j.t.h .

(hekmatane )
  • حسین پناهی :
پشت چراغ قرمز 
پسرکی با چشمان معصوم  و دستانی کوچک گفت :
چسب زخم نمی خواهید ؟
پنچ ت
  • حسین پناهی :
    پشت چراغ قرمز
    پسرکی با چشمان معصوم و دستانی کوچک گفت :
    چسب زخم نمی خواهید ؟
    پنچ تا ، صد تومن ،
    آهی کشیدم و با خود گفتم :
    تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم ،
    نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو ...

    • سعید معظمی : سلام دوست عزیز خسته نباشین ....دعوتتون میکنم به گروه یاران امام حسین(ع) اگه قابل دونستین عضو گروهم بشین وپستاتونو اونجا هم بذارین...ممنون تنهام نزارین (gol) (gol) (gol) درپناه اقا امام حسین(ع) (ghalb)

      2 سال پیش و 3 ماه قبل

    • حسین سماواتیان : محبوبیت تقدیم شد (gol) (gol)

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

  • صادق هدایت میگه:
عاشقی…
باید قسمته آدم بشه…
وقتی شد یهو بخودت میایی میبینی یکی هست با همه فرق میک
  • صادق هدایت میگه:
    عاشقی…
    باید قسمته آدم بشه…
    وقتی شد یهو بخودت میایی میبینی یکی هست با همه فرق میکنه!
    صدای پاشو میشناسی!!
    وقتی میبینیش آنقدر قلبت تند تند میزنه فکر میکنی الان صداشو همه میشنون
    بهت محل نذاره کلافه ای؛وقتی هست خوبی وقتی نیست….
    مهم نیست که با هم قهرین یا آشتی ؛ مهم اینکه باشه ؛ پیشت باشه،فقط باشه…
    وقتی هم نیست جاشو هیچکس دیگه ای پر نمیکنه……..
    و این یعنی بهترین و ناب ترین حس دنیا
    اصلا”یعنی…
    خوده خوده زندگی….

    • Mahsan ツ : سلام محبوب شدی♥پستات هم لایک کردم♥به منم سر بزن و اگه دوست داشتی در گروه •♥امپراطورپاپ •♥•که توی لیست گروهام هست عضو شو ♥ و پستای زیبات رو به اشتراک بگذار♥ محبوب کردن گروه یادت نره ♥ ʘ͜͡ʘ ♥ ......مهسان

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

  • شد رئیس مذهب ما از جفا خونین جگر

این مصیبت کرده دلخون مردم آگاه را

آن که با خون جگر بر شیعیان
  • شد رئیس مذهب ما از جفا خونین جگر

    این مصیبت کرده دلخون مردم آگاه را

    آن که با خون جگر بر شیعیان هموار کرد

    در خط سرخ ولایت تا قیامت راه را

    شهادت امام صادق علیه السلام تسلیت باد

    • Avesta ... : سلام عرض می کنم..یکم شهریور روز همدان و روز بزرگداشت شیخ الرئیس بوعلی سینا برشما مبارکღღღ

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

  • دیشب  استاد یدالهی مهمان برنامه خندوانه بود این ترانه رو خوند خیلی خوشم اومد گفتم با شما هم بذارم. ت
  • دیشب استاد یدالهی مهمان برنامه خندوانه بود این ترانه رو خوند خیلی خوشم اومد گفتم با شما هم بذارم. ترانه تیتراژمدار صفر درجه
    وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
    وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید
    وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
    وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

    من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی
    چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی
    یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
    آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

    وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
    آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
    من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی
    چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

    من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
    چیزی از آن سوی یقین شاید کمی هم پیش تر
    آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
    دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود

    من عاشق چشمت شدم...


    شاعر: دکتر افشین یداللهی

  • یاد بگیریم توی دنیا به دنبال چشم زیبا نباشیم،
سعی کنیم معنای نگاه زیبا رو بفهمیم.
  • یاد بگیریم توی دنیا به دنبال چشم زیبا نباشیم،
    سعی کنیم معنای نگاه زیبا رو بفهمیم.

    • ... ĦÂ♏ЄÐ : سلام دوست گلم دعوتتون میکنم به گروه تعزیه امام حسین خوشحال میشم عضو شی و پیامهای زیبات رو اونجام بزاری مرسی (gol)

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

  • یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما دوره...






یاد دارم در غروبی سرد سرد،
 می گ
  • یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما دوره...






