گلایل *

(hamed1988 )
  • « سوگوارانِ مرگ‌آزموده»


گفتند بهشت زیر پای توست
کفش‌های مندرست اما
جز خاکِ «بهشت‌ِ زهرا»
به
  • « سوگوارانِ مرگ‌آزموده»


    گفتند بهشت زیر پای توست
    کفش‌های مندرست اما
    جز خاکِ «بهشت‌ِ زهرا»
    به خود ندیدند.
    صیحه‌زنِ ستم‌ستیز
    که چادر سیاهت را
    قابِ عکسِ فرزندِ کشته‌ی خود کرد‌ی!

    ستار تا دیروز
    یادآورِ نامِ آوازخوانی با ریشِ یگانه بود
    که چشم بسته می‌خواند،
    یا تفنگ‌چیِ مشروطه‌طلبی
    که اسبش را
    به فتحِ پایتخت زین کرد
    حالا ولی تنها
    عنوانِ نگاهِ عاصیِ این عکس است
    که دست‌های چروکیده‌ات دَمی
    از نگه داشتنش
    خسته نمی‌شوند.

    سالمندِ سرکشِ سوگ‌دار
    با منقارِ گشوده‌ی جوجه‌سارها
    بر صورتِ تکیده‌
    که خونِ جوانت
    پامالِ پوتین‌های پنهان شده در تاریکی‌ست!
    این سرزمینِ ناشنوا را ببخش.

    ما سوگوارانِ مرگ‌آزموده‌ایم،
    گِردنشینانِ گودِ واقعه
    هوراکشانِ حیله‌های رستمِ دستان،
    وارثانِ چشمِ تمساح و
    حافظه‌ی ماهی.
    ما با همان سرعتی که می‌گرییم
    فراموش می‌کنیم.

    یغما گلرویی

  • «کنار هم»

شاید شبی هر دو یک خواب را دیده باشند.
{ویسواوا شیمبورسکا}

ما یه جایی به هم گره خورد
  • «کنار هم»

    شاید شبی هر دو یک خواب را دیده باشند.
    {ویسواوا شیمبورسکا}

    ما یه جایی به هم گره خوردیم،
    شاید هر دو یه خواب رو دیدیم.
    شایدم وقتِ بچه‌گی از باغ
    توی یک لحظه سیب دزدیدیم.

    رد شدیم از کنارِ همدیگه،
    بارها... حتا بل‌که با مترو.
    من توی متروی خطِ اول،
    توی متروی اون یکی خط، تو

    شاید اون تاکسی‌ای که تو بارون،
    منو یک شب تا خونه‌مون آورد،
    بعدِ من، تو مسافرش بودی
    تو رو تا نزدیکای خونه‌ت بُرد

    نمی دونم... شاید همه اینا
    یه بهانه باشن ولی بی‌شک،
    ما یه جایی به هم گره خوردیم،
    مثل تن‌بازیِ دوتا پیچک.

    مثل خورشید و ماه که گاهی،
    همو تو گرگ و میش‌ها دیدن
    ما یه وقتی کنارِ هم بودیم،
    تو یه آهنگ وقتِ رقصیدن.

    ما یه جایی به هم گره خوردیم،
    کی می‌دونه کجای این تقویم؟
    تو یه جشنِ تولدِ پرشور،
    یا تو بهتِ یه مجلسِ ترحیم؟

    بلکه بادبادکِ گریزونم،
    که نخش پاره شد با دستای باد،
    همه‌ی آسمونو چرخید و
    روی پشتِ‌بومِ شما افتاد.

    شاید اون نمره‌ها که با تلفن،
    اشتباهی می‌افتادن شب‌ها،
    خوابو از چشمای تو دزدیدن
    تو به من گفتی: اشتباهه! آقا!

    نمی‌دونم، شاید همه اینا
    یه بهانه باشن ولی بی‌شک،
    ما یه جایی به هم گره خوردیم،
    مثل تن بازیِ دوتا پیچک.

    مثل خورشید و ماه که گاهی
    همو تو گرگ و میش‌ها دیدن
    ما یه وقتی کنارِ هم بودیم،
    تو یه آهنگ وقتِ رقصیدن.

    یغما گلرویی

    photo: murcia, v
    [ادامه...]

