دنیای کتاب

(ketabkhani )
  • آخرین اثر از منصور ضابطیان
«برگ اضافی»...

نشر مثلث:
  • آخرین اثر از منصور ضابطیان
    «برگ اضافی»...

    نشر مثلث: " کتاب تازه‌ منصور ضابطیان - برگ اضافی - همزمان با نمایشگاه کتاب تهران منتشر شد.

    منصور ضابطیان در مقدمه‌ کتاب در معرفی آن نوشته: «برگ اضافى» بر...خلاف دو کتاب پیشین گزارش‌هایى کامل از سفر به کشورهاى مختلف نیست. بلکه یادداشت‌هاى پراکنده‌ای‌ست از مشاهدات و خاطراتم از این‌سو و آن‌سوى جهان. اگر تصور مى‌کنید با خواندن این کتاب مى‌توانید اطلاعات کافى و وافى درباره‌ی این کشورها به‌دست بیاورید سخت در اشتباهید. این کتاب فقط خاطره‌نگارى‌هایى‌ست از یک آدم دیوانه‌ی سفر که هیچ‌چیز را به اندازه‌ی تجربه‌هاى منحصر‌به‌فرد در گوشه و کنار جهان دوست ندارد.
    اصلاً بگذارید این‌طور بگویم. تا به حال شده به رستورانی بروید و مثلاً یک غذاى پلویى سفارش بدهید و بعد براى اینکه حسابى به خودتان حال بدهید بخواهید یک کباب برگ اضافى هم برایتان بیاورند؟
    اگر دو کتاب «مارک و پلو» و «مارک دوپلو» آن غذاى اصلى باشند، کتابى که در دست دارید همان «برگ اضافى» است. نوش جان! "

    • naight nai : Salam aghaye shokrani Sepass az shoma ke matn ha ra mikhunid Va taid mikonid

      3 سال پیش

    • bahman shokrani : (gol) (ghalb) (gol) (ghalb) (gol)

      3 سال پیش

    • محمد ..... : (haa) (haa) (haa)

      3 سال پیش

  • به بهانه 14تیر ماه روز قلم وعرض تبریک به مدیرمحترم وهمه دوستان فرهیخته گروه.....
باپوزش برای تأخیر.
  • به بهانه 14تیر ماه روز قلم وعرض تبریک به مدیرمحترم وهمه دوستان فرهیخته گروه.....
    باپوزش برای تأخیر.....
    اين روز را، به همه قلم به دستانِ متعهد و دل‏سوز، که از قلم به نيکي استفاده و در راه کمال آدمي و انسان سازي کوشش مي‏کنند، تبريک مي‏گوييم،که عرصه جولانِ قلم، نمايشگاه توان‏مندي‏هاي انديشمندان بوده است و امير بيان، حضرت علي عليه‏السلام در اين مورد مي‏فرمايد: «انديشه‏ هاي دانشمندان، به بلنداي قدرت قلم‏هایشان است»
    سوگند خداوند به «قلم» و «نوشته»، قلم را قداست و نوشتن را حرمت بخشيده است. درخت قلم، اگر ريشه در «تعهّد» و «تديّن» داشته باشد، ميوه‏ اش شيرين و ماندگار است.
    علامه طبرسي رحمه‏ الله در اين مورد مي‏نويسد:«بيان دو گونه است: بيان زبان و بيان قلم. بيان زبان، با گذشت زمان کهنه مي‏شود و از بين مي‏رود،ولي بيان قلم تا ابد باقي است.......سایت تبیان.

    • سلام . : با عرض سلام خدمت شما و تشكر از اينكه در متن اشعار اينجانب دقت فرموديد . اولا كه اشتباه تايپي بود و اتفاقا معني اون درست در مياد چون اين بدعت رو من توي هم ميهن گذاشتم ................ با تشكر از هر سه (gol) (gol) (

      3 سال پیش

    • محمد ..... : درودبرپاسداران حرمت قلم که آن رانفروختند ودرراه نشراندیشه های انسانی بکاربردندومیبرند. (ghalb) (ghalb) (ghalb) (ghalb) (ghalb)

      3 سال پیش

    • مسافر دور : سلامت باشید بانو

      3 سال پیش

    از کتاب "چهارشنبه‌ی دیوانه " / الهام کاغذچی....

