я€ƶą ąʍ€ℓɨ

(hakem )
  • عمق فاجعه را دلقکـــی فهمید

که به زور جلوی گــریه اش را گرفت

تا گـریم خــنده اش پاک نشود...
  • عمق فاجعه را دلقکـــی فهمید

    که به زور جلوی گــریه اش را گرفت

    تا گـریم خــنده اش پاک نشود...

    • samira d : liiiiiiiiikeeeeeeeemahbob shodiiii

      3 سال پیش و 11 ماه قبل

  • ♥ همینطوری یه عکس بزاریم از خودمون بخندیم به قیافه داغونمون ♥ (khandeh)  (khandeh)
  • ♥ همینطوری یه عکس بزاریم از خودمون بخندیم به قیافه داغونمون ♥

    • O.o°ηαṧ☂αґαη°o.O **** : خوشکلی عزیزم

      1 سال و 7 ماه قبل

    • ԃδƘĦɨɨ ✘ Ħααя ✔ : منم درگير امتحانام.ميگم چطور شد كه تو منو معاون كردي احتمالا سرت به سنگي چيزي نخورده؟؟

      1 سال و 7 ماه قبل

    • я€ƶą ąʍ€ℓɨ : خخخخخخ والا.چه خبرا من کم پیدا شدم تو کجایی؟

      1 سال و 8 ماه قبل

    я€ƶą ąʍ€ℓɨ

    4 سال پیش و 2 ماه قبل
  • آبرو هرچی پسره برده
  • آبرو هرچی پسره برده

    • هستی رحیمی : نه دیگههههه خودشو شبیه دخترا کرده ولی چیزکه دارهمن نمیتونم لختش کنم بی زحمت خودت برو ببین

      2 سال پیش و 11 ماه قبل

    • я€ƶą ąʍ€ℓɨ : نمیدونم والا برو لختش کن ببین

      2 سال پیش و 11 ماه قبل

    • هستی رحیمی : میمیاش سایزش چنده این جوجو؟؟؟؟؟؟؟؟

      2 سال پیش و 11 ماه قبل

    я€ƶą ąʍ€ℓɨ

    4 سال پیش و 2 ماه قبل
  • ♥عزیزان امیدوارم مطلب رو تا آخر بخونید و فقط برای ماریا دعا کنید من خودم این خبر رو همین الان دیدم♥
  • ♥عزیزان امیدوارم مطلب رو تا آخر بخونید و فقط برای ماریا دعا کنید من خودم این خبر رو همین الان دیدم♥

    درد دارد و ضعف؛ آن قدر زیاد که چند دقیقه پشت سر هم نمی تواند حرف بزند و جمله هایش بریده بریده است. پای چپش دو سه برابر پای راستش شده و اوضاع ظاهری بدی دارد. با همان حال بد و رنگ پریده و نفس تنگ، در آخر هر جمله ای، یک «خدا را شکر» تحویلم می دهد تا از همان اول روح بزرگش را به رخم بکشد. از او می خواهم ماجرا را شرح دهد که بفهمم چه شد و چرا به این روز افتاد.


    روز دوم مهرماه، ماریا. ج، دانشجوی بوکانی که در رشته الهیات دانشگاه تهران تحصیل می کند، از سرویس دانشگاه پیاده می شود. درب عقب اتوبوس دچار اشکال فنی بود و فقط یکی از درها باز می شد، به محض پیاده شدن ماریا، در بسته می شود و چادر او لای درب اتوبوس گیر می کند. خودش می گوید: «درست نمی دانم چه شد! فقط می دانم که چادرم گیر کرد و افتادم. فریاد می زدم که راننده نگه دارد، اما هر چه خودم و اطرافیان فریاد می زدیم، فایده ای نداشت که نداشت.»


    وقتی که اتوبوس غول پیکر، از روی پای ماریا رد می شود، انگشت شستش را قطع می کند. راننده می گوید: «اصلاً متوجه داد و فریادها نشدم وگرنه زودتر می ایستادم تا کار به اینجا نرسد.» بعد از دقایقی سر و کله آمبولانس پیدا می شود و ماریا را به بیمارستان شریعتی منتقل می کنند. در آنجا انگشت شستش را با پلاتین به پایش پیوند می زنند. کمی هم کوفتگی و کبودی در ناحیه رانش به وجود آمده بود که خیلی جدی به نظر نمی رسید و همه فکر می کردند ماجرا به همین جا ختم می شود.


    عفونت منتشر می شود


    بعد از عمل شست پا، ماریا را به بخش می آورند. می گوید: «اتاقم در بیمارستان شریعتی با شش ن
    [ادامه...]

    • هستی رحیمی : عزیزززززززززززززم

      2 سال پیش و 11 ماه قبل

    • من یک عاشورایی هستم(nazi70) : چقد دردناک هستش.انشالله شفا پیدا کنه.

