گیتی منفرد

(gete )

گیتی منفرد

8 ماه پیش, 1 هفته [پست ثابت]
  • جااااانم توییییـ....

    • ava3
  • "به خاطر خودم می روی…"؟
    چه احمقانه …!
    مگر آن روزها که از عشق میگفتی، آن روزها که دلدادگی ام را می دیدی و قول های قشنگ می دادی، حواست به عاشقی ام بود؟
    مگر از وابسته شدنم ترسیدی ؟
    یا در دل بردنم احتیاط کردی ؟؟
    مگر نگران احساسم بودی؟ …
    اصلا آن وقتی که آمدی مگر به خاطر من بود که حالا به خاطر من بروی ؟؟
    نه جانم …
    هر کسی می آید
    هر کسی از عشق می گوید …
    و هر کسی زیر قولهایش می زند و می رود …
    به خاطر خودش است نه دیگری …
    فقط پذیرفتنش "شجاعت " می خواهد!!

    گیتی منفرد

    3 هفته پیش و 3 روز قبل
  • ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ٬ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ !!!
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ!!!
ﭼﻘﺪﺭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ
  • ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻔﺘﺎﺩ ٬ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﺳﺎﻝ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ !!!
    ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ!!!
    ﭼﻘﺪﺭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﻏﻮﺍﺻﯽ ﺩﺭ ﻋﻤﻖ
    ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﻢ !!!
    ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﻭ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﮐﺮﻩ ﻣﺎﻩ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﻢ !!
    ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﭼﻨﺪ ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻣﻌﺒﺪ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺰﺭﮒ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ
    ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ !!!
    ﻭ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﯾﮑﺒﺎﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﺭﺗﻔﺎﻋﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺮﻭﺍﺯ
    ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ !!
    ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻬﺎﯼ ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ٬
    ﺑﻠﻨﺪﻧﺪ٫
    ﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﻧﺪ٫
    ﺍﻣﺎ ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺩﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ :
    ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ٬ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺤﺸﻮﺭ ﺷﻮﻡ !!!
    ﭼﻘﺪﺭ ﻭﻗﺖ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻭﻗﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻬﺮ ﺑﻮﺭﺯﻡ ٫ ﻭﻗﺖ
    ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ !!!ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ!!!
    ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﻫﻤﻪٔ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ !!!
    ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ٫ ﺍﻣﺎ ﻣﻦ
    ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ٫ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﻫﺮ ﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ ٫ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻬﺸﺖ
    ﺍﺳﺖ

    تو مهربان باش، بگذار بگویند:
    -ساده است؛
    -فراموشکار است؛
    -زود میبخشد.
    سالهاست دیگر کسی در این سرزمین، ساده نیست...
    اما تو تغییر نکن!
    تو خودت باش و نشان بده
    آدمیت هنوز نفس میکشد...

    گیتی منفرد

    3 هفته پیش و 4 روز قبل
  • مرا نخواهی بخشید..
مرا بخاطر باران های بی وقتی که باریدند و نتوانستم کنار خودم نگهت دارم هرگز نخواه
  • مرا نخواهی بخشید..
    مرا بخاطر باران های بی وقتی که باریدند و نتوانستم کنار خودم نگهت دارم هرگز نخواهی بخشید..
    به خاطر دست هایی که هر چه جستجویشان میکنم ..هرچه این ملافه ها ،کمد لباس ها، جیب‌ها..این آیینه ها را بالا پایین میکنم پیدایشان نمیکنم.. بخاطر هق هقِ شب‌هایی که باید باشی و نیستی.. بخاطر بی‌قراری های شبانه ای که از من دیوانه ای ساخته است که دیگر نمی‌خندد..
    مرا نخواهی بخشید..
    بخاطر ترانه های محزونی که مرا می‌آزارند..بخاطر نوشتن نامه هایی که میدانستم هیچگاه به دستت نخواهند رسید..بخاطر وقت‌هایی که مواظب خودم نبوده‌ام ..بخاطر خودت که آن دورها جا خوش کرده‌ای.. که بی من در دورترین جای ممکن، زندگی کردن را یاد گرفته ای..
    تو ، هرگز مرا نخواهی بخشید.. روزی که بفهمی جسم من تا چه اندازه این زخم ها را به دوش کشیده است..روح من چه اندازه نبودنت را تاب آورده است.. تو ، مرا به خاطر این سکوت،(سکوتی که بخاطر خودت بود) این خیره شدن ها، لبخندهای نمایشی، این فریادهایی که روزی خواهم زد نخواهی بخشید..
    نه فقط من! که خودت را.. همان عزیزِ از دست رفته‌ی مرا.. همان که هر کجا میروم ،دیوارها چهره‌ی او را برایم منعکس میکنند.. عشق دور افتاده‌ی من.. تا همیشه مخاطب.. تا همیشه معشوق.. تو ،خودت را روزی، بخاطر این حجم از تنهایی و حسرتی که در وجود کسی جاگذاشته‌ای نخواهی بخشید.. چقدر تاریکیِ این شبها‌ این چشم ها ،این جوانی ،غمبار و فسرده است و روزی خواهد رسید.. که به یاد می آوری این منِ همیشه نخواستنی را مشتی خاک در آغوش گرفته است.. روزی که تمام باران های بی‌هنگام، درجستجوی دست هایت..به تمام پنجره ها بی‌رحمانه بکوبند.. روزی که دیگر نه فقط این ورق های خیس، که بالشت نیمه شب‌هایت.. غرور مردانه‌ و دلتنگی دیرهنگاهمت تو را
    [ادامه...]