  • "دستهایت وطن منند"

    سالگرد همچراغی

    میان طوفان قدم شاید تعریف درست سالهای کنار هم بودنمان باشد. عزیز دل. سالهای کنار هم بودن و عاشقی کردن. سالهای رفاقت و همراز هم شدن. تو در مخوفترین سالها رسیدی به این تنها که در تاریکی سوت می زد برای انکه نترسد. رسیدی و نور بخشیدی تا پیش پایم را ببینم و شریک آرزوهایم شدی. شریک رویاها، دغدغه ها، نداری ها... حتا شریک جرم پرونده ام. با این همه اما این سالها در کنار تو به سرخوشی گذشت‌. تویی که مهربان و صبوری و تاب می آوری سنگ اندازیها، طعنه ها، تهمتها و هفته های از بی پولی در خانه ماندن را... و همچنان لبخندت تلخی روزگار را شیرین می کند. عزیزترین اتفاق زندگی منی. سفیدبرفیِ خلاقی که می تواند هر روز عادی را به روزی باشکوه بدل کند. تماشای مادرانگی ات وقتی بی خبر از نگاه من "یارا"ی کوچکمان را نوازش می کنی زیباست. دستهای کوچک تو این توان را دارند که با نوازششان ترانه های نانوشته را در من بیدار کنند. دستهای تو بهترین پناهگاهند هنگامی که از در و دیوار برایم می بارد. دستهای تو نمی گذارند روی سنگفرشهای لغزان این سرزمین عجایب زمین بخورم. تو هستی که هنوز می توانم از امید بنویسم و از فردایی که با یک بغل آزادی فرا می رسد. تو هستی که عشق را برایم معنا کنی. اگر نبودی این زندگی ارزش تجربه کردن نداشت... دوستت دارم.

    یغما گلرویی

    • Pαяηια ♛ : صلام میشع لطف کنی پستمو لایک کنی:) محبوبی. :/ جبران پلیز :) (ghalb)

      1 ماه و 2 هفته قبل

    • مجید مجدوند : (gol) (gol)

      1 ماه و 2 هفته قبل

  • «گوئرنیکا»


حال و روزم مثِ سگِ هاره،
که فقط پارس‌هاشو می‌شماره
زخم دستاشو گاز می‌گیره
جیغ ترم
  • «گوئرنیکا»


    حال و روزم مثِ سگِ هاره،
    که فقط پارس‌هاشو می‌شماره
    زخم دستاشو گاز می‌گیره
    جیغ ترمز رو آرزو داره.

    شکل پرسه رو فرشی از پوکه،
    توی یه سرزمین متروکه
    مشت می‌شم روی کلاویه‌ی
    این پیانو که دیگه ناکوکه.

    گریه تو وزن مفتعل فعلن،
    واژه با طعم شاش توی دهن
    فکر تو چارچوبِ چَک خوردن،
    شعر تو وزن مطلقن قدغن.

    قدغن مثل شَک تو سوریه،
    مثل یه تانگو توی قونیه
    خشک می‌شم ولی نمی‌میرم،
    مثل دریاچه‌ی ارومیه.

    مثل حرفی که صد دفعه خط خورد،
    مثل برگی که سبز موند و مُرد
    دل خنک می‌کنم تو میدون با
    فحش دادن به عکس رو بیلبورد.

    غرق می‌شم تو برکه‌ی الکل،
    توی میکس سن‌ایچ با اتانل
    روی فرش سرنگ می‌رقصم،
    با جوونای مُرده زیرِ پُل.

    دموئه هر صدای استریو،
    توی ماشین و توی استودیو
    اون کسی که زبونمو می‌خواست،
    کفِ دستم گذاشته گوش منو.

    پیکاسو پشتِ بومِ این چشماس،
    دنیا پیش نگام گوئرنیکاس
    ائتلافِ جنون و رنجیره،
    انعکاسِ کوبیسم تیر خلاص.

    من یه مَردم تو گوشه‌ی تابلو،
    با دوتا چشم باز مونده به تو
    که داری ضجه می‌زنی دائم
    نعشٍ معصومِ آرزوهاتو.