    یاد دارم در غروبی سرد سرد،
    می گذشت از کوچه ما دوره گرد،

    داد می زد: "کهنه قالی می خرم،
    دست دوم، جنس عالی می خرم،
    کوزه و ظرف سفالی می خرم،
    گر نداری، شیشه خالی می خرم"،

    اشک در چشمان بابا حلقه بست،
    عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست،
    اول ماه است و نان در سفره نیست،
    ای خدا شکرت، ولی این زندگی است؟!!!

    سوختم، دیدم که بابا پیر بود،
    بدتر از او، خواهرم دلگیر بود،

    بوی نان تازه هوش اش برده بود،
    اتفاقا مادرم هم، روزه بود،

    صورت اش دیدم که لک برداشته،
    دست خوش رنگ اش، ترک برداشته،

    باز هم بانگ درشت پیرمرد،
    پرده اندیشه ام را پاره کرد...،

    "دوره گردم، کهنه قالی می خرم،
    دست دوم، جنس عالی می خرم،
    کوزه و ظرف سفالی می خرم،
    گر نداری، شیشه خالی می خرم،

    خواهرم بی روسری بیرون دوید،
    گفت: "آقا، سفره خالی می خرید؟!!"

    " زنده یاد، قیصر امین پور "

    • ELNAZ TTT : محبوبیت+فول لایک این صفحه تقدیمتون...

      2 سال پیش و 4 ماه قبل

  • شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود


فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود


دیگر پس از شهادت زهر
  • شب بود و اشک بود و علی بود و چاه بود


    فریاد بی‌صدا، غم دل بود و آه بود


    دیگر پس از شهادت زهرا به چشم او


    صبح سفید هم‌چو دل شب سیاه بود


    دانی چرا جبین علی را شکافتند؟


    زیرا به چشم کوفه عدالت گناه بود


    خونش نصیب دامن محراب کوفه شد


    آن رهبری که کعبه بر او زادگاه بود


    یک عمر از رعیت خود هم ستم کشید


    اشک شبش به غربت روزش گواه بود


    دستش برای مردم دنیا نمک نداشت


    عدلش به چشم بی‌نگهان اشتباه بود


    هم‌صحبتی نداشت که در نیمه‌های شب


    حرفش به چاه بود و نگاهش به ماه بود


    مولا پس از شهادت زهرا غریب شد


    زهرا نه یار او که بر او یک سپاه بود


    وقتی که از محاسن او می‌چکید خون


    عباس را به صورت بابا نگاه بود


    «میثم!» هزار حیف که پوشیده شد ز خون


    رویـی کـه بهـر گمشـدگان شمـع راه بود

    استاد سازگار

    • ♥☻Arezoo ☺♥ : محبوبیت تقدیم شما...(haa)

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

    • ✿ɌЭʎĥᶏŋ ✿ : ✿مَحبـــوب ِ مَن گَرم یاد آوری یا نَه مَــن ازیــآدتــــ نمیکــآهم تـورا مَن چَشم درراهــــَم◕‿◕

      2 سال پیش و 5 ماه قبل

  • «دلا باید بهر دم یا علی گفت » 

دلا باید بهر دم یا علی گفت                     /         نه هر دم
  • «دلا باید بهر دم یا علی گفت »

    دلا باید بهر دم یا علی گفت / نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
    به صدق دل همیشه یاد او بود / به هر پیچ و به هر خم یا علی گفت
    دمی که روح در آدم دمیدند / ز جا بر خاست آدم یا علی گفت
    چو نوح از موج توفان ایمنی خواست / توسل جست و هر دم یا علی گفت
    ز بطن حوت یونس گشت آزاد / ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
    عصا در دست موسی اژدها شد / کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
    نمی شد زنده جان مرده هرگز / یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
    رسول الله شنید از پرده غیب / ندائی آمد آن هم یا علی گفت
    نزول وحی چون فرمود سبحان / ملک در اولین دم یا علی گفت
    علی در کعبه بر دوش پیمبر / دم بنهاد آندم یا علی گفت
    به فرقش کی اثر می کرد شمشیر / گمانم ابن ملجم یا علی گفت
    شعر از : محمدحسین علومی تبریزی

    • ali a : افسانه از ترکمن صحرایکى بود یکى نبود. در روزگاران قدیم، پادشاهى بود که دخترى دانا و مهربان داشت. در حقیقت دانائى و مهربانى دختر زبانزد خاص و عام بود. به‌همین خاطر خواستگاران زیادى داشت. هر روز سیلى از خواستگاران مى‌آمدند

      2 سال پیش و 6 ماه قبل

    ادامه... دوستان
    • هاله .....
    • بهنام .
    60 هواداران
    بازدیدکنندگان