Hamid Reza Fadaei

(h-m-i-d-r-z-a )
  • بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد
  • بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم !

    در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
    باغ صد خاطره خندید
    عطر صد خاطره پیچید

    یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
    من همه محو تماشای نگاهت
    آسمان صاف و شب آرام
    بخت خندان و زمان رام
    خوشه ماه فرو ریخته در آب
    شاخه ها دست برآورده به مهتاب
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دل داده به آواز شباهنگ

    یادم آید : تو بمن گفتی :
    ازین عشق حذر کن !
    لحظه ای چند بر این آب نظر کن
    آب ، آئینة عشق گذران است
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
    باش فردا ، که دلت با دگران است
    تا فراموش کنی ، چندی ازین شهر سفر کن !

    با تو گفتنم :
    حذر از عشق ؟
    ندانم
    سفر از پیش تو ؟
    هرگز نتوانم
    روز اول که دل من به تمنای تو پَر زد
    چون کبوتر لب بام تو نشستم
    تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
    باز گفتم که : تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
    حذر از عشق ندانم
    سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !

    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
    اشک در چشم تو لرزید
    ماه بر عشق تو خندید

    یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیدم
    نگسستم ، نرمیدم

    [ادامه...]

    • مریم صالحی : (gol) (gol) (gol)

      7 ماه پیش و 2 هفته قبل

    • ;-)Zhara❀ ◕‿↼ *◕‿◕* : سلام گلمممممممممممممممممکاش الان بودی دلم خیلی تنگهههههههههههههههههههههههههههههههه

      9 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • Hamid Reza Fadaei : سلام فدای تو خوشکل خانوم برم من خیلی دلم میخواد بازم صدات رو بشنوم یعنی میشه؟

      10 ماه پیش و 3 هفته قبل

    Hamid Reza Fadaei

    1 سال و 7 ماه قبل

    مدتی است از شکسته شدن این دل گذشته ،

    هنوز قطره هایی از اشکهای آن روزها بر چشمانم نشسته ،

    حالم بهتر نیست از این دل خسته ... گرفته دلم ، کجایی که آرامم کنی ، کجایی که این غم یخ زده را در دلم آب کنی گرفته دلم ، کجایی که به درد دلهایم گوش
    کنی نیستی و من در حسرت این لحظه ها نشسته ام
    ، نیستی و من بیشتر از همیشه خسته ام در لا به لای برگهای
    زندگی ، نیست برگی که از تو ننوشته باشم ،
    نیست روزی که از تو نگفته باشم هزار سال هم که بگذرد من در توهم حضورت نفس می کشم
    من آن شانه هایت را می خواهم که پناهم بود همان یک وجب از شانه ات تمام دارایی ام بود من آن دست های گرمت را می خواهم که یک عمرعبادت نوشت
    با آن نگاه مهربان و آن همه خوبی من بی تو طاقت ماندن ندارم
    این بغض لعنتی.... این بغض لعنتی
    وقتی دیروز باران بارید
    “آن مرد در باران آمد” را به یاد آوردم
    “آن مرد با نان آمد”
    یادم آمد که دیگر پدرم در باران
    با نانی در دست
    و لبخند بر لب
    نخواهد آمد
    دیروز دلم تنگ شد و با آسمان و دلتنگی‌اش
    با زمین و تنهائیش
    با خورشید و نبودنش
    به یاد پدر سخت گریستم
    پدرم وقتی رفت سقف این خانه ترک بر میداشت
    پدرم وقتی رفت دل من سخت شکست....



    به امید روز وصال

    Hamid Reza Fadaei

    1 سال و 10 ماه قبل
  • Doostiha-IR

خداوندا، در این آخرین روزهای سال
دل مردمان این سرزمین را چنان در جویبار زلال رحمتت ش
  • Doostiha-IR

    خداوندا، در این آخرین روزهای سال
    دل مردمان این سرزمین را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده
    که هر کجا تردیدی هست ایمان
    هر کجا زخمی هست مرهم
    هر کجا نومیدی هست امید
    و هر کجا نفرتی هست عشق جای آنرا فرا گیرد، آمین . . .
    پیشاپیش سال نو مبارک
    ارادتمند همه شما دوستان عزیز
    حمیدرضا فدایی

    Doostiha-IR

    • _Hasti _ : خیلی خیلی لطف داری تو:) منم دلم براتون تنگ شده:))))))

      1 سال و 8 ماه قبل

    • Hamid Reza Fadaei : درود بر هستي عزيز باورت نميشه چقدر دلم برات تنگ شده

      1 سال و 8 ماه قبل

    • _Hasti _ : (gol) (gol) (gol) (gol) (gol) (gol)