    از تو چه پنهان، وقتی کسی دیوانه می‌شود حتما چیزی را فهمیده که دیگران نمی دانند؛ زخمی کاری، یا دردی کُشنده.

    • نادیا راد : عااااالی

      3 سال پیش

    • لیلا عبدی : درود بر شما..بسیار زیباست و در خور تامل...

      3 سال پیش

    از "خاطرات صد درصد واقعی یک سرخپوست پاره وقت" / شرمن آلکسی...


    وقت هایی هست که آدم آخرین چیزی که می خواهد بشنود حقیقت است .

    نداری نه به آدم قوت و قدرت می دهد ، نه درس استقامت . نه ، نداری فقط به آدم یاد می دهد که چطور با فقر زندگی کند .


    هر کتاب یه راز است و اگه هر کتابی را که تا حالا نوشته شده بخوانی به این می ماند که یک راز عظیم را خونده باشی.


    برای این که آدم بزرگی بشی باید رویاهای بزرگ داشته باشی .

    مجــــــــــید شیطان دوست

    3 سال پیش
  • این نوشته تحلیلی است و هیچ ربطی به قهرمان بارو های شما ندارد .
تماشاگر در تراژدی و نمایشنامه با باز
  • این نوشته تحلیلی است و هیچ ربطی به قهرمان بارو های شما ندارد .
    تماشاگر در تراژدی و نمایشنامه با بازیگر و شخصیت داستان هم ذات پنداری میکند .این را در مطالعه تراژدی های یونان و شاهنامه فردوسی به وضوح میبنیم ، برای درک بهتر این معنای عظیم ان را یعنی تراژدی یونان و شاهنامه را با نوحه سرایی و غم نامه خوانی یا افسانه سرایی با فرهنگ امروز مقایسه کردم " و به این پرداختم که هر یک چه دستاوردی خواهند داشت ؟! در تراژدی و نمایشنامه " مخاطب میتواند با هم ذات پنداری " قهرمان یا تفاوتی نمی کند ضد قهرمان را ببخشد . از این رو که تراژدی و نمایشنامه خصلتاً مقهور شدن انسان به نوعی جبر را به او مینما یاند . پس تماشاگر وقتی خود را در موقعیت موضوع تراژدی و نمایشنامه و قهرمان قرار میدهد در میابد " چنانچه اگر او هم بود دچار همین خطاها و همین نقطه ضعفها میبود که او ! پس او را تبرئه میکند .
    اما نوجه خوانیهای ما تنها میتواند ترحم بر انگیز باشد و ما به ازای ان تنفر و کینه توزی را دامن بزند .!وقتی سوگنامه امام جسین بخوانیم به شمر و یزید لعن و نفرین خواهیم کرد و در پیامد خود را در یک کلام : بر تر از قهرمان یا ضد قهرمان قرار میدهیم وبه شعار دادن تمسک میجوییم که ما اهل کوفه نیستیم !!!! در حالی که اگر دچار هیجان زدگی نباشیم و هنر غنیی هم به تحول و تعمق ما کمکی نکند اندیشه ما نیز از درک این حداقل نا توا
    ادامه پست...

    • r...a h...a : hichi...ghalat kardam.....ey vayyyyyyyyyyyyyy

      3 سال پیش

    • مجــــــــــید شیطان دوست : سلام متوجه نشدم !

      3 سال پیش

    • r...a h...a : hekat az be khab zadano ..khabide...enghadi goftan ke.............اب طلب نکرده همیشه مراد نیست!!گاهی نشانه ایست که قربانی ام کنند،!نه؟ا

      3 سال پیش

  • بازخوانی آرای شهید بهشتی درباره «شب تقدیر در برابر اراده»

شب قدر در منظومه عقیدتی مذهبی و نیز تار
  • بازخوانی آرای شهید بهشتی درباره «شب تقدیر در برابر اراده»

    شب قدر در منظومه عقیدتی مذهبی و نیز تاریخ ایرانیان، برجستگی خاصی دارد.

