я€ƶą ąʍ€ℓɨ

(hakem )

я€ƶą ąʍ€ℓɨ

5 سال پیش و 2 ماه قبل
  • ♥عزیزان امیدوارم مطلب رو تا آخر بخونید و فقط برای ماریا دعا کنید من خودم این خبر رو همین الان دیدم♥
  • ♥عزیزان امیدوارم مطلب رو تا آخر بخونید و فقط برای ماریا دعا کنید من خودم این خبر رو همین الان دیدم♥

    درد دارد و ضعف؛ آن قدر زیاد که چند دقیقه پشت سر هم نمی تواند حرف بزند و جمله هایش بریده بریده است. پای چپش دو سه برابر پای راستش شده و اوضاع ظاهری بدی دارد. با همان حال بد و رنگ پریده و نفس تنگ، در آخر هر جمله ای، یک «خدا را شکر» تحویلم می دهد تا از همان اول روح بزرگش را به رخم بکشد. از او می خواهم ماجرا را شرح دهد که بفهمم چه شد و چرا به این روز افتاد.


    روز دوم مهرماه، ماریا. ج، دانشجوی بوکانی که در رشته الهیات دانشگاه تهران تحصیل می کند، از سرویس دانشگاه پیاده می شود. درب عقب اتوبوس دچار اشکال فنی بود و فقط یکی از درها باز می شد، به محض پیاده شدن ماریا، در بسته می شود و چادر او لای درب اتوبوس گیر می کند. خودش می گوید: «درست نمی دانم چه شد! فقط می دانم که چادرم گیر کرد و افتادم. فریاد می زدم که راننده نگه دارد، اما هر چه خودم و اطرافیان فریاد می زدیم، فایده ای نداشت که نداشت.»


    وقتی که اتوبوس غول پیکر، از روی پای ماریا رد می شود، انگشت شستش را قطع می کند. راننده می گوید: «اصلاً متوجه داد و فریادها نشدم وگرنه زودتر می ایستادم تا کار به اینجا نرسد.» بعد از دقایقی سر و کله آمبولانس پیدا می شود و ماریا را به بیمارستان شریعتی منتقل می کنند. در آنجا انگشت شستش را با پلاتین به پایش پیوند می زنند. کمی هم کوفتگی و کبودی در ناحیه رانش به وجود آمده بود که خیلی جدی به نظر نمی رسید و همه فکر می کردند ماجرا به همین جا ختم می شود.


    عفونت منتشر می شود


    بعد از عمل شست پا، ماریا را به بخش می آورند. می گوید: «اتاقم در بیمارستان شریعتی با شش ن
    [ادامه...]

    • هستی رحیمی : عزیزززززززززززززم

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    • من یک عاشورایی هستم(nazi70) : چقد دردناک هستش.انشالله شفا پیدا کنه.

      5 سال پیش

    • f.e.r.d.i _rgt : با سلام ....ایشالا خدا شفاش بده ...متاسفم واسه اون بیمارستان ........با دکترای پولکی .........خودم سه تا انگشتام چهار شنبه گذشته شکسته تازه عمل شده این عکسو دیدم ...........دردهامو فراموش کردم

      5 سال پیش

    я€ƶą ąʍ€ℓɨ

    5 سال پیش و 2 ماه قبل
  • آبرو هرچی پسره برده
  • آبرو هرچی پسره برده

    • هستی رحیمی : نه دیگههههه خودشو شبیه دخترا کرده ولی چیزکه دارهمن نمیتونم لختش کنم بی زحمت خودت برو ببین

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    • я€ƶą ąʍ€ℓɨ : نمیدونم والا برو لختش کن ببین

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    • هستی رحیمی : میمیاش سایزش چنده این جوجو؟؟؟؟؟؟؟؟

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    я€ƶą ąʍ€ℓɨ

    5 سال پیش و 2 ماه قبل
  • ♥گریه نکن پدر ......
♥همین
  • ♥گریه نکن پدر ......
    ♥همین " نان حلال " که در دست داری ........
    ♥می ارزد به تمام سفره های رنگین حرامی که بعضی ها دارند ......
    ♥این روزها نان حلال در آوردن عرضه میخواهد .....
    ♥که تو داری پدرم .......
    ♥دستت را میبوسم که نان حلال بر سر سفره ی با برکتت دیدم

    я€ƶą ąʍ€ℓɨ

    5 سال پیش و 2 ماه قبل

    دختر در کتابخانه دانشگاه مشغول کتاب خواندن بود که پسر جوانی کنارش اومد و ارام از او پرسید می تونم اینجا بشینم ،دختر با صدای بلند گفت :من امشب خونه ات نمیام همه دانشجویان که در کتابخانه بودند با تعجب به پسر نگاه کردند و پسر شرمنده شد ،و رفت گوشه ای نشست و مشغول مطالعه شد .پس از مدتی دختر وسایلش را جمع کرد وقتی داشت از کتاب خانه خارج میشد رفت و در گوش پسر گفت من روان شناسی خوندم میدونم کاری کردم خجالت زده بشی پسر بلند داد زد اوه ۲۰۰ دلار واسه یه شب زیاده ،همه دانشجوها با نفرت به دختر نگاه کردند ،پسرک چشمکی زد و گفت منم حقوق می خونم میدونم چطور بی گناه رو گناه کار کنم

    • ☂یــه دونــه ☂ : اینوقبلخونده بودم خیلی خیلی باحاله..خخخخ ماکه نه روانسناسیم نه حقوق میخونیم چی؟؟

      4 سال پیش و 8 ماه قبل

    я€ƶą ąʍ€ℓɨ

    5 سال پیش و 2 ماه قبل
  • دخترک 6ساله که سرطان داشت

 قبل از ورود به اتاق عمل

با چشمای لرزون روبه پرستار گفت:

من مامان
  • دخترک 6ساله که سرطان داشت

    قبل از ورود به اتاق عمل

    با چشمای لرزون روبه پرستار گفت:

    من مامان بابام پول ندارن...

    میشه قبل از عمل بمیرم....

    بیایدبرای همه کودکان سرطانی دعا کنیم...

    • karbar -@ : محبوب باشيد ، هم ميهن ! (gol)

      3 سال پیش و 9 ماه قبل

    • هستی رحیمی : این اولین پستتههمههههههههههههههههههههههههههههههههههه پستاتو لایک کردم برو حال کن

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • Minoo Shayan
    • ᗰęłї ツ↹
    8319 هواداران
    بازدیدکنندگان