"فقر،کودک کار"فقـروبیـــکاری"

(omidArammon3000 )

کودک کار
کودکی غمگین ولی امیدوار
عاشق یک دم رها گشتن ز کار
دیدمش حسرت خوران اندر رهی
سر به زیر و غصه هایش بی شمار
گفتمش از چه چنین غمگین شدی؟
گفت رو،دستت از این دل بربدار
کز همان روز ازل این روزگار
سرنوشت من نوشته سخت کار
گفتمش او را،بکن یک آرزو
هست هر چه در دل تنگت بگو
رو به من کرد و سپس اینگونه گفت:
"تا که درد است آرزو از من مجو"
تو اگر درمان کنی دردی ز من
کرده ای بر من محقق آرزو.
احسان حیدری نژاد

فرعون و شیطان

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد.
روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه، خوشه ی انگور را به او داد و گفت:" اگر تو خدا هستی،پس این خوشه را تبدیل به طلا کن!" فرعون یک روز از او فرصت گرفت...

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی در خوابگاهش را به صدا درآورد.فرعون پرسید:"کیستی؟"

ناگهان دید که شیطان وارد شد و گفت:"خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست!"

سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد. بعد،خطاب به فرعون گفت:"من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم، آن وقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟!"

پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون پرسید:"چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده نشوی؟!"

شیطان پاسخ داد:"زیرا می دانستم که از نسل او،همانند تو احمق هایی به وجود می اید!

کودک کار

صدای گریه می آید
صای گریه ی یک کودک تنها و درمانده
صدای کودکی که میکند شکوه
ز سرمای زمان با سردی دلهای ادمها
صدای خسته از دردی،که میپیچد میان خنده های تلخ ادمها
که من هستم و میخواهم بمانم من!
ولی چشمی نمیبیند
نگارم را.......نگاهم را....دو چشم اشکبارم را
و این یک کودک کار است،در دنیای ادمها
و ای مردم........
مسلمانی کجا رفته؟
خندا لبخند این طفل است
بهشتش با نگاه او عجین گشته
مپنداری خدا با حج تکراری شود راضی
و یا با ان نماز نیمه شب از شیخ بازاری
ودر پایان
خدا یعنی صدای خنده ی این کودک تنها
مرتضی قاسمی

گم شده...
اینجا دیگر ایران نیست...

اینجا فراموشگاه تاریخ است...
ایران گم شد در تسبیح حاجی در نماز جمعه،من که یاد ندارم ایرانی مرگ برای کسی بخواهد...
ایران گم شد در همه آزادی هایی که خودمان هم نمی دانیم آزادی است یا قفسی دیگر...
تفکراتم ترک خورده است...
امروز بقارا در جفتگیری گربه های سیاه روی دیوار همسایه دیدم...!
غربت را میان پرواز پرستوها...
من بیهودگی را در لابه لای دود سیگار پدری دیدم...!!!
خستگی را در نگاه مردی دیدم که مسافری میبرد...
و نا امیدی را در نگاه مرد معتادی که تنش کرم زده بود...
دوره گردی دیدم در کوچه پس کوچه های شهر به دنبال پوسیدگی اشیا میگشت..

  • nuaman Fatemi : متعالی بگردان ، آمین ⚘

    23 دقیقه پیش

  • aram 30 : عالی...

    27 دقیقه پیش

کودک کار

فضای آسمان ابری و تاریک است و ماهی نیست
و نوری مبهم ازسویش که گاهی هست و گاهی نیست

فلک سرد وهوا سرد و زمین سرد و درختان سرد
چنان سرما زده یخ برتنش چونان که آهی نیست