    حال و روزم مثِ همون مَرده،
    که زمین خورده روی اون پرده
    با یه شمشیرِ مُرده تو دستش،
    می‌گه از راه برنمی‌گرده.

    یغما گلرویی

    تصویر: گِرنیکا (به اسپانیایی: Guernica گوئرنیکا) نام اثری است از نقاش معاصر اسپانیایی، پابلو پیکاسو (۱۸۸۱ - ۱۹۷۳) که بمباران دهکد
    [ادامه...]

    • |•عُـوِردوز•| . : دوصت داشتی پصتامو بلایک و یا محبوبم کن (:

      1 ماه و 2 هفته قبل

  • «باغِ آلبالو»


زخم‌هایی تو زندگی هستن
که نمی‌شه نشونِ دکتر داد،
مثلِ زخمِ دقیقه‌ای که تو اون
  • «باغِ آلبالو»


    زخم‌هایی تو زندگی هستن
    که نمی‌شه نشونِ دکتر داد،
    مثلِ زخمِ دقیقه‌ای که تو اون
    آخرین بوسه از دهن افتاد.

    من چخوف‌وار عاشقِ تو شدم،
    -دخترِ بکرِ باغ‌ آلبالو!-
    تا تفنگِ نمایشت باشم
    با هزار بغضِ گوله توی گلو.

    بغضِ سُربیمو قورت دادم تا
    صحنه از خون تازه لیز نشه.
    عشقمونو جوون، جووون کُشتم
    تا تو پیری کم و مریض نشه.

    غرقِ لبخندهای تو بودم،
    مثل گنجشک تو حوضِ نقاشی.
    اولین آدمِ زمین بودم
    تا تو حوای بی‌هوو باشی.

    نور صحنه تو رو نشون می‌داد
    من تفنگی بودم تو تاریکی.
    باغ آلبالو از تبر پر بود،
    از هیولاهای پلاستیکی.

    اون کسی که حواستو دزدید،
    چُرت می‌زد برات تو وی.آی.پی.
    من همه‌ش می‌نوشتمت حتا
    با غلط‌های فاحشِ تایپی.

    عطرتو از رو صحنه قیچی کرد
    -زن جادویی نمایش من!-
    حلقه ی ازدواج و حلقه ی دار
    گاهی وقتا چقدر شکلِ همن.

    مثل چایکوفسکی که قوهاشو
    روی‌ دریاچه‌ی یخی رقصوند.
    من تو دریاچه‌های اشک خودم
    یه جزیره شدم که تنها موند.

    آخرین صحنه‌ی نمایشمون
    وقتی پایین کشیده شد پرده،
    کفنِ سرخِ مخملی افتاد
    رو تفنگی که خودکشی کرده.

    زخم‌هایی تو زندگی هستن
    که نمی‌شه نشون مردم داد.
    مثلِ زخمِ تفنگِ کهنه‌ای که
    بوی باروت به خاطرش نمیاد.

    ترانه و عکس یغما گلرویی

  • «نخل»


تو تنش هزارتا ترکش داره
دلِ خون و روح سرکش داره.

توی گوشش صدای خمپاره
زخمای قدیمیشو
  • «نخل»


    تو تنش هزارتا ترکش داره
    دلِ خون و روح سرکش داره.

    توی گوشش صدای خمپاره
    زخمای قدیمیشو می‌شماره.

    وسطِ دشتِ پر از خاکستر،
    روی پاش موند یه نخل بی‌سر.

    موجِ انفجار هنوز باهاشه
    نمی‌تونه مثلِ سابق باشه

    نخلِ سرسوخته ی نخلستون!
    با تموم غصه‌هات تنها بمون!
    این‌جا هیچ نخلی باهات محرم نیست
    هیچکی ریشه‌ش توی خاک محکم نیست.

    نخلای جوون بهت می‌خندن
    چشماشونو روی تو می‌بندن.

    نمی‌دونن دلِ گود یعنی چی
    جنگی که تموم نشد یعنی چی.

    نمی‌دونن هیچی از نشکستن
    طعنه‌ها شنیدن و لب بستن.

    نخلِ سربلندِ بی‌سر بودن
    زنده بودن ولی پرپر بودن.

