↙ȤƛƘӇM⊶✘⊷ƘӇƠƠℛƊЄӇ↘

(ZAKHMI )
  • عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک

عشق گاهی ناودان گریه ی ا
  • عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
    عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک

    عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار
    عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار

    عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور
    پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور

    عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه
    همنشین خلوت غمگین آه

    عشق گاهی شور رستن در گیاه
    عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه

    عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی
    رمز هوشیاریست دردوری ز می

  • ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
 و آنچه در جام شفق بینی بجز خوناب نیست

 زندگی خوشتر بود در پرده
  • ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
    و آنچه در جام شفق بینی بجز خوناب نیست

    زندگی خوشتر بود در پرده وهم خیال
    صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست

    شب ز آه آتشین بکدم نیاسایم چو شمع
    در میان آتش سوزنده جای خواب نیست

    مردم چشم فرومانده است در دریای اشک
    مور را پای رهایی از دل گرداب نیست

    خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
    کوه گردون سای را اندیشه ز سبلاب نیست

    ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم
    ورنه این صحرا تهی از لاله سیراب نیست

    آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
    ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست

    گر ترا با ما تعلق نیست ما را شوق هست
    ور ترا بی ما صبوری هست ما را تاب نیست

    گفتی اندر خواب بینی بعد ازین روی مرا
    ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست

    جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق
    موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست

    • arvin maleki : لاااااایک...سلام به گروه خودتون خوش اومدین (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 روز و 17 ساعت قبل

    پسرک↯ فلافل فروش

    1 روز و 21 ساعت قبل
  • ‌‍ این پای بابای من است، عکسش را از آلبوم جدا کردم و لای قرآنم گذاشتم تا هرگز یادم نرود پای پدر رفت
  • ‌‍ این پای بابای من است، عکسش را از آلبوم جدا کردم و لای قرآنم گذاشتم تا هرگز یادم نرود پای پدر رفت تا پایم نلغزد، پایم به مجلس گناه باز نشود.

    کف پایش صاف بود. اما سر پایش هوای پریدن داشت. گوش پایش به فرمان رهبر.
    ناز شست پایش که افتاد اما نگذاشت حرف امام بر زمین بیفتد.

    بخشی از وصیتنامه پدرم: "حال از تو می خواهم ای عزیز مهربان! مرا به این آرزویم برسانی و لیاقتی به من بدهی که بتوانم انتخاب شوم و تو را در حالتی ملاقات کنم که جدم حسین ابن علی علیه السلام ملاقات کرد، یعنی با بدنی خون آلود و جسمی تکه تکه شده، در احیاء دین تو، تا فردای قیامت امیدی باشد که به شفاعت ائمه اطهار برسیم"

    کاش آدم شدن مرا هم از خدا می خواستی وقتی دعایت اینقدر به استجابت نزدیک است و هنوز هم دیر نیست.
    دعا کن تا آخر پایم نلغزد، پایم به مجلس گناه باز نشود.

    دل‌نوشته یک فرزند شهید

    • arvin maleki : (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 روز و 17 ساعت قبل

  • زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتم
با دو چشم مست تو  راز و نیازی داشتم

با تمنای رخ زیبای تو ناز
  • زیر باران با خیالت رمز و رازی داشتم
    با دو چشم مست تو راز و نیازی داشتم

    با تمنای رخ زیبای تو ناز آفرین،
    غرق دریای نیاز و چشم نازی داشتم

    شانه ات را آرزو کردم که بغضی بشکنم
    با دلی باران زده پر سوز سازی داشتم

    شب که آمد کوچه ها رنگ نگاهت را گرفت
    همچو شبگردان نوای دلنوازی داشتم

    تا سحر در معبد چشمان تو دیوانه وار
    بی دل و شیدا چه شوری در نمازی داشتم

    در میان شعله ها آتش به جان پروانه وار
    گرد شمع روی تو سوز و گدازی داشتم

    ناز شست ماه رویت ای گل رعنای من
    همچو بلبل نغمه های یکه تازی داشتم

    چون کبوتر خسته در پایان یک پرواز تلخ
    دل به سودای شکار شاهبازی داشتم..

  • ما این‌جا پیراهن‌های سیاهمان را نباید دربیاوریم...
این‌جا سرزمین مرگ‌های بی‌انتهاست.
ما هر روز می‌
  • ما این‌جا پیراهن‌های سیاهمان را نباید دربیاوریم...
    این‌جا سرزمین مرگ‌های بی‌انتهاست.
    ما هر روز می‌میریم.
    #رحمان_نقیزاده

    ‏تو آتیش غرق شدن و تو آب سوختن
    مرگشون دردناک ترین پارادوکس دنیا بود.. :(

    • بانو جان ジ : سپاسگزارم(gol)(gol)

      1 روز و 17 ساعت قبل

    • arvin maleki : (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 روز و 17 ساعت قبل

    • بانو جان ジ : عسکی(delgir)

      1 روز و 18 ساعت قبل

    arvin maleki

    2 روز پیش و 17 ساعت قبل
  • بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا م
  • بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

    آسمان پر باران چشم هایم

    بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

    بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

    وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟

    مدیران گروه
    ادامه... اعضاء گروه
    • :| ♪
    • alireza zandi
    • azadeh asadi
    • ostad jjj
    • سجاد چاووشی
    • *Atlas *
    • fateemeh Alizadeh
    • سحربانو .
    • mano tanhayi
    • الهه ❣
    • melika @@
    • سامان رزم جو
    • omid saleh
    • mlisa hadad
    • Baran تنهااا....
    • HaNi ●_●
    کاربران فعال