      1 سال و 8 ماه قبل

    سلام دوستان پدرم چند روزه بخش icuبيمارستان بستري هست وضعيت خوبي نداره تو رو خدا برا سلامتيش دعا كنيد انشاالله به حق اين روزاي آخر صفر خدا پدرم رو به آغوش خانواده باز گردونه ..... ممنون از همه ي شما دوستان التماس دعاي فراوان

    • Hamid Reza Fadaei : ممنون دوست گلم خداروشکر الانم خیلی بهتر شدن

      1 سال و 11 ماه قبل

    • maral. . : انشاالله زودتر خوب بشن

      1 سال و 11 ماه قبل

    • Hamid Reza Fadaei : ممنون خداروشکر الانم خیلی بهتر شدن و ضریب هوشیشون بالاست

      1 سال و 11 ماه قبل

    کربلایت بار دیگر منزل زینب شده
    در عزای اربعینت جان او بر لب شده
    او که شمع محفل شمس و قمر، وان غنچه بود
    بعد از این پروانه ی هجده گل و کوکب شده
    * اربعین حسینی تسلیت باد.

    • پريسا سلمانی : شما هم محبوب شدین دوستان عزیزخواستین بیاین پروفایلم خوشحال میشم

      1 سال و 11 ماه قبل

    • Hamid Reza Fadaei : سلام هم عضو شدم و هم محبوب کردم گروه رو براتون پیام هم گذاشتم.

      2 سال پیش

    • سکوت فریاد : : سلام دوست خوبم محبوبیت تقدیمتون ازتون دعوت میکنم تو گروه خودتون مرجان عضوبشین خوشحال میشیم اولین گروه پروفایلمه منتظرتونیم .

      2 سال پیش

    Hamid Reza Fadaei

    2 سال پیش و 3 ماه قبل
  • یکی از کانالهای خارجی ماهواره یک برنامه مستند حیات وحش رو پخش می کرد.
نشان می داد یک گروه محقق یک س
  • یکی از کانالهای خارجی ماهواره یک برنامه مستند حیات وحش رو پخش می کرد.
    نشان می داد یک گروه محقق یک سری لاشه مرغ رو داخل یک توری گذاشته بودن و چند گودال به فاصله های 10-20 متر از هم حفر کرده بودند. بعد از مدتی یک روباه آمد و کمی بو کشید و یک مقدار این لاشه ی مرغ ها را جابجا کرد و رفت.
    کارشناس تیم رو به دوربین کرد و گفت این الان می رود و بقیه ی گله و دوستاش رو می آورد و با استفاده از یک روبات جرثقیل توری رو جابجا کردن و آوردن توی گودال دوم و مخفی اش کردن و با یک مایعی که اسپری کردند اثر بو رو از مسیر از بین بردند.
    تقریبا نیم ساعت بعد همان روباه و 7-8 تا روباه دیگه آمدن سر گودال اول و هر چی گشتن مرغها رو پیدا نکردن هر چی زمین رو بو کردن فایده نداشت و آن 7-8 تا رفتن و این روباه اولی دوباره شروع به گشتن کرد.
    جالبیش اینجا بود که هی با سرعت میگشت و بعد سرشو بالا می آورد و به دوستاش که داشتن دور می شدند نگاه می کرد و دوباره بو می کشید.
    محققین با استفاده از سیم کمی روی گودال دوم رو باز کردن تا حدی که روباه مرغ ها رو دید.
    این دفعه خیلی جالب بود روباه یکی از مرغ ها رو با دندون گرفت و با خودش برد.
    این تیم کارشناس اومدن و دوباره همان کار رو تکرار کردن و توری رو به گودال سوم بردند و بوی مرغ ها رو با اسپری پاک کردند. روباه ها وقتی دوباره رسیدن هر چی گودال ها رو گشتن و هر چی زمین رو بو کشیدن چیزی نبود و دوباره رفتند.
    دوربین روباه اول رو نشان داد که این بار دیگه جستجو نکرد و رفت داخل گودال دوم دراز کشید و به حالت خوابیده ماند یک چند دقیقه صبر کردند و دیدند خبری نیست نزدیکش رفتند و چک کردن دیدن کاملا مرده
    جالب این بود که لاشه روباه را به مرکز دامپزشکی بردند و کلی آزمایش کردن دقیقا
    [ادامه...]

    • حالا ... : عالی بود (gol) (gol) (gol) (gol)

      11 ماه پیش, 1 هفته

    • Hamid Reza Fadaei : خودمم استان فارسی هستم میدونم دیگه

      1 سال و 7 ماه قبل

    • ❤fatinaz ❤ : خخخخخخخخخخخخ. اره. باهوش هستیا.