دو پای کوچک طفلی که گرما برزمین بخشد
و بی حسی دستانی که می گوید که گاهی نیست

دو چشمش خیره اشکش یخ زده بر راه فردایش
ولی دردل نوای گرم او گوید که راهی نیست

تو سختی ٬سخت تر٬ازصخره های سخت کوهستان
تو کوه مشکلاتی درد تو جز کوه کاهی نیست

بدان ای کودک کار ای تمام راه تو روشن
صراطت مستقیم و راست درآن خرده چاهی نیست

به فردا های روشن فکرکن ای آخرین امید
خدا باشد تورا حافظ که جزالله نگاهی نیست
سید حمیدرضا مرتضوی

nuaman Fatemi

1 ساعت و 4 دقیقه قبل

خانه هایی از خشت
زیر آن سقفها
آرامشمان بیشتر بود

آرامشی کور
غلظت این رمضان را
بر بام آسمان خراشها لمانید
و کسانی هستند که هنوز
پایشان را
بر روی زمین نمی گذارند
جایی که کودک فقر
بارها خوابید
و سرما را خوب می داند

رمضان گرسنگی را به ارمغان آورد
سفره ها رنگین تر از همیشه شدند
و کودک فقر
تمام سال گرسنه بود
و ثوابی نبرد
خبر هایی از آوارگی می آمد ، هر روز
ما نفت فروختیم
اتم را شکافتیم
تا کودک خیابان
طعم آب نبات را
هیچ وقت نچشد
پویا عزیزی

Asra Manswr

15 ساعت پیش و 49 دقیقه قبل
  • بعد نوشیدن آب، اگه آب زیاد اومد به نزدیكترین گیاهی كه پهلوته بده به نیت اموات، به همین سادگی.
شادی
  • بعد نوشیدن آب، اگه آب زیاد اومد به نزدیكترین گیاهی كه پهلوته بده به نیت اموات، به همین سادگی.
    شادی رو به قلب دیگران وارد كن؛ مخصوصا اونایى كه غصه دارن.
    به هر كی رد میشه لبخند بزن و سلام كن به اونایی كه نشستن،
    سخن نیكو صدقه است.
    نخواب مگر اینكه هركی بهت بدی كرده رو ببخشى اگر چه كه غیبت یا تهمت بوده یا بد زبانی و بد گویی بوده

    • ♥❃ ❃ ♥ ❃ Ely ❃ : خواهش دارم عزیزترین موفق باشی

      15 ساعت پیش و 27 دقیقه قبل

    • Asra Manswr : چشم بهترین و یک یه دونم ممنون از دعا قشنگت مهربانم .

      15 ساعت پیش و 30 دقیقه قبل

    • ♥❃ ❃ ♥ ❃ Ely ❃ : مرسی فدای خوبیهاتم مهرت همیشگی تو خیلی عزیزی و خیلی به دل مشینی لطفا مواظب خوبی و مهربونیت باش دعا میکنم از چشم بد بدور باشی برا سلامتیت از ته دل دعا میکنم تو هم منو دعا کن آبجی خوش قلبم نگاه خدارو واسه هر لحظه ت آرزو می

      15 ساعت پیش و 33 دقیقه قبل

    nuaman Fatemi

    19 ساعت پیش و 3 دقیقه قبل

    سخن از علی ع بگویم

    به گلوی چاه گفتم خبرازعلی نيا مد
    سخن ازندای جان داد تو زاو خبرنداری
    به ازاو زفرش و افلاک چه کسی توان رسيدن
    تو اگر خداشنا سی به ازاو دگرنيا بی
    چو رود به روضه ی عشق سخنِ هزارعاشق
    که زمهراو بخواهيم و زحنجرش کلامی
    به هزارچاه گفتم زعلی خبر نيا مد
    به زلال چشمه ها گفت تو ز او اثرنداری
    به سراغ کوچه رفتم درِکلبه ها بديدم
    به نگاهِ صد ستاره به سکوت و انتظاری
    چو به انتظارمردم به کنا رکلبه بودند
    نرسيد قوت آن شب زجگرفغان وآهی
    به يتيم و بيوه زنها چوعلی بداد ارزاق
    همه تا سحر ستودند به دل خدا خدا ئی
    به کنارِنخلها بود سرقدسيان به سجده
    که نسيمِ شب بپوشد سخنانِ اوبه چاهی
    به زلال چشمه گفتم کِ تورا به غمزه جان داد ؟
    به نگاه مست می گفت به بهایِ اشک وآهی
    به درونِ قلبِ آدم سری ازوفا کشيدم
    بنشسته درکناری و ميانِ اشک وآهی
    شب و خفتن و خماری به تن هزارنامرد
    فقط ازعلی بدانيم به کوچه ها گذاری
    به شبی که او نيا مد به سرقرارتا صبح
    همه خانه ها فسردند نبود مرد و نانی
    همه مردمان شنيدند زگلوی چاه ناله
    به سراسيمه رفتند به هزاردرنشانی
    به کنارِ درب خانه حسن و حسين ديدند
    همه کودکان به دستان ,
    ادامه پست...