      4 سال پیش

    • f.e.r.d.i _rgt : با سلام ....ایشالا خدا شفاش بده ...متاسفم واسه اون بیمارستان ........با دکترای پولکی .........خودم سه تا انگشتام چهار شنبه گذشته شکسته تازه عمل شده این عکسو دیدم ...........دردهامو فراموش کردم

      4 سال پیش

  • ♥ دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟..]

دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط
  • ♥ دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟..]

    دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید!!!

    گفت: بابا امام رضا بهم گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه»

    پدر به خادم گفت: دخیل که بستم

    به امام رضا گفتم:می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده.

    اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد. ♥

    • اصغر (زنده باد وطنم) : (geryeh)

      3 سال پیش و 8 ماه قبل

    • marziyeh MANSORI : خدایا عظمتت را شکر و سپاس

      3 سال پیش و 8 ماه قبل

    • هوتن پاسارگاد : salam dadash mahbob shodi dost dashti mahbobam kon

      3 سال پیش و 8 ماه قبل

  • یک روز مردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت که امکان بردن وی نبود، با خودش گفت دخترم را نزد 
امین م
  • یک روز مردی قصد سفر کرد، دختر مجردی هم داشت که امکان بردن وی نبود، با خودش گفت دخترم را نزد
    امین مردم شهر می برم و بعد عازم سفر خواهم شد. دختر را نزد شیخ برد و ماجرا را برایش توضیح داد و
    شیخ هم قبول کرد. شب شد و دختر دید شیخ هوس شوم به سرش برده است، دختر با زحمت فراوان
    توانست فرار کند، هوا خیلی سرد بود، دختر بعد از فرار هیچ لباس گرمی بر تن نداشت، در راه دید که چند نفر،
    گرد آتش جمع شده اند و مستانه مشغول نوشیدن شراب هستند، با خودش گفت آن امین مردم بود و قصد
    شوم کرده بود، مستان که جای خود دارند. یکی از آنها دختر را دید و به دوستانش گفت: که سرشان را به زیر
    بیندازند، در بین این صحبت ها دختر از شدت خستگی و سرما از حال رفت، یکی از آن ها دختر را به آغوش
    گرفت و در کنار آتش قرار داد تا گرمش شود، مدتی بعد دختر بهوش آمد دید که سالم و گرم است و آنها هم کاری به او ندارند، در آن لحظه گفت: یک پیک هم مرا مهمان کنید و بعد از آن این شعر را سرود:
    از قضا روزی اگر حاکم این شهر شدم
    خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد
    ترک تسبیح و دعا خواهم کرد
    وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد

    تا نگویند که مستان ز خدا بی خبرند

    • >_ shot : معرکه بود!!!حق بود (gol)

      2 سال پیش, 1 ماه

    • setareh homayi : باریکلابه شماافرین که اینچنین موضوعاتی میپندید

      3 سال پیش و 10 ماه قبل

    • آمیتیس سعیدی : Yeki ham in

      3 سال پیش و 10 ماه قبل

  • دختر خانوم با توام اینو بخون!!!
جذاب بودن به ارایش غلیظ نیست
جذاب بودن به پوشیدن ساپورت تنگ نیست ک
  • دختر خانوم با توام اینو بخون!!!
    جذاب بودن به ارایش غلیظ نیست
    جذاب بودن به پوشیدن ساپورت تنگ نیست که همه چیزت پیدا باشه
    جذاب بودن به مانتو خیلی کوتاه پوشیدن نیست
    جذاب بودن توی چشم بودن و دیده شدن نیست
    میدونی ما پسرا یه اینجور دخترا به چشم چی نگاه میکنیم؟
    به چشم یه شب خوابیدن باهاش فقط همین
    حالا بازم فکر کن با اینا جذاب میشی !!!
    جذاب بودن یعنی توی چشم نبودن
    جذاب بودن یعنی واسه اونی که دوسش داری جون بدی نه اینکه هر روز با یکی بلاسی و احساس زرنگ بودن بهت دست بده
    جذاب بودن یعنی صداقت یعنی نجابت
    جذاب بودن یعنی بی نظیر بودن واسه عشقت از همه لحاظ نه اینکه واسه همه
    جذاب باشی
    توی چشم باش/ ارایش کن /بی نظیر باش فقط واسه یکی
    باور کن چشم ناپاک/ دست هرزه ... زیاده وقتی تو اونطوری میگردی

    • ✘دخــــــــی شیطونــــــــــــــــ✘ ...... : LIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIIKKEEEEEEEEEEEEعالییییییییییی بود ایول دمت ولرم

      2 سال پیش

    • °°parisa°° . : رضا جان خیلی زیبا بود ولی ی دخترایی هستن که واقعا کم بود دارن از هر نظر با این کارشون فکر میکنن خیلی بالا میرن ....یا اصلا عقده دارن متاسفانه ..من ی دخترم ولی خدا شاهده حالم از هرچی ساپورت بهم میخوره بابا لخت بیا بیرون ب

      2 سال پیش

    • روشا تهرانی : راس میگی...خیلی ام راسته !خوش بحال کسی که ماله توءه و توام مال اونی...مردای مثه تو زنای مثل توصیفاتت,خیلی کم شدن....چه دنیای آشغالیه....نه دنیا خوبه آدماش آشغالن...بلانسبت شما و مثه شما (ghalb)

