پلنگ ها

(Panther )

رسول h

4 روز پیش و 19 ساعت قبل

‏ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید !
می توان از تو فقط دور شد و آه کشید
پرچم صلح برافراشته ام بر سر خویش
نه یکی ؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید
سال ها مثل درختی که دم نجاری ست
وقت ِ روشن شدن ارّه وجودم لرزید
ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من
به تقاضای خود اصرار نباید ورزید
شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری
دست در زلف تو نابرده دو تا صبح دمید
من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی
زنده برگشتم و انگیزه ی پرواز پرید
تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق
شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید
مقصد آنگونه که گفتند به ما ، روشن نیست
دوستان نیمه ی راهید اگر ، برگردید ......

رسول h

4 روز پیش و 19 ساعت قبل

‏بین صدها سرفرازی یک تباهی لازم است
گاه در چشم خلایق رو سیاهی لازم است
زندگی شطرنج با خویش است، تا کی فکر برد؟
در میان صفحه گاهی اشتباهی لازم است
رشته بین من و "او" با گره کوتاه شد.
معصیت آنقدرها بد نیست، گاهی لازم است
هر که از دل پاکی ام دم زد مرا تنها گذاشت
آمدم حفظش کنم دیدم گناهی لازم است
بعد از این در راه عشقم هر گناهی می کنم
در پشیمان کردنم لطف الهی لازم است
ما صراط مستقیم بی تقاطع ساختیم
گفته "لا اکراه فی الدین" پس دو راهی لازم است...

ادامه... اعضاء گروه
  • hamideh as
  • sahar ttt
  • Amir ttg
  • عسل ....
  • Behzad eslami
  • atena aa
  • سهراب مقصودی
  • pariya jk
  • AMIR ______%
  • سپیده شهرزاد
  • پیام پیام
  • حسین وحیدی
  • تمنا سعادت
  • Tina Tina
  • بهار بهار مستیان
  • hamed abaspor
کاربران فعال