    نخلِ سرسوخته‌ی نخلستون!
    با تموم غصه‌هات تنها بمون!
    دیگه هیچ نخلی باهات محرم نیست
    هیچکی ریشه‌ش توی خاک محکم نیست.

    یغما گلرویی

    photo by yaghma golruee

  • روز جهانی کودک خجسته باد
  • روز جهانی کودک خجسته باد

    • mmm3 kkkkkkkk : (gol) (gol)

      2 ماه پیش

    • ⲎⲜⲘⲠ ϪⲊⲖϢϪⲠⲌⲈⲄ : لایک و محبوبی عزیز به منم سر بزن و لایک و محبوب کن...مرسی (gol) ممنون از پستای قشنگت...ممنون میشم عضو گروه خودت بدنسازی بشی...با تشکر(gol)

      2 ماه پیش

    • اشرف . ش . ی : به امید نسلی فرهیخته و آگاه ...

      2 ماه پیش

  • "لعنت به چشمهایی که مرا گریه کنند"


    دست راستم
    سالهاست خواب رفته است
    و نیمی از صورتم
    در آینه پیدا نیست.

    خاطره ها یک به یک
    میانِ مه گم می شوند،
    طعم لبهایت
    در آوازهایم نقطه چین شده
    و پاک کرده کسی
    عطر عبورت را
    از ساحل این دریا
    که به شوری اشکِ مادران است.

    موهایم
    کجای این گرگم به هوای کودکانه سفید شد؟
    میان من و گرگی که حالا
    گیاهخوار شده
    و بره های خوشباور را شیر می دهد!

    با دَه زالوی تشنه در انگشتانش
    ورق می زند کتابها را
    هولاکوخانِ هاری که همچنان
    هزار روسپیخانه در جمجمه دارد.

    لبهایت را خط می زند
    و قیچی می کند
    عطر موهایت را
    از رویایی که من دیده ام
    در نیمه شبی تابستانی.

    جراح مجنونی
    که بالابلندترین کودکان را
    قطع عضو می کند.
    محرمعلی خانی با وهمِ ساختن شهری
    از کرور کرور کوتوله ی همگون.

    غمگین نباش!
    قناری منقاربسته.
    در سرزمینی که
    قصابهایش قصیده می گوید
    و با دهان پر از سکه
    خرناسه ی ثنا سر می دهند،
    در گوش تو
    عاشقانه ترین شعرها را خواهم خواند.

    بگذار کسی زخمهایمان را
    به خاطر نیاورد.
    این سفره ی گرسنه خوب می داند
    ما با بوسه ای ساده
    سیر می شویم.

    فلات فراموشکاران را ببخش
    و در آگهی مرگم بنویس:
    لعنت به چشمهایی
    که مرا گریه کنند.

    یغما گلرویی

    • B asylum : پُستمُ لآیکـ کُن ؛| (ghalb)

      2 ماه پیش

    • $M r A L I $ : سلام دوست عزیزـ لطفن تو گروهع اولع پروفم عضو شو عیزمـ مرسیـ

      2 ماه پیش, 1 هفته

  • "رابینسون کروزوئه"


    باید ترانه هامو توی بطری بندازم،
    وقی که موجا مقصدشون ساحلِ توئه
    چشماتو روی بطریای نامه بر نبند!
    این آخرین امیدِ رابینسون کروزوئه

    بی تو اتاق من یه جزیره س میون آب،
    متروک و سوت و کور، پر از گریه های من
    یه تک درخت نخل و یه آلونکِ حقیر،
    با ساحلی که پر شده از ردپای من

    هر روز دوره می کنم همه ی این جزیره رو،
    با خاطراتِ ناب و قشنگِ تو پا به پا
    روز و شبای من خلاصه می شن تو شنیدنِ
    موسیقیِ مداومِ موجا و صخره ها

    دارم مدام نقشه می کشم اما چه فایده،
    با چن تا تخته پاره نمی شه به تو رسید
    صدبار اومدم به جنگِ خدایان موج ها،
    صدبار این جزیره شکستای من رو دید

    هر شب میون ماسه ها از هوش می رم و
    به بودنم کنار تو تو خواب دلخوشم
    تو زنده می شی تو دل رؤیام شب به شب،
    من تنها با خیال تو روزامو می کشم