    این برجستگی از ماهیت چند بعدی شب قدر مایه می گیرد؛ از یکسو شب قدر آمیخته با عمیق ترین احساسات مذهبی نشانگر خلوص تخلق و تعبد انسان است، و از دگرسو در رویکرد فلسفی و اسلام شناسی، شب قدرتجلی گاه آمیختگی جبر و اختیار است؛ تقریر سرنوشت انسان در عین آنکه اختیار گزینش صعود انسان در مقابل هبوط به بشر خاکی داده شده است.

    نکته مهم اما آنجاست که کمتر به ابعاد اجتماعی و کارویژه اجتماعی شب های قدر پرداخت شده است.

    شب قدر می تواند محمل خوانشی اجتماعی قرار گیرد که انسان مسلمان در متن مفاهیمی چون آزادی، خردورزی و مسئولیت پذیری تعریف و سرنوشت اجتماعی اش تقریر گردد.

    رمضان عبادی ­ترین ماه مسلمانان فارغ از هرگونه مذاهب و فرقه­ های مختلف محسوب می­ شود.

    این ماه فرصتی است برای مسمانان که به تزکیه­ بیش­تر نفس پرداخته و همچنین اطاعت­ پذیری­شان را از مخلوق خود نشان دهند.

    هر چند که تمامی روزهای ماه رمضان مورد احترام و تکریم مسلمانان است، اما «شب قدر» نسبت به شب­ های دیگر از منزلت، ارج و قرب بیشتری برخوردار است.

    بحثی که در این نوشتار مورد توجه است، نه «جایگاه ز
    ادامه پست...

    • رها ستایش : بسیار عالی ممنون از شما مطلب زیبایی بود (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      3 سال پیش

    مجــــــــــید شیطان دوست

    3 سال پیش
  • شرح عکس : وضع امروز کشور و پیدا نشدن هیچ راه چاره ای برای نجات از این وضعیت    !
  • شرح عکس : وضع امروز کشور و پیدا نشدن هیچ راه چاره ای برای نجات از این وضعیت !

    • سکوت فریاد : : سلام دوست عزیزمحبوب شدی ازت دعوت میکنم توگروه خودت مرجان عضوبشی وبهم کمک کنی منتظرتما............اینم لینکش http://www.hammihan.com/group/marjan

      3 سال پیش

  • کتاب امام علی (ع) صدای عدالت انسانی
نویسنده: جرج جرداق
مترجم: هادی خسرو شاهی 
امام علی (ع) صدای ع
  • کتاب امام علی (ع) صدای عدالت انسانی
    نویسنده: جرج جرداق
    مترجم: هادی خسرو شاهی
    امام علی (ع) صدای عدالت انسانی یکی از مهم‏ترین آثار جرج جرداق که آن را در ۲۸ سالگی نوشته و در سال ۱۹۵۸ میلادی انتشار یافت. این کتاب در پنج جلد تدوین گردیده است و انتشار آن به عنوان یک حادثه عظیم در جهان اندیشه اسلامی، نظر بزرگان شیعه و سنی را به خود جلب نمود.
    این اثر به زبان‌های فارسی، هندی و انگلیسی ترجمه شده است. ترجمه‌ی فارسی مجلدات پنج‌گانه به قلم عطامحمد سردارنیا، سیدهادی خسروشاهی، مصطفی زمانی و احمد بهشتی است که در فاصله‌ی سال‌های 1346-1351 منتشر شده است. شخصیت‌هایی چون آیت الله بروجردی، دکتر علی شریعتی و محمدرضا حکیمی درستایش و بزرگداشت این اثر مطالبی نوشته‌اند.
    این کتاب به بررسی شخصیت‌ جهانی و عظمت افکار انسانی و چگونگی دیدگاه‌های امام علی‌ع‌ درباره عدالت اجتماعی و اقتصادی و روش آزادگی در حکومت و رفتار با مردم اختصاص دارد. البته در عصر ما نویسندگان مسیحی شرقی یا مستشرقان غربی بسیاری درباره زندگی و افکار امام علی‌ع به بحث و تحقیق پرداختند، اما اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم و درباره کتاب جورج جرداق سخن بگوییم، باید صادقانه بپذیریم که در این زمینه، هیچ‌یک از نویسندگاان مسیحی شرق یا مستشرقان غرب نتوانستند به پای جورج جرداق برسند.
    نکته‌ای که بلندای فکر و تواض
    ادامه پست...

