ققنوس ققنوس

(ghoghnoos6312 )

★خیلی_قشنگـه_حتما_بخونیـد★

یِ روزی دخترِ کوچیکم لج کرد که ببرمش پارک...ولی با اینکه خیلی خسته بودم بلند شدم حاظر شدم مامانش(همسرم)دخترمو آماده کرد....من و دخترم رفتیم پارک...دخترم تا وسیله هایِ پارکو دید چشاش برقِ خاصی زد...دوید سمتِ وسایل بازی...منم دنبالش رفتم...رفت و سوارِ تاب شد..منم از پشت آروم آروم اونو تاب میدادم...دخترم مثلِ خودم بود ...پوستی سِفید داشت با مو و چشم و ابرویِ مشکی...موهایی لخت و خیلی خوشگل و خوش حالت و براق...همینطور که داشتم دخترمو تاب میدادم یِ دفعه دیدم پسری اومد و تو صفِ تاب وایساد تا نوبتش بشه...خیره شدم به پسره...قیافش منو یادِ اون انداخت...دختری که سالها پیش زندگیشو نابود کردم بخاطرِ حرف هایی که مردم پشتِ سرش میزدن...با اینکه میشناختمش ولی تهتِ تأثیرِ حرف هایِ مردم و اطرافیانم قرار گرفتم و زندگیشو به جهنم تبدیل کردم...زندگیِ اون دخترو تباه کردم...دوباره به پسره توجه کردم...درست مثلِ اون بود...چشایِ درشت و سبزی داشت با موهایِ طلایی و بور و پوستی سفید...یه دفعه چشمم به زنی افتاد که مادرِ پسره بود...خودش بود..
درست حدس زده بودم اون پسره...پسرِ اون دختری بود که روحش رو کشتم...خیلی شکسته شده بود...موهایِ طلاییش سفید شده بودن...پوستش شل شده بود و چشایع درشتش ریز شده بودن...مادرع پسره سرشو بالا اورد و منو دید...اشک تو چشاش حلقه زد...منم با یه دنیا پشیمونی و شرمساری رو به روی کسی وایساده بودم که با بچه بازیم زندگیشو تباه کرده بودم..یه آهی کشید و دست پسرشو گرفت و از اونجا داشت قدم ب قدم دورتر میشد..خیلی دور نشده بودن که پسره کوچیکش برگشت و برایِ دخترم دستی تکون داد..به دخترم نگاه کردم...اونم با لبخند دستی واسش تکون داد...برایِ یه لحظع چنان ترسی ب جونم افتاد که دست و پام میلرزیدن...س
[ادامه...]

  • **بانو** .... : بسیار عالی

    1 ساعت و 52 دقیقه قبل

  • #### ... : (ghamgin) (ghamgin) (ghamgin) (geryeh)

    4 روز پیش, 1 ساعت

  • a.. b.. : (gol) سلام بسیار عبرت آموز بود ...کاش بیدار شویم

    6 روز پیش و 7 ساعت قبل

  • رفتن دخترها برعکس پسرهاست
بهانه نمیاورند،این شاخه آن شاخه نمیکنند، پیچاندن که هرگز...
دخترها تالحظ
  • رفتن دخترها برعکس پسرهاست
    بهانه نمیاورند،این شاخه آن شاخه نمیکنند، پیچاندن که هرگز...
    دخترها تالحظه ی آخرمیمانند...
    بعد از هرقهرو آشتی دورترمیشوند،
    بعدازهربارفروریختن سردتر
    بعدازهربار فهمیدن حقایق بیخیال تر
    و بعد از دیدن خیانت خنثی
    ذره ذره از پیشتان میروند
    آهسته آهسته طوری که نمیفهمید ترکتان میکنند ، ابرازعلاقه هایشان کورمیشود، خنده هایشان لال، دیگر پرحرفی نمیکنند، کوتاه جواب میدهند ، غر زدن که هرگز،از اتفاقات روزمره و ناراحتی ها و خریدهایشان بگیر تا شکستن ناخونشان ،دیگر هیچکدام را برایتان نمیگویند
    دیگربرایشان مهم نیست کجایید ، خوبید یا دل گرفته!
    دختر سراسر نازاست و توجه ، فقط کافی ست دیگر نازش خریدارنداشته باشد و توجه را ازقلم بی اندازید ، دلش میگیرد و حس اضافه بودن بر او غلبه میکند
    و شما زمانی میفهمید که یا کامل از دستش داده اید یا سهم دل دیگری ست ....
    قصه ی رفتن دخترها را هرگز درجایی نگفته اند چون هیچکس این رازها را نمیدانسته و چقدر ما دخترها ناخوانده باقی مانده ایم ...