      2 سال پیش

  • ﺍﻭﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾـﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘـﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ : ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎ ﻧﺎﺯﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺻﺪﺍﯾـﺶ ﺑﺎ ﺗﻠﻔـﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺠﻨـﺲ ﺧﻮﺩ، ﺳ
  • ﺍﻭﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾـﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘـﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ : ﭘﺴﺮﯼ ﺑﺎ ﻧﺎﺯﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺻﺪﺍﯾـﺶ ﺑﺎ ﺗﻠﻔـﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺠﻨـﺲ ﺧﻮﺩ، ﺳﻮﺀ ﺍﺳﺘﻔـﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ .

    - ﺍﻭﺝ ﻣﺮﺩﺍﻧــﮕﯽ ﻧﺴـﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻓﻬﻤﯿـﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺪﻡ : ﭘﺴﺮﯼ ﺍﺯ ﮐﻼﻩ ﮔﯿﺲ، ﻣﻮﺑـﻨﺪ، ﻭ ﮔﻮﺷـﻮﺍﺭﻩ ، ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨـﺎﺭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ .

    - ﺍﻭﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘـﯽ ﻓﻬﻤـﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾـﺪﻡ : ﭘﺴﺮﯼ ﺗـﻮﯼ ﺩﻋﻮﺍ، ﺟﺎﯼ ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻥ، ﺟﯿــــﻎ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ !

    - ﺍﻭﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧـﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾـﺪ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﻓﻬﻤﯿـﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾـﺪﻡ : ﭘﺴﺮﯼ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﻗﯿـﻖ ﺷﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﻧـﺪﮔـﯽ ﺍﺵ، ﺑﻪ ﺁﯾﻨـﻪ ﺯﻝ ﻣﯿـﺰﺩ ﻭ ﺍﺑﺮﻭ ﺑﺮﻣـﯿﺪﺍﺷﺖ .

    - ﺍﻭﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧﮕـﯽ ﻧﺴﻞ ﺟـﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﻭﻗﺘـﯽ ﻓﻬﻤـﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾـﺪﻡ : ﯾﮏ ﭘﺴـﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧـﯽ ﻓﻘﻂ ﻣـﺎﺩﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﻫـﺮﺵ ﺭﺍ ﻧـﺎﻣﻮﺱ ﺧـﻮﺩ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ، ﻧـﻪ ﺗﻤـﺎﻡ ﺩﺧﺘـﺮﺍﻥ ﺍﯾــﻦ ﺳـﺮﺯﻣﯿــﻦ ﺭﺍ .

    - ﺍﻭﺝ ﻣﺮﺩﺍﻧـﮕــﯽ ﻧﺴﻞ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﻭﻗـﺘـﯽ ﻓﻬﻤﯿـﺪﻡ ﮐـﻪ ﺩﯾـﺪﻡ : ﭘـﺴـﺮﯼ ﺣﺎﺿﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺟﯿﺒـﺶ ﺑﺒﺨﺸﺪ، ﺗﺎ ﻫـﺮ ﺷﺐ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﺧـﺘﺮﺍﻥ ﺷﻬﺮﺵ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪ .

    ﺧـﻼﺻـﻪ ﺍﻭﺝ ﻣـﺮﺩﺍﻧـﮕـﯽ ﺍﯾﻦ ﻧـﺴﻞ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧـﯿﻠـﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﯾــﺪﻡ ...

    ﭘـﺴﺮ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦِ ﻣــﻦ، ﺑﻬﺘـﺮﯾـﻦ ﺩﻋﺎﯾﻢ ﺑﺮﺍﯾـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳـﺖ ﮐﻪ :
    "ﻣﺮﺩﺍﻧـﮕـﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻫـﯽ "
    ﮐﻪ ﺍﮔـﺮ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫـﯽ ﺩﯾـﮕﺮ ﻫﯿـﭻ ﻧـﺪﺍﺭﯼ ....

    ﺳﻼمتیــه ﭘﺴﺮﺍﯾـﯽ ﮐﻪ ﻣـــــــــــﺮﺩ ﺑـﻮﺩﻥ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧـﺮﻓـﺘـﻪ.....

    • هستی رحیمی : ناااااااااااازی

      2 سال پیش و 11 ماه قبل

    • goola serjik : رضا جون سلام پروفایلت خیلی با صفا بود...محبوبت کردم...روزگار شادی رو برات آرزو دارم ....

      3 سال پیش و 9 ماه قبل

    • я€ƶą ąʍ€ℓɨ : خب اون یکی دیگه هم بگو

      3 سال پیش و 10 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • ✔SÂĦÂR ✔
    • Minoo Shayan
    • ᗰęłї ツ↹
    8298 هواداران
    بازدیدکنندگان