    • لیلا سروش : سپاس از شما خواهر عزیزم, کتاب بسیار غنی ایست...که این حسن انتخاب شما جای تقدیر بسیار دارد..... (gol) (gol) (gol)

      3 سال پیش

    • کروزر ناوشکن : سلام محبوبی عزیز (gol) (gol) (gol)

      3 سال پیش

    • اندیشه صفدری : خواهش میکنم.دوست عزیز.خوشحالم که موردتوجه قرارگرفته است.

      3 سال پیش

    مجــــــــــید شیطان دوست

    3 سال پیش
  • ساغر هستی از رهی معیری

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
  • ساغر هستی از رهی معیری

    ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
    و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست
    زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال
    صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست
    شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع
    در میان آتش سوزنده جای خواب نیست
    مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک
    مور را پای رهایی از دل گرداب نیست
    خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است
    کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست
    ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم
    ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست
    آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست
    ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست
    گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست
    ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست
    گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا
    ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست
    جلوهٔ صبح و شکرخند گل و آوای چنگ
    دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست
    جای آسایش چه می جویی رهی در ملک عشق
    موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست

    • لیلا عبدی : درود بر شما و انتخاب زیبای شما..

      3 سال پیش

  • حبس و بغض و سپس فریادی عجیب و جاودان در قطعه شعر*بخوان بنام گل سرخ* استاد شفیعی کدکنی هست که هر بار
  • حبس و بغض و سپس فریادی عجیب و جاودان در قطعه شعر*بخوان بنام گل سرخ* استاد شفیعی کدکنی هست که هر بار می خوانم گویی نشتری سینه و دل و جانم را می شکافد و به پرواز می رسم:

    بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،
    که باغ ها همه بیدار و بارور گردند
    بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
    به آشیانه ی خونین دوباره برگردند
    بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت
    که موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد؛
    پیام روشن باران،
    زبام نیلی شب،
    که رهگذارِ نسیمش به هر کرانه برد.
    ز خشک سال چه ترسی!
    ـ که سد بسی بستند:
    نه در برابر آب،
    که در برابر نور
    و در برابر آواز و در برابر شور .....
    در این زمانه ی عسرت،
    به شاعران زمان برگ رخصتی دادند
    که از معاشقه ی سرو و قمری و لاله
    سرودها بسرایند ژرف تر از خواب
    زلال تر از آب.
    تو خامشی، که بخواند؟
    تو می روی، که بماند؟
    که بر نهالک بی برگ ما ترانه بخواند؟
    از این کریوه به دور،
    در آن کرانه، ببین:
    بهار آمده،
    از سیم خادار، گذشته.
    حریق شعله ی گوگردی بنفشه چه زیباست!
    هزار آینه جاری ست.
    هزار آینه اینک، به همسرایی قلب تو می تپد با شوق.
    زمین تهی ز رندان،
    همین تویی تنها
    که عا
    ادامه پست...

    • مسافر دور : درود بانو لیلا جونم :)))))))فدای شما بشم من

      3 سال پیش

    • لیلا عبدی : درود بر شما..بسیار انتخاب زیباییست..و شادی آذین لحظاتتان باد بانو...

      3 سال پیش

    • مسافر دور : وعشق در کلماتشون موج میزنه بطعم گس ودلچسب اسپرسو..عاشق اشعارشم گوشه چشم کجاست؟شماهم شاد باشید..یا بقول لیلا بانو..شادی آذین لحظاتتان:)

      3 سال پیش

    ادامه... اعضاء گروه
    • ایمان آزاده
    • ساناز پارسا
    • Calm همه چی ارومه
    • رهگذر ...
    • ..... ...‌
    • عسل ۲۰۰۳
    • .... ...
    • Reza Amirii
    • رهگذر کوی عشق
    • محمدرضا اصلاحی
    • محسن صحت
    • ....... .......
    • مرکز مشاور پایان نامه
    • esmaeel beheshti
    • سپیده شهرزاد
    • مینا مجیدی
    کاربران فعال