟
    صحبت دل مکن... این لانه ی شهوت، دل نیست!

    دل سپردن
    اگر این است! که این مشکل نیست!

    هان! بگیر این دلت،
    از سینه فکندیم به در...

    ***ببرش دور ... ببر***

    ادامه... دوستان
    1324 هواداران
    بازدیدکنندگان