    nuaman Fatemi

    23 ساعت پیش, 1 دقیقه

    قسم بر ابر های پر ز باران
    گیاهی تشنه در دشت و بیابان
    به دریایی که امواجش خروشد
    به ان ابی که از سنگش بجوشد
    به ان مرغی که بالش را شکستند
    به اهویی که پایش را شکستند
    به ان کوری که گم کرده عصایش
    فلک هم کنده چاهی پیش پایش
    به ان یاری که در شهرو دیارش
    شده محرو از روی نگارش
    قسم بر ان شکمهای گرسنه
    که خالی مانده اند از ظلم و فتنه
    قسم بر حق مظلومان دنیا
    که ناحق مانده از دیروز و فردا
    قسم بر ناله های مادر از جنگ
    که رخسارش ز غمها گشته کم رنگ
    قسم بر گریه های کودک فقر
    کشد هر دم ز دنیا او همی زجر
    به فریادی که مانده اس بر زبانها
    چو جاری شد رسد صد ها زیانها
    قسم بر بی گناهی که سرش رفت
    به دست اجنبی هم دخترش رفت
    زنش هم شد اسیر دشمنانش
    جلوی دیده هم میهنانش
    به ان مادر که بر بالین فرزند
    نشسته تا سحر بیدار سوگند
    به اه و ناله بیمار سوگند
    به هزیان گویی تب دار سوگند
    به ان کوهی که در خود چشمه دارد
    به ان رودی که صد سر چشمه دارد
    تو درد هر ضعیفی را دوا کن
    بنای کاخ مستکبر فنا کن
    قسم بر حق قسم بر عدل قسم بر تو خدایا
    جدا کن دست ظالمها ز دنیا
    پرویز طبسی
    ادامه پست...

    فقر

    آور به برم اُملت در خانه اگر داری
    ای همسرک خوبم با خنده نه با زاری

    ریحان و پیاز و سیر،سیر سرکه بُوَد بهتر
    تا میل کنم آنرا با سنگک بازاری

    نیکوست ولو اندک،بعدش دسری باشد
    فالوده شیرازی یا آلوی خوانساری

    من شیفته آشم ؛ آش عدس و ماشم
    من میل کنم آنرا با میل نه اجباری

    ای جوجه کباب من ؛ ای رب انار من
    کیف است کبابی از ، یک بره پرواری

    از بوی کباب برگ گَه خَندم و گَه گریان
    تا چند ببویم از ، بی پولی و ناداری

    عمریست چنانم تا ؛ چِنجِه بخورم قدری
    این اِشکَم لامصب ؛ کاردی بخورد کاری

    با این هوسم ای زن ؛ با نان و کلم سازم
    با میل خورم آنرا هر روزه ز ناچاری

    سید علیرضا رئیسی

    ادامه... اعضاء گروه
    • محمد_ نیک روش/شاعر
    • هیله وفا
    • ๒คгคภ ツ
    • nuaman Fatemi
    • شهرام ماهر
    • شهروند جهانی
    • arman shafei
    • دختـــری با حرفهـــای قشنگ
    • javad fahimi
    • زهرا ...
    • حميد صدر
    • پدیده کارت ایرانیان
    • siah beyaz
    • رسول منظم
    • سامان مشفق
    • رهگذر ...
    کاربران فعال