    گیتی منفرد

    3 هفته پیش و 5 روز قبل

    یادته سرما خوردم؟!
    اولش دعوام کردی، داد زدی سرم گفتی مگه بهت نگفتم لباس گرم بپوش!!
    بغض کردم، دوست نداشتم تو سرم داد بزنی!
    اونشب تب کردم، همه بدنم درد میکرد، نمیتونستم بخوابم.
    از توام دلم گرفته بود...
    نصفه شب بود گوشیمو با اون حال خرابم که روشن کردم پیام داده بودی:
    نمیفهمی انقد برام مهمی که حاضرم بخاطرت با خودت هم بجنگم!
    لبخند اومد رو لبم، برات نوشتم:
    منم خیلی دوستت دارم.
    جوابت همین بود دیگه؟! مگه چیز دیگه ای هم میتونستم بگم؟!
    بهت گفتم، خیلی تب دارم، گرممه!!
    گفتی قربون اون گرمای بدنت برم، خدا خوبش کن این کوچولوی لوس منو....
    یک ساعت نکشید که نه تب داشتم، نه بدن درد...
    خوب شدم! برام عجیب بود، وقتی مسئله رو بهش گفتم خندید گفت: دعای عاشقا زود میگیره....
    بعد یک سال الان دوباره سرماخوردم...
    سرمای نبودنت هم قاطیش شده...
    شده زهر....
    کَم گلو دَرد دارم بُغض نَبودَنِت هم نِشَستِه کُنج گَلوم :)
    دیگه تو نیستی الان که همه بدنم درد میکنه داد بزنی سرم بگی چرا مواضب خودت نبودی!!!
    دیگه تو نیستی سر خودم با خودم هم بجنگی!!
    چرا برنمیگردی؟؟!! مگه نگفتی دعای عاشقا میگیره؟! چرا من هرچی دعا میکنم برگردی برنمیگردی؟!!
    برگرد یه بار دیگه دعا کن خوب شم :))
    نیستی دیگه برام دُعا کنی :))
    دُعا کُنی زود خوب بشم....
    من با تو خوبم اخِه.... :)
    #سرما_خوردگی :((

  • یادته یه وقتایی بهم میگفتی خیلی بچه ای؟
منم ناراحت میشدم میگفتم نه،نیسدم!
حالا که فک میکنم 
میبین
  • یادته یه وقتایی بهم میگفتی خیلی بچه ای؟
    منم ناراحت میشدم میگفتم نه،نیسدم!
    حالا که فک میکنم
    میبینم حق با توعه...
    من خیلی بچه بودم:)
    مث بچه ها وقتی پیشم نیسی گریه میکنم!
    مث بچه ها از کنارم نبودنت میترسم...:)
    مث بچه برای چیزای کوچیک کلی ذوق میکردم!
    مث بچه ها آرامشو تو بغلت میدونسم:)
    مث بچه ها قلبم پاک بود و
    وقتی بهت میگفتم دوست دارم ینی واقعا دوست دارم!
    عاره من خیلی بچم:)

  • ѕнє ωαѕ  тнє ѕку 
αи∂ ѕнє ℓσνє∂  α  вσу 
ωнσ ωαѕ αfяαι∂ тσ fℓу ♡⚈
 اون دختر آسمون بود،
و اون عاش
  • ѕнє ωαѕ тнє ѕку
    αи∂ ѕнє ℓσνє∂ α вσу
    ωнσ ωαѕ αfяαι∂ тσ fℓу ♡⚈
    اون دختر آسمون بود،
    و اون عاشق پسري شده بود كه
    از پرواز ميترسيد...▵☻

    • -f- : سلام یه کانال تو تلگرام زدم که خعلی تعداد ممبراش کمِ ، لینک بدم بیای توش؟

      1 ماه

  • زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌
  • زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد

    از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد

    صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست

    باز به یک جرعه می عاقل و فرزانه شد

    شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب

    باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه شد

    مغبچه‌ای می‌گذشت راهزن دین و دل

    در پی آن آشنا از همه بیگانه شد

    آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت

    چهره خندان شمع آفت پروانه شد

    گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت

    قطره باران ما گوهر یک دانه شد

    نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری

    حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد



    منزل حافظ کنون بارگه پادشاست

    دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد

    ادامه... دوستان
    • mina ahmadi
    • حمید حمیدی
    893 هواداران
    بازدیدکنندگان