قلب♡سبز

(m1370110 )

morteza  

3 روز پیش و 9 ساعت قبل
  • مرد فقیری بود که همسرش از ماست کره می گرفت و او آنرا به یکی از بقالی های شهر می فروخت، آن زن کره ها
  • مرد فقیری بود که همسرش از ماست کره می گرفت و او آنرا به یکی از بقالی های شهر می فروخت، آن زن کره ها را به صورت توپ های یک کیلویی در می آورد. مرد آنرا به یکی از بقال های شهر می فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را می خرید.

    روزی مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامی که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانی شد و روز بعد به مرد فقیر گفت:

    دیگر از تو کره نمی خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من می فروختی در حالی که وزن آن ۹۰۰ گرم است.

    مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم، بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم. مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید.

    از ماست که بر ماست؟؟؟؟؟؟

  • #زنان و #درختان چقدر بهم شبیه اند!

هر دو ریشه دارند و برگ و بار می دهند. 
هر دو بهارهای بسیار دا
  • #زنان و #درختان چقدر بهم شبیه اند!

    هر دو ریشه دارند و برگ و بار می دهند.
    هر دو بهارهای بسیار دارند
    و زمستان های بسیارتر.
    هر دو به نور محتاجند و هر دو
    نفس می بخشند و زندگی.
    و در کمین هر دویشان تبرهای بسیار است.

    برای بریدن ها، برای شکستن ها،

    برای قطع امید ها ...
    اما هنر زن بودن ،
    جوانه زدن های پی در پی است،
    حتی وقتی شاخه هایت را شکستند،
    حتی وقتی ساقه هایت را زدند،
    حتی وقتی بی رحمی تبر، تنت را،
    تنه ات را از ته برید...
    تو اما ریشه ات را نگه دار،
    دستهایت را به آسمان بلند کن
    تو دوباره سبز خواهی شد....

    #زن_یعنی_زندگی ..

    ادامه... اعضاء گروه
    • عبدالله عبداللهی
    • بمان بنای ماندگار ایرانیان
    • همایون   
    • لیندا  
    • عرفان نجفی
    • Zahra H
    • یوسف ش
    • farid 123
    • garshid inanloo
    • بیمارستان سلول درمانی رویان
    • افسون خدادادی
    • Mr. Silent
    • نوشین حیدری
    • آغلایان اورگیم
    • علی اماموردی
    • نیکتا شادی
    کاربران فعال