    بیقراری مکن ای دل ،
    آدمهای این شهر وقتی ببینند زخم داری با نمک میشوند...

    • فرامرز ............. : ناله کم کن دل دیوانه که یار آمدنی است بیقراری مکن ای دل که قرار آمدنی است گردی از دور بلند است کمی خیره بمان پلک بر هم منه آخر، که نگار آمدنی است

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • a.. b.. : گاهی هم خوب است ...نمک روی زخم سوزاننده هست ولی از عفونت زخمت جلوگیری میکند...عفونت یعنی همان کسانی که از دلت که هیچ از زخم دلت هم باید پاکشان کنی

      3 ماه پیش و 2 هفته قبل

  • چه فصل پیچیده ای ست 
پاییز رو میگم 
فصل دل بستن 
فصل جدایی 
فصل ترک برداشتن انار ها
فصل باریدن
  • چه فصل پیچیده ای ست
    پاییز رو میگم
    فصل دل بستن
    فصل جدایی
    فصل ترک برداشتن انار ها
    فصل باریدن
    فصل وزش باد سرد بی مهری
    فصل عکس های تکی روی برگ های رنگی
    فصل عابران دونفره زیر چتر
    می ترسم از پاییز
    از راه برسد
    تو
    دل بکنی
    دل بدهی
    و
    من
    تنها ترین عابر پیاده روهای
    فصل هزار چهره باشم...

  • دلتنگی لجبازترین حس دنیاست هر چه برایش توضیح دهی بیشتر پاهایش را به فرش دلت میکوبد گریه میکند... بها
  • دلتنگی لجبازترین حس دنیاست هر چه برایش توضیح دهی بیشتر پاهایش را به فرش دلت میکوبد گریه میکند... بهانه میگیرد... نق میزند.... خسته میشود و خوابش میبرد... امان ازلحظه‌اےکه بیدار شود... ‌

  • ‌
ما كجا يار كجا اين همه آزار كجا

دل بى كينه كجا مهوش غدّار كجا

دل كجا شانه كجا گيسوى دردانه

  • ما كجا يار كجا اين همه آزار كجا

    دل بى كينه كجا مهوش غدّار كجا

    دل كجا شانه كجا گيسوى دردانه كجا

    شمع كاشانه كجا مجلس اغيار كجا

    #وحشی_بافقی

    • kill illuminati • : شک نکنید تاجایی ک بتونم کلیپ ومطالبی میزارم ک بدرددنیاواخرت هممون بخوره.....................

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • سید مهدی . : سلام در صورت تمایل ضمن پذیرش دوستی و محبوبیت زینت بخش گروه سیمای اسمانی باشید با تشکر

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ققنوس ققنوس : سلام ممنونم بابت خوش امدگویی امیدوارم گروه مفیدی برام باشه

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

  • تو را دوست دارم ولی رو نکردم 
فقط شعر گفتم هیاهو نکردم 
نگفتم که روزی که گفتم بگویی 
کف دست خود ر
  • تو را دوست دارم ولی رو نکردم
    فقط شعر گفتم هیاهو نکردم
    نگفتم که روزی که گفتم بگویی
    کف دست خود را که من بو نکردم
    ضمیر مخاطب برایم تو بودی
    به غیر از تومن قصدی از او نکردم
    سرم با تو چرخید هر سو که رفتی
    دلم را به غیر تو هم سو نکردم
    به پیش حسودان تو اعتنایی
    به یاوه سرایی بدگو نکردم
    خودت راخودت را... تو را دوست دارم
    تو را دوست دارم ولی رو نکردم

    • ❤️فـرهـاد سـعـیدی❤️ : سلام دوست گرامی با کما ل احترام ازت در خواست دارم در صورت ممکن درگروه دلدادگان عاشق عضو بشی البته لطف محبت می کنی .مرسی . https://www.hammihan.com/group/hfvhidl

      4 ماه پیش

    • a.. b.. : خواهش میکنم

      4 ماه پیش, 1 هفته

    • ققنوس ققنوس : ممنونم لطف میکنید وبرام کامنت میزارید

      4 ماه پیش, 1 هفته

    ادامه... دوستان
    • اولکا .
    • ♥♥♥پویا♥♥♥ .....
    • سپیده شهرزاد
    • a.. b..
    • **** Fariba
    • حسین انوشه
    740 هواداران
    بازدیدکنندگان