    تو دورِ دورِ دور تو ویلای ساحلیت،
    داری به یه ترانه ی من گوش می کنی
    کی باورش می شد که با یه چشم به هم زدن،
    من رو تو این جزیره فراموش می کنی؟

    بعد از کدوم بهانه اتاقم، جزیره شد؟
    این دریا کی میون من و عشق تو نشست؟
    دستای کی تو رو از لحظه هام گرفت؟
    کی چشاتو روی این بی ستاره بست؟

    دریا هنوز دراز کشیده میونمون،
    ما بین بی خیالی تو و دلتنگیای من
    یه قایق از تو خط افق سر نمی رسه،
    تا دست تکون بدی روی عرشه ش برای من

    این قصه آخرش به رسیدن نمی رسه،
    تنهایی سرنوشتِ رابینسون کروزوئه!
    یه مردِ خسته توی جزیره س که تا ابد
    باور نداره رفتی
    [ادامه...]

    • اردوان پارسی : عالی بود

      2 ماه پیش, 1 هفته

    گلایل *

    2 ماه پیش و 2 هفته قبل
  • «زنده باد باد»


تیتر اخبارِ ماهواره شده
زنده‌باد باد و هر چه باداباد
یادمون رفته اون هواپیما
  • «زنده باد باد»


    تیتر اخبارِ ماهواره شده
    زنده‌باد باد و هر چه باداباد
    یادمون رفته اون هواپیما
    که یه روز تو «خلیج فارس» افتاد.

    گرگ‌ها شاخه گُل فرستادن،
    بره‌ هم با یه عشوه عاشق شد
    دیگه فرقی نداره دستای کی
    قاتلِ دولتِ «مصدق» شد.

    من فقط گوش می‌کنم به خودم،
    به خودی که دچارِ تردیده
    به میان‌سالگی رسیده ولی
    معنیِ سازشو نفهمیده.

    صورتِ مُجریا شبیه همه،
    با یه لب‌خندِ فِیکِ مصنوعی.
    حرفاشون بوی ناخوشی می‌ده،
    عین بوهای توی دست‌شویی.

    مثلِ مار بوآی ذله‌ای که
    دُمشو جای طعمه بلعیده.
    شکلِ تنهاییِ سی و سه پُلم
    روی زاینده‌رود خشکیده.

    تنمو از رو این کاناپه ببر،
    از خبرهای لعنتی خستم.
    کمکم کن تلوتلو نخورم!
    کنترل رو بگیر از دستم!

    از همون دورها نگاهم کن،
    یه درختو ببین که خشکیده
    بس‌که دائم به جای میوه فقط
    تبرای گرسنه زاییده

    منو از این سیاه‌چاله‌ی تنگ،
    پله پله ببر به سمتِ تنت
    شوکرانِ شبامو شیرین کن
    با تمشکای پشتِ پیرهنت

    خوش دارم نقشِ رو به روت توی
    یه سکانسِ بدون کات باشم
    قزل‌آلای رو به سرچشمه
    توی دلتای سینه‌هات باشم

    عشق‌بازیم با جای خالیِ تو
    رقص با نشمه‌های الهامه
    بازیِ پانتومیم با آینه‌‌‌س،
    حالِ صدام وقتِ اعدامه.

    شب به نیمه رسید و کل جهان
    رقص شیرا رو توی سیرک دیدن
    اون سگایی که پارس می‌کردن
    مثلِ یه قهرمان فراریدن.

    دعوتم کن به سمتِ بی‌سمتی،
    [ادامه...]

    • kill illuminati • : کنجکاوم کمی ازعقایدتون رواز زبان خودتون بشنوم... (khoob)

      2 ماه پیش

    ادامه... دوستان
    • علیرضا مطیعی
    • فرزند زمین
    • سیما دانلود
    • ali hashemzadeh
    • فرشته نبی
    • Blaxup Official
    • علی حسینی
    • Soolnan 2016
    • مسعود حامدی تکاب پخی
    • ندا سروري
    • درآمد دلاری بیت کوین
    • امید رمضانی
    • فرزاد رستگاری
    • علی ایمانی
    • mohamad amini
    • Tam Tam
    1806 هواداران
    بازدیدکنندگان
    ادامه... گروه ها