♣هفت خاج♣

(haftkhaj )

♣هفت خاج♣

3 ماه پیش و 3 هفته قبل
  • دیدم داری از دور قدم میزنی کنارت یکی هست که من نیستم
تو اونقدر محو نگاشی و من میریزه دلم مات می ایس
  • دیدم داری از دور قدم میزنی کنارت یکی هست که من نیستم
    تو اونقدر محو نگاشی و من میریزه دلم مات می ایستم
    تا میپیچده دستاشو دور تنت یجور بدی گیج میره سرم
    نگات می کنه با یه حال عجیب می خواد پاره شه این رگ گردنم
    می خوام رد شم آهسته از پیشتون می ترسم که شرمنده شی پیش من
    نیاری به روتو بخندی فقط با چشمات بگی خواهشن حرف نزن

    ♣هفت خاج♣

    3 ماه پیش و 4 هفته قبل
  • بعضی از‌ آدما
تو‌بعضی از روزا کارایی میکنن که
نه میتونی اون روزو فراموش کنی نه اون آدمو
  • بعضی از‌ آدما
    تو‌بعضی از روزا کارایی میکنن که
    نه میتونی اون روزو فراموش کنی نه اون آدمو

    • ♣هفت خاج♣ : چشم حتما

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • parsa areyaei : تمنا دارم.. در صورت تمایل پستهایم را مطالعه نمایید و نظر دهید..

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    • ♣هفت خاج♣ : دمت گرم داداش نصیحت خوبی بود

      3 ماه پیش و 3 هفته قبل

    ♣هفت خاج♣

    4 ماه پیش, 1 هفته

    یه معلم خیلی خوب داشتیم که از خوش اخلاق ترین های عالم بود
    اواخر دوره ی خدمتش بود و حسابی آروم و متین و دوست داشتنی
    جوری که ما با همه ی بچگیمون هرگز نمیخواستیم ناراحتیشو ببینیم و همه ساکت مینشستیم و با ولع گوش میکردیم
    همیشه هم میگفت هر سوالی دارید بپرسید بلد نباشم هم میرم مطالعه میکنم میگم
    رسیدیم به قضیه ی درمانگاهی که میخواستن بزنن و زکریای رازی گفته بوده 4 تا تیکه گوشت بیارید ببریم 4 نقطه بذاریم هر جا دیرتر فاسد شد همونجا درمونگاه درست کنیم
    بعد سوالای ما شروع شد:
    + سگا گوشتا رو نخوردن؟
    - نه حتما کسی مواظب بوده. نمیدونم
    + دزدا گوشتا رو نبردن؟
    - نمیدونم حتما کسی مواظب بوده
    + گوشتا اسراف نشدن؟
    - برای ساختن درمانگاه 4 تیکه گوشت ایرادی نداشته فاسد بشه
    + اگه دو تا گوشت سالم مونده باشن کجا درمونگاه میسازن؟
    - سوال خوبی بود حتما بازم صبر میکنن ببینن کدوم زودتر فاسد میشه
    + اون گوشته که سالم موند رو میخورن اخرش؟
    - نمیدونم پسرجان حتما میخوردن
    + گوشتا .
    اینجا بود که دیگه معلم از جاش پاشد . .
    یکم عصبانی و ناراحت راه رفت تو کلاس
    چند بار رفت بیرون اومد تو
    یکم اروم که شد نشست
    گفت من امسال دوره ی خدمتم تموم میشه
    به اخر عمرم هم زیاد نمونده
    ولی دلم میسوزه واسه مملکتم
    که ذهن بچه های کوچیکش
    گرسنه است
    همش نگران گوشته هستن ولی یکی نپرسید درمانگاه چیشد؟ ساخته شد؟ چطور درمانگاه میسازن؟
    معلومه تو ذهنایی که فقر و گرسنگی پر کنه جایی واسه ساختن و رشد و آینده ی وطن نمیمونه
    زودتر از اینکه زنگ بخوره سرش رو گذاشت روی دستاش
    گفت آروم برید ت
    [ادامه...]

    ادامه... دوستان
    • Sara77 8585
    • نیما نیمایی
    • mahshid shahedi
    • ⓐⓢⓔⓝⓐⓣ .
    • Hajali Malek
    • گزارشگر دیوانه ...
    • Asaalii85 Digeeee
    • SOGANDD HAGHIGHAT
    • negar mohajery
    • ❤️✨سینا تنهای تنها❤️✨
    • cheragh danesh
    • HaMeD nosrati
    • kosar A.F
    • هاناخبر هاناپرس
    • توسکا سیفی
    • Pej Han
    345 هواداران
    بازدیدکنندگان