      1 سال و 7 ماه قبل

    Hamid Reza Fadaei

    2 سال پیش و 3 ماه قبل
  • دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست ، مرا شاد میکند
لبخند را به دنیایم هدیه میکند حتی این روزها گاهی پ
  • دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست ، مرا شاد میکند
    لبخند را به دنیایم هدیه میکند حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
    من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم . . .

    .

    .

    .

    .

    دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت
    تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم . . .

    .

    .

    .

    .

    و من هنوز تو را مثل “ تمام شد ” مشق شبم دوست دارم . . .

    .

    .

    .

    .

    دوستت داشتم
    دوستت دارم
    و دوستت خواهم داشت
    از آن دوستت دارم ها
    که کسی نمی داند
    که کسی نمی تواند
    که کسی بلد نیست !

    • سید اسد : سلام عصر بخیر محبوب شدی

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    • Hamid Reza Fadaei : سلام صبح زیبای شما هم بخیر ممنون لطف دارید.

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    • maryam cavanan : سلام دوست گرامی صبح زیباتون بخیر .... خدا حفظش کنه

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    Hamid Reza Fadaei

    2 سال پیش و 3 ماه قبل
  • بوسه ام را می گذارم پشت در
قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
تو بیا , در را تماما باز کن
هر چه میخواهی
  • بوسه ام را می گذارم پشت در
    قهرکردی , قهرکردم , سر به سر
    تو بیا , در را تماما باز کن
    هر چه میخواهی برایم ناز کن
    من غرورم را شکستم , داشتی ؟
    آمدم , حالا تو با من آشتی ؟
    چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین
    جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
    حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم
    طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نا زنین

    به خاطر یافتن مقصر,
    زندگی ات را تلخ و سیاه نکن.
    بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند
    خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند

    قهر مکن ای فرشته روی دلارا
    ناز مکن ای بنفشه موی فریبا
    طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین
    چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا
    ناز تورا میکشم به دیده منت
    سر به رهت مینهم به عجز و تمنا

    همیشه رفتن بهترین نیست
    گاهی میان رفتن وماندن هیچ فرقی نیست
    چه قهر باشیم چه آشتی
    اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند

    بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی
    به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی
    دلم پر از گلایه ها تنم اسیر درد و خون
    ولی تو قهر با دلم برای لحظه ای مکن

    بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

    چنین گفت زرتشت:…عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

    از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
    وز سر راه تو دلربا نکشم پا
    عاشق زیباییم اسیر مح
    [ادامه...]

    • Hamid Reza Fadaei : ما ارادت داریم خدمتتون عزیزی شما... راستی یه پیام خصوصی فرستادم بخون جوابش رو بفرست ممنون

      2 سال پیش, 1 ماه

    • ... ؟ : مهربونی ازخودتونه

      2 سال پیش, 1 ماه

    • Hamid Reza Fadaei : ممنون از لطفت دوست گلم خیلی مهربونی

      2 سال پیش, 1 ماه

    Hamid Reza Fadaei

    2 سال پیش و 3 ماه قبل
  • کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان . . .
نه اینکه شانه بالا بیندازی
  • کاش میفهمیدی قهر میکنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلندتر بگویی بمان . . .
    نه اینکه شانه بالا بیندازی و ارام بگویی هرطور راحتی . . .













    به خاطر یافتن مقصر ، زندگی ات را تلخ و سیاه نکن .
    بگذار آن چه در پایان یک عشق به جای میماند
    خاطرات خوش باشد با من آشتی کن تا دنیا با من آشتی کند . . .













    چی میشد تو هم منو دوستم میداشتی نا زنین / جای گریه رو لبام خنده می کاشتی نازنین
    حالا که قهری باهام ولی بدون دوستت دارم / طاقت قهر ندارم پس آشتی آشتی نازنین . . .













    عشق لطف های بی نهایت می کند

    خنده از لطفت شکایت می کند

    گریه از قهرت شکایت می کند

    این دو پیغام مخالف درجهان از یکی دلبر حکایت می کند . . .

    ادامه... دوستان
    • نگار ***
    • Nazanin ~K~
    • fateme kh
    • فاطمه امینی
    • Aylin ♀
    • asalbaba 1380
    • ........ ..
    • yektaaa poyan
    • ♡♡sadaf♡♡ ...
    • danger girl
    • ♛  sareh ♛
    • مریم رنجبر
    • Reihaneh ... L
    • ^.^negar ^.^
    • MOTAHAREH* .VF*
    • イOoƒaŊ KaRცasɨყaŋ
    1457 هواداران
    بازدیدکنندگان